Skip to main navigation | Skip to content

 

بلاگ بایگانی شده

این بلاگ بایگانی شد. محتوای آن همچنان در دسترس خواهد بود ولی به روز نخواهد شد و اظهار نظر در بارۀ آن از حالت فعال خارج شده است.

گرگوری شولتی، سفیر ایالات متحده در IAEA در وین، اتریش علاقه مند است تا با شما در مورد مسئله بسیار مهم عدم گسترش تکنولوژی هسته ای مرتبط با دولت ایران به بحث و تبادل نظر بپردازد. نظرها و توضیحات آقای شولتی درمورد مسائل مربوط به این موضوع را در وبلاگ ايشان در اين تارنما قرار می دهیم، و ایشان از نظرها و پرسش های شما استقبال می کنند. Read More

پست شده در: پاسخ های آقای شولتی به پرسش های مطرح شده


  • پاسخ آقای شولتی در اين وبلاگ تا تاريخ 26 ژانويه 2009، به نظرها و پرسش های مطرح شده

    پرسش از دکتر استرنج لاو
    24 ژانويه 2009
    بلاگ: شب سال نو در وين

    ما چطوری میتوانیم به شما ثابت کنیم که نیتمان صلح آمیز میباشد و علاقه ای به ساختن بمب  و جنگ و جدال نداشته ونداریم.
                     بااحترام
                                           Dr.Strange Love -  From:Natanz

    پاسخ آقای شولتی:

    جامعۀ جهانی به پرسش شما پاسخ داده است: ضوابط تعیین شده توسط شورای امنیت را رعایت کنید، با  آژانس بین المللی انرژی اتمی به طور کامل همکاری داشته باشید و با ایالات متحده و دیگر قدرتهای بزرگ بر سر میز مذاکره بنشینید. این گامهای ساده بین ایران وبقیۀ جهان ایجاد اعتماد خواهد کرد و کشورهای ما را به راه جدیدی در جهت روابط متفاوتی رهنمون خواهد شد.
    ضمنا من از شوخ طبعی شما لذت بردم. برای اطلاع خوانندگانی که نمی دانند، دکتر استرنج لاو چهرۀ ای شیطانی ولی بیاد ماندنی در یک فیلم کلاسیک آمریکایی است به نام ” دکتر استرنج لاو: چگونه من آموختم به نگرانی پایان دهم و عاشق بمب باشم” . این نقش را پیتر سلرز هنرپیشۀ [فقید انگلیسی] ایفا می کرد. دکتر استرنج لاو یک کارشناس دیوانۀ هسته ای و یک نازی سابق،عاشق بمب بود و بدیهی است که آرزوی به کار بردن آن را هم داشت. فیلم که در بحبوحۀ جنگ سرد ساخته شد به تاکید گذاشتن بر خطر سلاح های هسته ای در آن زمان یاری رساند و بیهودگی فرضیۀ “نابودی متقابل تضمین شده”  را نشان داد. 
    این دوران کابوس مانند که طی آن جهان در لبۀ پرتگاه جنگ هسته ای می زیست، به بهترین وجهی به فیلمهای قدیمی و کتابهای تاریخ سپرده شده است. من صمیمانه امیدوارم که هیچ “دکتر استرنج لاو” ی در نطنز مشغول کارنباشد!  

    نظر از کوروش
    24 ژانويه 2009
    بلاگ: تعهد پرزيدنت اوباما به ديپلماسی بر اساس ارزش های آمريکايی

    با درود
    ورود آقای  اوباما به کاخ سفید برای تاریخ معاصر دنیا تحولی شگرف محسوب میگردد.سیاست ایشان در قبال حکومتهای زورگویی همچون ایران هنوز در پرده ابهام است.گرچه بارقه از امید در صحبتهای ایشان از حق و عدات برای آزادیخواهان ایرانی پدید آورده است.امیدوارم ایشان از برنامه ها و طرحهای که ایرانیان مخالف رژیم ایران دارند و بر اساس آن برای آزادی ایران اقدام خواهند نمود/ حمایت عملی بعمل آورد.
    منهم به نوبه خود باری ایشان و همکارنشان آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.
    پاسخ آقای شولتی:
    از شما سپاسگزارم.
    نظر از سعيد
    24 ژانويه 2009
    بلاگ: حرکتی جديد برای جلو راندن صلح در خاورميانه

    باسلام
    می خواستم این روزبزرگ را به همه ملت امریکا تبریک بگویم و امیدوارم روزی هم ما ایرانیان بتوانیم رئیس جمهور  خود را بمعنای واقعی انتخاب کنیم و مطمئن باشید او روز پیام رئیس جمهور ما نیز نویدصلح رادارد چرا که ما ایرانیان همواره صلح طلب می باشیم ولی متاسفانه دراین زمان مملکت ما دست اعراب است.
    زرتشت پیامبر ما می گوید:
    شریف ترین دلها دلی استکه اندیشه آزار کسان درآن نباشد.
    من واقعاً ازگفتار حاکمان حال حاضر ایران درمورد حکومت امریکا شرمنده ام.
    پیروز وسرافراز باشید

    پاسخ آقای شولتی:
    از اظهار نظر شما سپاسگزارم.
    نظر از آرش:
    23 ژانويه 2009
    بلاگ: رياست جمهوری اوباما آغاز شد

    تردیدی ندارم که اشراف و تسلط و تجربه های ارزشمند شما در دیپاماسی و گفتمان هسته ای موجب شده است تا باردیگر ازسوی دولت جدید ایالات متحده در سمت مهم خود ابقاء شوید.با تبریک به شما ورئیس جمهور جدید؛ امیدوارم ایشان و شما در قانع کردن رژیم جمهوری اسلامی برای کنار گذاشتن شیوه های غیرمتعارف در فعالیت های هسته ای همچنین اجرای دقیق مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشرو پرهیز دادن رژیم از قوانین وحشیانهء ماقبل تاریخ موفق باشید و انتظار ملت ایران برای برخورداری از دموکراسی و آسایش درسال جاری برآورده شود.

    پاسخ آقای شولتی:

    از شما سپاسگزارم.

  • پاسخ آقای شولتی به نظرها و پرسش های در اين وبلاگ تا تاريخ 23 ژانويه 2009

    نظر از حميد

    29 دسامبر 2008

    بلاگ: پاسخ به نظرها و پرسش ها

     

    با سلام .

    کریسمس مبارک . جناب سفیر می خواهم سوالی متفاوت از تمامی پرسشهای دوستان از شما بپرسم اما قبل از سوال می خواهم کمی با شما حرف بزنم:

    جناب سفیر من متولد سال 1975 هستم  و امروز در ایران آموزگار می باشم در8 سال جنگ بین ایران وعراق که جنگی تحت عنوان مشکلات جغرافیایی و مذهبی و تمامی دلایلی که صدام حسین از انها یاد میکرد بود میلیاردها دلار سلاحهای شوروی . فرانسه  انگلیس المان وچین به طرفین جنگ فروخته شد پس از جنگ کشور مطبوع شما به دلیل حساسیت منطقه خلیج فارس پس از جنگ عراق با کویت باتمام قوا تا به امروز در منطقه خلیج فارس حضور دارد و هر ساله میلیارد ها دلار سلاح و تولیدات صنایع و … توسط کشور های حاشیه خلیج فارس و همسایگان دیگر ما از شما خریداری میشود دیروز بهانه فروش ایران ایدولوژیک بود و امروز ایران هسته ای .

    و حال سوال :

    جناب سفیر آیا انقلاب ایران که رهبرش درعصر ارتباطات درفرانسه (آزاد ترین کشور دنیا )انقلاب را رهبری می کرد برنامه ای نوشته شده در سازمانهای اطلاعاتی انگلیس و آمریکا نبود؟ آیا باوجود ایران ژاندارم و مقتدر نیازی به وجود آمریکا در منطقه بود؟ آیا امروز جمهوری اسلامی غیر مستقیم بهترین وبزرگترین دوست وشریک اقتصادی آمریکا نیست؟  آقای سفیر در نزد ایرانیان ایالات متحده محبوبترین کشور میباشد و همچنین بنده. پس خواهشمندم با صداقت پاسخ دهید . سال نو مبارک

     

    پاسخ آقای شولتی:

     

    از تهنیت های سال نو شما به بسیار سپاسگزارم

     

    ایالات متحده با کشورهای خلیج به خاطر اهمیت منطقه و نیز به سبب نگرانی های امنیتی آن کشورها از ناحیۀ ایران، دارای مناسبات نزدیک امنیتی است. آنها از بابت جاه طلبی های رهبران امروز ایران احساس نگرانی می کنند و حتی از این جهت که ایران در صورت مسلح شدن به سلاح های هسته ای چگونه رفتاری خواهد کرد بیشتر نگرانند. این تصادفی نیست که دیگر کشورهای منطقه نیز در پی دستیابی به فن آوری هسته ای هستند. ما آنها را به انجام این کار با رعایت کامل تعهدات بین المللی خود و بدون دنبال کردن فناوری های حساس مربوط به ساختن بمب که در حال حاضر به وسیلۀ رهبران ایران در مغایرت با قطعنامه های متعدد شورای امنیت پی گیری می شود، تشویق می کنیم. 

     

    من با شما در این نکته موافقم که ایران و ایالات متحده ازدید گاه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی شرکای طبیعی یکدیگر هستند. متاسفانه ایدئولوژی و عدم اعتماد را، بویژه اگر بار تاریخی هم بر آنها افزوده شده باشد به آسانی نمی توان به یک سو نهاد و من از این که رهبران ایران مقابله جویی را به همکاری ترجیح دهند احساس نگرانی می کنم. اوباما، رئیس جمهوری منتخب رویکرد جدیدی را به این موضوع وعده داده است، امیدوارم رهبران ایران این فرصت را مغتنم بشمارند.

     

    و در وهلۀ آخر من میل دارم از شما به خاطر اشتغال به کار تدریس تشکر کنم.  تدریس در ایالات متحده کار پر در آمدی نیست، وکلای دعاویۀ بازرگانان و حتی کارمندان دولت در آمد بیشتر دارند. شاید در ایران هم وضع مشابهی وجود داشته باشد. اما به اعتقاد من، تدریس یکی از ستایش انگیز ترین و مهمترین مشاغل در جهان است. امیدوارم شما با این نظر موافق باشید که معلم به شاگردانش کمک می کند که نقادانه و خردمندانه بیندیشند، قوۀ تخیلشان را به کار اندازند، و جزم اندیشی یا ایدئولوژی های خطرناک را تشخیص دهند، از تاریخ درس بیاموزند ولی نگاهشان متوجه آینده باشد و به این موضوع که برای تبدیل جوامع، کشورهای خود و جهان به جای بهتری برای زیستن چه کاری از دستشان بر می آید فکر کنند.    

     

    پرسش از بابک

    4 ژانويه 2009

    بلاگ: کشور های عرب به سبب نگرانی از برنامۀ هسته ای ایران به گروه 1+5 می پیوندند

     

    سلام آقای شولتي سال نو مسيحي را به شما تبريك می گويم. اول گله مندم به خاطر به كار بردن واژه خليج چون اين خليج هميشه همراه فارس بوده است. دوم ما مردم ايران جدا از حكومتمان مشكلی تاريخي با اعراب داريم وارد كردن اعراب به پرونده هسته اي قطعا به نفع حاكمان ايران است. حال سئوال من از شما اين است وقتی كه قدرتهای بزرگ نمی توانند ايران را از جاه طلبی های هسته ای باز دارند از اعراب ضعيف چه كاری ساخته است  جز تحريك ايرانيان ميهن پرست؟

     

     

    پاسخ آقای شولتی:

     

    من مراقب هستم که دقیقا اصطلاح “خلیج” را به خاطر اختلافی که بر سر نام درست این آبراه استراتژیک “خلیج فارس” یا “خلیج عربی”  وجود دارد، به کار برم.

     

    بر سر نامها در نقشه های جغرافیا جنگهای بسیاری در گرفته است. من هنگام اقامت در بالکان فکر می کردم این مسخره است که یونانی ها از به کار بردن مقدونیه، که نام اصلی آن است خودداری می کنند و آن را “جمهوری سابق یوگسلاوی مقدونیه” می نامیدند. اما سایۀ تاریخ هنوز به سنگینی بر سر بخش هایی از جهان افتاده است.

     

    این که شما فکر می کنید درگیرساختن اعراب در مسئلۀ هسته ای ایران سودمند نيست، جالب توجه است. من به یاد دارم هنگامی که در سال 2006 شورای آژانس بین المللی انرژی اتمی به ارجاع پروندۀ ایران به شورای امنیت رای داد، نمایندگان مصر و یمن ازآن تصمیم پشتیبانی کردند. من به یاد می آورم که در موارد متعددی در نشست های بعدی شورا، نمایندگان کشورهای عرب، مصر الجزیره، مغرب، عربستان سعودی و لیبی از ایران خواستند تا با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کند.   من به خاطر میآورم که کشورهای عرب در شورای امنیت به رای مخالف علیه ایران پیوستند.  سوریه تنها کشوری است که به طور مرتب از پروندۀ ایران در وین پشتیبانی کرده است.

     

    در اینجا موضع “قدرتهای بزرگ” و یا این که دولتهای عرب با رهبران ایران به مقابله بر می خیزند مطرح نیست. موضوع از این قرار است که رهبران ایران به طرز فزاینده ای خود را از جامعۀ بین المللی منزوی ساخته اند و فرصت را برای بهبود موقعیت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی از دست داده اند. من از احساس مباهات ایرانیان و رهبران ایران نسبت به کشور بزرگ خود آگاهم. ولی من در عین حال بر این عقیده ام که اگر رهبران ایران با مغتنم شمردن فرصت در پشت میز مذاکره بنشینند و با آنها مانند یک طرف مساوی رفتار شود، حیثیت بین المللی ایران افزایش خواهد یافت.   

     

     

    نظر از جيسون

    5 ژانويه 2009

    بلاگ: کشورهای عرب و گروه 1+5

     

    با سلام خدمت سفیر عزیز و خسته نباشید، متاسفانه با اعمال تحریم های بین المللی تاکنون تغییری در رفتاردولت مردان ایران به وجود نیامده است.  آیا بهتر نیست که دایره تحریمها افزایش یافته و به دیگر محصولات مانند انرژی و بنزین شیفت کند. چون مطمئنا بنزین شریان اصلی حیات جمهوری اسلامی است، و با نبود آن زمینه درگیری داخلی و اختلاف ایجاد میشود که خود زمینه ساز تغییرات اساسی است.

    متاسفانه در باره ایران و اعمال فشار بر آن اجماع جهانی کامل وجود ندارد با کارشکنی چین و روسیه آمریکا به تنهایی به جایی نخواهد رسید نظر شما در باره اعمال فشار سیاسی بر این دو کشور چیست؟
    با تشکر

     

    پاسخ آقای شولتی:

     

    از شما به خاطر راهنمایی تان سپاسگزارم.

     

    هیلاری کلینتون، وزیر خارجۀ منتصب، در جریان بررسی کمیتۀ روابط خارجی سنا برای تایید او، وعدۀ به کاربستن دیپلماسی سنجیده و هوشمندانه و از جمله کوشش برای متقاعد ساختن رهبران ایران به ترک رفتار خطرناک خود و تبدیل شدن به یک بازیگر سازگار تر منطقه ای  را داد.

     

    در ارتباط با مسئلۀ هسته ای، وی گفت که هدفش استفاده همه امکانات قابل پیگیری از جانب ما ازطریق دیپلماسی؛ به کاربستن مجازاتهای اقتصادی، ایجاد ائتلاف های بهتر با کشورهایی که عقیده داریم آنها هم نفع بزرگی در جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت دارای سلاح هسته ای دارند، برای پیگشیری از بروز چنین اتفاقی است. 

     

    او یک رویکرد جدید را که شاید نقطۀ تمرکز آنچه که پرزیدنت اوباما رئیس جمهوری منتخب اتخاذ روشی در جهت ایجاد ارتباط احتمالا ثمربخش می داند باشد، وعده داد.

     

    وزیر خارجۀ منتصب گفت که حتی با قصد دولت جدید دایر بر تلاش در ایجاد ارتباط با ایران به گونه ای تاثیر گذار بر رفتار آن کشور، هیچ توهمی نسبت به این که ما بتوانیم نتیجه را پیش بینی کنیم ندارد. اما وی خاطرنشان ساخت که رئیس جمهوری منتخب مصمم به پیمودن چنین مسیری است و آن را پیگیری خواهد کرد.

     

     

    نظر از محمد

    8 ژانويه 2009

    بلاگ: عکس هايی از مناظر مالت

     

     

    پاسخ آقای شولتی:

    از شما سپاسگزارم.

     

     

    نظر از بهروز

    9 ژانويه 2009

    بلاگ: آفرین بر سفیر ایران به خاطر نقشی که در کاهش عرضۀ مواد مخدر داشته است

     

    خوش بینی شما نسبت به کارگزاران دیپلماسی رژیم حاکم بر ایران از خوش ذاتی شما نشات میگیرد. وگرنه یکی از شروط اصلی رسیدن به رده های بالای سیاسی و اجرائی در این رژیم ریاکاری؛ دغلبازی وشارلاتانیسم می
    باشد. بنابراین خوشبینی نسبت به عوامل رژیم و باور کردن ادعاهای این حضرات در خصوص مبارزه بامواد
    مخدر یا کوتاه آمدن از آزمایشات هسته ای؛ باعث تعجب بسیار است.

     

    پاسخ آقای شولتی:

     

    در ارتباط با نقش سفیر ایران در کاستن از قاچاق مواد مخدر

     

    من اعتراف می کنم که دارای طبیعت ویژۀ آمریکایی در گرایش به خوشبینی هستم. برخی آن را سادگی و ناتوانی از درک تاریخ می خوانند. من آن را امید می خوانم، امیدواری به ایجاد دنیایی بهتر و امن تر برای فرزندان ما. البته امید یک راهبرد نیست – چشم انداز یک دنیای بهتر تنها می تواند از طریق دیپلماسی محکم و سنجیده که آگاه به چالش ها باشد ولی فرصت ها را هم مغتنم بشمارد، پیگیری شود.   

     

    آمریکایی ها همچنین برای رفتار توام با صداقت تربیت شده اند. در واقع دموکراسی دیپلماسی توام با صراحت را تشویق میکند. هر گونه کوششی برای فریبکاری بسرعت به مطبوعات یا به کنگره درز پیدا می کند. گاهی هم می تواند ما را در موضع نا مناسبی از نظر مذاکرات قرار دهد. اما دیپلماسی صادقانه در دراز مدت جلب احترام می کند و شرکای ما آگاه می شوند که ما در پی چه چیزی هستیم یا چه موضعی داریم. 

     

    من امیدوارم که رهبران ایران به یک ارزیابی صادقانه دست بزنند و به اين نتیجه برسند که همکاری از ادامۀ مقابلجویی بهتر است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجۀ تعیین شده هفتۀ گذشته در جریان بررسی تایید او در کمیتۀ روابط خارجی سنا از به وجود آوردن دنیایی با شرکای بیشتر و دشمنان کمتر سخن گفت.  من فکر می کنم که اتخاز چنین موضعی به سود جمهوری اسلامی نیز خواهد بود.

  • پاسخ آقای شولتی به نظرها و پرسش ها 29 دسامبر 2008

    نظر از آرش
    6 دسامبر 2008
    بلاگ: يک قصر عالی ديگر در اتريش

    سلام:بررسی دقیق دیدگاه های ابراز شده از سوی شما نشان میدهد که نگرانی دولت آمریکا صرفا” به خاطر اسرائیل وعراق است و چنانچه جمهوری اسلامی ازنظر هسته ای کوتاه بیاید مسئلهء حقوق بشر و حقوق ملت ایران اهمیتی برای آمریکا ندارد و مانند کشور سعودی میتوان با سنگسار و قطع دست وپا وسر بریدن و سایر جنایات رژیم های عهد عتیق کنار آمد وباهر رژیمی می توان دوست بود.اما برای ملت واقعی ایران بود و نبود انرژی هسته ای علی السویه است و اصل برای ایرانیان اصیل- دموکراسی و حقوق بشردر ابعاد سیاسی - اجتماعی - اقتصادی و…است و به همین دلیل ما به اهداف آمریکا ازپیگیری مسئلهء!
    هسته ای خوشبین نیستیم بلکه مردم ایران نگران ضایع شدن حقوق اساسی وانسانی خوددرمعاملهء آمریکاباجمهوری اسلامیی میباشند وحساسیتی به موضوع هسته ای نشان نمیدهند ونسبت به اهداف آمریکا از پیگیری مسائل هسته ای تردید فراوان دارند.

    پاسخ آقای شولتی:

    از این که برای خواندن این وبلاگ وقت صرف کردید سپاسگزارم.

    حق با شما است، توجه من بر تخلفات هسته ای رهبران ایران متمرکز است. علت هم این است که شغل من نمایندگی ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) است، جایی که پروندۀ ایران از مدتی قبل از ورود من در سه و سال و نیم پیش، در دستور کار ما قرار داشته است.

    من می توانم به شما اطمینان دهم که دولت و مردم ایالات متحده امیدوار به استقرار دموکراسی و حقوق بشر در ایران و در دیگر نقاط جهان که دولتها به نظرات شهروندان و منزلت آنها احترام نمی گذارند، هستند.

    به عنوان مثال اجازه بدهید نظر شما را به بیانیۀ تازۀ وزارت خارجۀ ایالات متحده در بارۀ وضع حقوق بشر در ایران جلب کنم.

    http://www.america.gov/st/hr-persian/2008/December/20081223153010ihecuor0.6054804.html?CP.rss=true

    شما خاطرنشان ساخته اید که مردم ایران بیشتر نگران حقوق بشر هستند تا پیگیری برنامۀ هسته ای توسط دولت. من بی شک این موضوع را درک می کنم.

    اما مردم ایران دلایلی دردست دارند که از بابت برنامۀ هسته ای هم نگران باشند. عدم انعطاف رهبران ایران این خطر را پدید آورده است که ایران را در معرض مجازاتهای اقتصادی مستمر قرار دهد و به یک مسابقۀ تسلیحات هسته ای که نمی تواند برای هیچکس امنیت ببیشتری فراهم آورد، دامن زند.

    نظر از امير
    7 دسامبر 2008
    بلاگ: صحبت با دانش آموزان درباره ديپلماسی چند جانبه

    جناب سفیر عزیز.
    با ابنکه از طرفداران دولت ایران هستم ولی از شخصیت چند وجهی شما خیلی خوشم میاید. یک سیاستمدار ورزش دوست و در عین حال گردشگر و تا حدی یک تماشاگر حرفه ای در زمینه عکس و هنر عکاسی. این دوباره واقعیت چند بعدی و جالب بودن سیاستمداران آمریکایی را برای من تداعی میکند. موفق باشید.

    نظر از kurdiran
    8 دسامبر 2008
    بلاگ: صحبت با دانش آموزان درباره ديپلماسی چند جانبه

    ایران بی قانون ترین، بی بندوبارترین کشوردنیا است. آموزه های مذهب تشیع مبنی برظهورامام زمان جهت اقامه عدل درجهان ،آنهم ازطریق کشت وکشتا رعمومی ودرسطح وبا ابعا دزیا د، داعیه رهبری جهان اسلام گرچه جهان اسلام چنین رهبرانی رانمی خواهد. سرکوب شدید ووحشیا نه مخا لفین داخلی، کا نون پرورش تروروتروریسم درداخل وخارج کشوربودن همگی حکا یت ازرویکرداین کشوربه سمت بسیار خطرناکی دارد.وچنا نچه رهبران هوشمند جهان درتکا پوی مقا بله منا سب وقا طع با ایران نبا شند بویژه دولت های روسیه وچین ، همانطور که درجنگ جها نی دوم جها ن دراثربی توجهی زمینه ساز آنهمه فجا یعی شد که هیتلرببا رآورد. باردیگر چوب بی توجهی خود را خورده واین باربه خا طروجود سلاحی کشتارجمعی درسطح دنیا ممکن است تلافی کردن خسارات وارده غیرممکن گردد.
    بااحترام :

    نظر از xXx
    8 دسامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به نظرها و پرسش های مطرح شده

    ایالات متحده هم اکنون دارای مناسبات امنیتی نزدیک با بسیاری از کشورهای خلیج است. دلایل فراوانی برای این مناسبات امنیتی وجود دارد ولی یک دلیل سادۀ آن به این شرح است: نگرانی مشترک از بابت سیاست خارجی و بلندپروازی های منطقه ای رهبران ایران.

    حضور نیروهای نظامی در داخل و پیرامون خلیج و همکاری نظامی ما به معنای نشانه ای از پشتیبانی ما از امنیت کشورهای خلیج است. نیروهای آمریکایی همچنین برای عملیات ضد تروریستی و تنگ کردن مجال بر تروریست ها آماده ایستاده اند.

    پرسش از بابک
    8 دسامبر 2008
    بلاگ: يک قصر عالی ديگر در اتريش

    سلام آقای شولتی
    اين دومين پيام من روی وبلاگ شماست
    تصاويری كه از مناطق زيبای اتريش بر روی وبلاگتون قرار داده ايد بسيار زيبا ميباشند بيشتر به رويا شبيهند واما سئوال:
    1- آيا امكان ابقای پست جنابعالی در دولت آقای اوباما وجود دارد ؟
    2- آيا براستي 1+5 قادر به مهار ايران نميباشد ؟
    3-ايا براستی حكومت ايران به حدی قوی شده كه نميتوان از هسته ای شدن ان جلوگيری كرد؟

    پاسخ به بابک:

    سفیران ایالات متحده بر اساس خواست رئیس جمهوری خدمت می کنند. تصمیم این که مرا در اینجا نگهدارند و یا شخص دیگری را جانشین من کنند، به دولت آیندۀ اوباما، رئیس جمهوری منتخب، تعلق دارد.

    من مدت سه سال و نیم در وین مقیم بوده و به این ترتیب فرصت خوبی برای خدمت به کشورم در این سمت در اختیار داشته ام. هنگامی هم که جا به جا شوم، در جستجوی فرصت های تازه ای برای خدمت خواهم بود.

    بدیهی است که کشورهای گروه 1+5 نسبت به این که رهبران ایران به تعهدات خود عمل کرده اند متقاعد نشده اند. اما کشورهای گروه 1+5 با نشان دادن یکپارچگی و و اقدام از طریق شورای امنیت زمینۀ محکمی از نظر دیپلماتیک برای دولت بعدی آمریکا فراهم ساخته اند. و برنامۀ راهبردی متکی بر دو مسیر، که کشورهای گروه 1+5 به جا گذاشته اند رهبران ایران را در برابر یک انتخاب روشن قرار می دهد.

    البته به ياد داشته باشيد که شما کماکان می توانيد صدای من در گفت و شنود با ايران باشيد!

    نظر از سعيد
    9 دسامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش مطرح شده از سوی يکی دوستان در رابطه با رواديد دانشجويی

    آقای سفیر
    با عرض سلام و تشکر از اینکه نظر من راجع به امور کنسولی دانشجویان ایرانی در ایالات متحده را به دوست خود در وزارت خارجه انتقال داده اید.
    آقای سفیر، متاسفانه دوست شما بدون اینکه زحمتی به خود بدهند، آدرس تارنمایی را به عنوان جواب قرار داده اند، ما این تارنماها را قبل از آمدن به ایالات متحده خوانده ایم! من در نظری که برای شما گذاشتم درخواست “چرایی” نکردم بلکه “پیشنهادی” عنوان کردم که با باز گرداندن حقوق ویزای دانشجویان ایرانی توسط آقای اوباما، روابط بهتری بین دو کشور برقرار شود.
    آقای سفیر، همانطور که به شما عرض کردم احترام به ایران و ایرانی چیزی است که ما از صحبتهای اولیه آقای اوباما انتظار داریم. متاسفانه جملات اولیه این تارنما، با نسبت دادن دروغین ایرانیان به ترور و تروریسم شروع میشود و علت یک بار ورودی بودن ویزای ایرانیان به رفتار مشابه دولت ایران در اعطای ویزای ایران به شهروندان آمریکایی، نسبت داده شده است. من ده ها دلیل میتوانم بیاورم که این نوع مقایسه ها، مثل مقایسه سیب و پرتقال است و در مقابل شما میتوانید از اعتماد سازی توسط ایرانیان صحبت کنید و من در مقابل به شما بخندم که شما از چه اعتمادی صحبت میکنید وقتی که !
    ما در کشور ما کودتا میکنید و دولت ملی ما را ساقط میکنید و شما در مقابل… و این دور باطل همین طور ادامه خواهد داشت!

    آقای سفیر، اگر کشور شما درخواست اعتمادسازی از ایرانیان دارد، این خود کشور شماست که باید قدم اول را بردارد چون کشور شما پیشینه بدی در ایجاد اعتماد دارد. نظر من هم راجع به “قدم اول” بود، و ما ایرانیان از جوابهای تکراری و کلیشه ای و بی معنی، مانند آنچه دوست شما با تار نما بیان کرده، خسته ایم. به امید روزهای بهتر

    نظر از زويا
    10 دسامبر 2008
    بلاگ: يک قصر عالی ديگر در اتريش

    سلام آقای شولتی
    چقدر جالبه که شما برعکس ما ایرانیها براحتی همه جا سفر میکنید و از مناظر و مکانهای زیبا و دلنشین استفاده میکنید . جای ما را هم خالی کنید

    پاسخ به زویا:

    من وهمسرم از این که می توانیم سفر کنیم، از تجربه در کشورهای مختلف برخوردار گردیم و با مردم گوناگونی دیدار داشته باشیم، در واقع در وضعیت ممتازی قرار داریم.

    من در خلال چند روز گذشته در مصر با مصریان بسیاری برخورد داشته ام که از دیدار با یک آمریکایی سخت خوشحال بوده اند، حتی اگر با همۀ سیاستهای ما هم موافق نباشند.

    من دوست داشتم شماهم می توانستید برای گردش و تفريح امروز صبح با استفاده از ماسک غواصی در آبهای گرم خلیج عقبه به ما بپیوندید. رنگ های ماهی ها شگفت آور بودند.

    نظر از عليرضا
    10 دسامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش يکی از دوستان از آقای شولتی در زمينه رواديد تحصيلی برای شهروندان ايرانی

    سلام: با سپاسگزاری از توجهی که در خصوص تحقق درخواست ها و دیدگاه های مخاطبان خود در ایران مبذول میفرمائید خاطر نشان میسازد چنانچه اطلاع رسانی پیرامون دریافت انواع ویزا و خبرهای مربوط به گرین کارد و نام برندگان قرعه کشی آن را به زبان فارسی در همین تارنما پیگیری وانجام فرمایید - علاوه بر ایجاد انگیزه برای جذب مخاطبان تازه و افزایش علاقه مندان به مطالعهء این سایت - به یک نیاز مهم مردم ایران نیز پاسخ گفته و موجب مزید تشکر ما دوستداران روابط خوب با آمریکا خواهید شد.مرسی

    پاسخ آقای شولتی:

    شما می توانید از طریق مراجعه به: (http://www.unitedstatesvisas.gov/) به اطلاعات مربوط به رواديدها دسترسی پیدا کنید. متاسفم، ولی وزارت امورخارجه قادر نیست نام برندگان قرعه کشی را فهرست کند.

    پرسش از ايليا
    11 دسمابر 2008
    بلاگ: بی پاسخ ماندن پيشنهاد، در اختيار گذاشتن مُهر کاملاً محرمانه

    با سلام خدمت آقاي شولتي.ميخواستم نظر شما را در مورد اين خبر بدانم.

    رئیس سابق بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی با اشاره به تایید صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران از سوی آژانس با وجود گسترش بازرسی ها، تعلیق غنی سازی اورانیوم به عنوان پیش شرط آغاز مذاکرات با ایران از سوی غرب را احمقانه خواند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، “هانس بلیکس” در گفتگو با شبکه تلویزیونی با “ای بی سی” گفت : درخواست(غرب) از ایران برای تعلیق برنامه هسته ای خود(برنامه غنی سازی اورانیوم) پیش از آغاز مذاکرات، احمقانه است.

    وی در پاسخ به سؤالی درباره وضعیت برنامه هسته ای صلح آمیز ایران تصریح کرد: حرف جدیدی وجود ندارد و آژانس مدرکی برای تایید نظامی بودن برنامه هسته ای ایران ندارد.

    بلیکس افزود: گسترش بازرسی های آژانس از تاسیسات هسته ای ایران به یافتن مدرکی درباره انحراف این کشور از برنامه صلح آمیز منجر نشده است، اما آمریکا و انگلیس همچنان بر عقیده خود تاکید دارند.

    وی خاطر نشان کرد: تایید صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران از سوی آژانس، نگاه انگلیسی ها و آمریکایی ها را تغییر نداده و آنها همچنان معتقدند اگرچه جمهوری اسلامی اکنون اهداف نظامی ندارد؛ ممکن است بعدها چنین قصدی پیدا کند.

    بازرس تسلیحاتی سابق سازمان ملل متحد، تداوم غنی سازی اورانیوم از سوی ایران را عامل ناراحتی غربی ها دانست و گفت : غربی ها حاضر به دادن تسهیلات اقتصادی و همچنین حمایت از ورود جمهوری اسلامی به سازمان تجارت جهانی هستند، اما تعلیق غنی سازی را پیش شرط مذاکرات اعلام کرده اند.

    منبع: http://www.tabnak.ir/pages/?cid=28731

    پاسخ آقای شولتی:

    من مصاحبه با هانس بلیکس را خیلی محتاطانه می خوانم. من به عقاید او به عنوان مدیرکل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA)احترام می گذارم، هرچند که همیشه با او موافق نیستم.

    این مواردی است که من با دکتر بلیکس در مورد آن توافق ندارم، و صریح می گویم، چنین به نظر می رسد که آنچه او گزارش داده با آنچه که آژانسی که زمانی تحت رهبری وی قرار داشته در حال حاضر گزارش می دهد، مغایرت دارد.

    بلی، آژانس گزارش داده که هیچ انحرافی در مورد مواد هسته ای اعلام شده از جانب ایران صورت نگرفته است. اما نگرانی بین المللی بر روی آن چیزی که ایران ممکن است در گذشته و حال اعلام نکرده باشد تمرکز دارد. این نگرانی را شماری از عوامل مشتمل بر موارد زیر، چند برابر می کنند: عدم اقدام از طرف ایران به انجام تعهدات ایمنی خود در گذشته و ادامۀ این روش در حال حاضر؛ عدم تمایل ایران در کاربستن پروتکل الحاقی و دیگر تدابیر شفاف سازی مورد تقاضای آژانس به منظور حصول اطمینان از غیبت هر نوع فعالیت اعلام نشده؛ اطلاعات جمع آوری شده به وسیلۀ بازرسان دایر بر این که ایران حد اقل تا همین اواخر به فعالیت هایی در ارتباط با طراحی و آزمایش سلاح های هسته ای اشتغال داشته است.

    من آرزو داشتم که دکتر بلیکس در نشست های توضیحی متعددی که بازرسان IAEA در سال جاری برگزار کردند حضور می یافت. من فکر می کنم که [در آن صورت] نگرانی او در سطحی به مراتب بالاتر قرارمی گرفت.

    درخواست بین المللی برای این که ایران فعالیت های غنی سازی خود را متوقف کند احمقانه نیست، آنچه احمقانه است خودداری رهبران ایران از اجابت این درخواست است. این فعالیت ها برای یک برنامۀ غیر نظامی ضرورتی ندارند، ولی ایران را در معرض تحریم های روزافزون بین المللی قرار می دهند.

    پرسش از احسان
    15 دسامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به يکی از دوستان در رابطه با رواديد برای شهروندان ايرانی

    من احسان هستم
    24 ساله و دانشجوي سال آخر رشته علوم سياسي از شهر بوشهر.

    سئوال من از آقای شولتی اين است:

    چندی پيش دانشجويان رشته علوم سياسی بوشهر طرحی را آماده ارسال به دفتر رئيس جمهوری ايران كردند با اين عنوان كه:
    اگر بخواهيم از سوی اروپا تحريم شويم،‌ بهتر از راه های مرزی خود را برای ترانزيت مواد مخدر به سوی اروپا آزاد كنيم تا از اين طريق اروپا در مقابل مسئله اتمی ايران كوتاه بياييد.

    حال می خواستم بدانم آيا اگر ايران چنين كاری را بكند،‌ نتيجه آن چه خواهد بود؟

    با تشكر و سپاس فراوان

    پاسخ آقای شولتی:

    من هم علوم سیاسی خوانده ام. دکتر کنت والتس در دانشگاه برکلی در کالیفرنیا یکی از استادان من بود. آیا کارهای او را خوانده اید؟

    نیازی به گفتن ندارد که سرازیر کردن عامدانۀ سیل تریاک افغانستان به اروپا اقدام وحشتناکی است. مواد مخدر غیر قانونی نوع خاص دیگری از سلاح های کشتار جمعی به شمار می روند. این مواد مغزهای جوان را نابود می کنند، موجب تزلزل ارکان جامعه می شوند، و جنایت و خشونت و فساد به ارمغان می آورند.

    مقادیرعظیمی تریاک و هرویین تولید شده از تریاک هم اکنون از طریق ایران برای استفاده کنندگن مواد مخدر در اروپا حمل می شود. اما مقدار زیادی هم در ایران باقی می ماند و در آنجا به مصرف می رسد. به موجب گزارش دفتر مواد مخدر وجنایت در سازمان ملل، ایران دارای یکی از بالاترین نرخ های اعتیاد به مواد مخدر در جهان است.

    من امیدوارم دانشجویان علوم سیاسی جهان را به مکانی بهتر و امن تر تبدیل کنند ، نه اینکه نحوۀ تشویق به اعتیاد به مواد مخدر را ارائه دهند. امیدوارم شما هم موافق باشید!
    پرسش از احسان
    16 دسامبر 2008
    بلاگ: بيانيه گرگوری شولتی در رابطه با ايران-سوريه

    با سلام.

    برای چندمين بار سئوال خود را از سفير محترم می پرسم:

    رابطه ايران و آمريكا را در چهارچوب نظريه سازه انگاری چگونه می بينند؟

    لطفاٌ‌ پاسخ لازم را بدهيد.

    با تشكر

    پاسخ آقای شولتی:

    می دانم که سازه انگاری یک فرضیۀ روانشناسانه در زمینۀ دانش و فراگیری است. با این همه، من به این موضوع که چگونه مناسبات کشورهای خودمان را در پرتو این فرضیه تعبیر کنم نیندیشیده ام.

    شما چه فکر می کنید؟

    پرسش از جيسون:
    23 دسامبر 2008
    بلاگ: مبارزه با قاچاق ترياک، و بعد کمی استراحت

    با عرض تبرک سال نو پیشاپیش خدمت سفیر عزیز و خانواده محترم و آرزوی گذراندن تعطیلات خوب در کشور تاریخی مصر، نظر شما درباره امنیت خلیج فارس در رابطه با وجود انرژی هسته ای در این منطقه چیست و نقش تعیین کننده آمریکا در مناقشات پیرامون؟

    پاسخ آقای شولتی:

    انرژی هسته ای در خاورمیانه تا هنگامی که کشورها استفاده از نیروی هسته ای را با ایجاد اعتماد در همسایگانشان به طوری که از نظر اقتصادی نیز معقول باشد تعقیب کنند و بالاترین ضوابط ایمنی، امنیتی و ملاحظات مربوط به عدم گسترش را به کار بندند، نمی بایست مخاطرات امنیتی به وجود آورد.

    به محض این که رهبران در صدد برمی آیند تا انرژی هسته ای را به عنوان یک موضوع مربوط به حیثیت و قدرت ملی به جای یک ضرورت معقول اقتصادی توجیه کنند، مسئله نگرانی انگیز می شود. و به محض این که رهبران در جستجوی دستیابی به فن آوریهای مربوط به ساختن بمب که از نظر چشم انداز کاربردهای کشوری هیچ منطقی برای آن وجود ندارد برمی خیزند، مسئله حتی نگرانی بزرگتری را برمی انگیزد.

    متاسفانه رهبران ایران راهی را که در بالا تشریح شده، علیرغم ارائه طریق های مکرر به وسیلۀ سازمان ملل متحد و IAEA برنگزیده اند. چنین رفتاری متضمن این خطر هست که دیگران نیز از راهی که به طور آشکار مسالمت آمیز است منحرف شوند.

    شما دربارۀ نقش ایالات متحده در این اوضاع و احوال پرسیده اید. به اعتقاد من نقش ما این است که در هماهنگی با دیگر کشورها IAEA را تقویت کنیم و به کشورها برای دست زدن به انتخاب درست یاری دهیم و با مخاطراتی که از طریق گسترش سلاح های هسته ای وتروریسم اتمی متوجه امنیت منطقه ای است، به مقابله برخیزیم. ما به تنهایی قادر نیستیم از عهدۀ این کار برآییم، ولی خوشبختی ما در این است که از یاری شرکای فراوانی در پشتیبانی نیرومندانه از یک نظام جهانی عدم گسترش سلاح های هسته ای برخورداریم.

    نظر از آرمان/آرش
    23 دسامبر 2008
    بلاگ: مبارزه با قاچاق ترياک، و بعد کمی استراحت

    سلام؛کریسمس مبارک: رژیم ایران تصمیم جدی گرفته است برای تامین بودجه به منظورادامهء ساخت سلاح های هسته ای جهت استفاده صلح آمیز و بی نیازی از درآمد صادرات نفت طبق وعدهء رئیس جمهور احمدی نژاد بیشترین زمین های حاصل خیز کشور را به کشت خشخاش اختصاص دهد تا علاوه بر صدور سالانه لااقل چهل میلیارد دلار تریاک و هروئین قاجچاق به کشورهای غربی؛موواد مخدربیش از هفت میلیون معتاد داخل کشور هم در خود کشور تهیه شده و از وابستگی به تریاک افغانستان و خروج ارز و طلا جلوگیری به عمل آید

    پاسخ آقای شولتی:

    من از چنین تصمیمی آگاهی ندارم.

    تا آنجایی که من می دانم دولت جمهوری اسلامی در حال مبارزه با تریاک است و نه پرورش دادن آن.

    نظر از فرهاد
    23 دسامبر 2008
    بلاگ: مبارزه با قاچاق ترياک، و بعد کمی استراحت

    با سلام و تبریک تعطیلات کریسمس و سال نو و آرزوی سال نو برای شما و خانواده گرامی

    جای امیدواری دارد که نیروهای خارجی در افغانستان به اهمیت مبارزه با کشت مواد مخدر پی برده اند و تلاشهای خوبی را آغاز کرده اند. حصاری را که دولت ایران در مرز مشترک با افغانستان ایجاد کرده بسیار مهم است ولی تا دو سال دیگر به اتمام نمیرسد. به نظر من نظر به اهمیت آن دولت آمریکا باید از لحاظ مالی و فنی به ساخت و تامین این حصار با دولت ایران همکاری کرده و دولت افغانستان را هم به ساخت چنین حصاری در مرزهای شمالی خود ترغیب و همیاری کند. از آنجا که حصار درمرز ایران با پاکستان، تا آنجا که من شنیده ام، قبلا به پایان رسیده این عمل دست قاچاقچیان را از راه های مبادلاتی سنتی شان به اروپا قطع خواهد کرد.

    تعطیلات خوبی را برایتان آرزو میکنم و امیدوارم روزی بتوانید به ایران هم سفری داشته باشید.

  • پاسخ آقای شولتی به پرسشهای مطرح شده در ماه نوامبر و اوايل ماه دسامبر

    نظر از: رامين
    30 اکتبر 2008
    بلاگ: پاسخ به نظرها و پرسش ها
    خدا رحم کند به روزی که رژیم ایران دارای سلاح هسته ای شود.مذاکره با رژیم کارساز نبوده ونخواهد بود.به امید روزی که ببینیم ایران دست دوستی با ایالات متحده داده است البته بدون رژیم کنونی.زمان در حال گذر است…
    نظر از: بهزاد
    11 نوامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به نظرها و پرسش ها
    با سلام،
    با توجه به افکار و سیاست های قرون وسطایی سردمداران جمهوری اسلامی و تشابهات افکار آنها با ناذی ها و خودبرتربینی پوچشان ، شکی نیست که دستیابی آنها به سلاح هسته ای خطر بزرگی را متوجه جهان آزاد خواهد کرد.
    نظر از: مصطفی
    12 نوامبر 2008
    بلاگ: مردم آمريکا رئيس جمهوری آينده ما را انتخاب کردند
    با سلام و درود بر شما من در زمان اعلام انتخاب آقای اوباما در کشور چین بودم با شنیدن این خبر احساس خوشایندی به من و تمامی همراهان ما دست داد امیدوارم کشور من (ایران) به این شعور بالای جهانی که موجی از امید در دل جهانیان بوجود اورد پاسخی مناسب بدهد .
    پاسخ آقای شولتی:
    من هم مثل شما امیدوارم که آنها  این انتقال قدرت را به عنوان فرصتی برای عمل کردن به تعهدات خود مغتنم بشمارند و وارد مذاکرات جدی شوند.
    نظر از: عليرضا
    14 نوامبر 2008
    بلاگ: ايران همچنان در دستور کار IAEA قرار دارد
    جناب شولتی عزیز
    من یک مهندس شیمی هستم که سعی کردم مسئله و چالش هسته ای ایران به دقت زیر نظر داشته باشم .گرچه تاکنون هیچ فعالیت خاص سیاسی نداشته ام و نظر شخصی خود را بعنوان یک شهروند و یک ایرانی به استحضارتان میرسانم امیدوارم فرصتی دراختیار داشته باشم که بتوانم چنانچه کاری ازدست من ساخته است در راه آزادی ودموکراسی در وطنم بردارم . و به این منظور چنانچه حضرتعالی به عنوان یک دیپلمات برجسته راهنمایی بفرمائید ممنون و سپاسگزارم .
    ایران این کشور با سابقه تاریخی و تمدن چندین هزارساله در سی سال اخیر تبدیل به جهنمی غیر قابل تحمل گردیده ، خفقان ، ظلم ، تبعیض ، جور و ستم ، عدم آزادی بیان وقلم ، تجاوز به حریم خصوصی ، تبدیل دین حکومتی به جای حکومت دینی مورد ادعا ، کشتن هزاران جوان نخبه ومتخصص ایرانی به بهانه های واهی در دهه 60 ، عدم آزادی انتخاب دین و تحت فشاربودن اقلیتهای دینی ومذهبی ، عدم رعایت حقوق مسلم زنان ، به هیچ انگاشتن حقوق بشر ، گوشه ای ازعملکرد ملایان وآخوندها در این سی سال است .
    اما درمورد انرژی هسته ای اطمینان کامل دارم که به هیچ عنوان هدف صلح آمیزی را آخوندهای دجال دنبال نمیکند بلکه در صورت د سترسی به آن علاوه بر ایرانیان تمامی دنیا و تمام کشورهای منطقه را آسیب پذیرخواهند بود و مطمئنم که با بررسی تاریخ حکومت این جانیان تنها زمانی اینها سر تسلیم فرود خواهند آورد که دیگر چاره ای جز تسلیم ندارند پس با مرور تاریخ انقلاب سیاه ایران ببنید که خمینی پایان جنگ را کی پذیرفت؟ گروگانهای آمریکایی چگونه آزادشدند ؟ زندانیان سیاسی چگونه آزاد میشوند ؟ وهزاران سئوال دیگر و پاسخ آنها کاملا به شماو پرزیدنت اوباما اثبات خواهد کرد که این دجالان جز زبان زور نمیفهمند .
    در خاتمه من اعلام آمادگی میکنم که در صورت نیاز هرگونه اقدامی را جهت برپایی دموکراسی در کشورم بانجام رسانم در این راه جانم را حاضرم فدای آزادی کشورم و سعادت هموطنانم نماییم و باب دوستی و ارتباطی صلح آمیز با کشور بزرگ و مهد دموکراسی دنیا ایالات متحده آمریکا برقرار شود. با سپاس از تلاشهای شما برای جلوگیری از سلاحهای کشتار جمعی
    و تقدیم احترام
    علیرضا
    پاسخ آقای شولتی:
    با تشکر بسیار از افکاری که ارائه کرده و احتراماتی که عرضه داشته اید.

    بهترین توصیه من مطلع باقی ماندن و استفاده از راه های مسالمت آمیز برای تاثیر گذاری است.

    ما باید رهبران ایران را متقاعد کنیم که حقوق بشر نیز به همان اندازۀ حقوق هسته ای نیاز به توجه دارد و یک کشور نمی تواند حقوق هسته ای خود را با زیر پاگذاشتن تعهداتش محفوظ نگهدارد.

    من نیز در پیگیری هدف دوستی و مناسبات صلح آمیز میان دوکشور با شما هم عقیده ام.

    نظر از: امير
    14 نوامبر 2008
    بلاگ: صحبت با دانش آموزان اتريشی
    سلام جناب شولتی عزیز. به عنوان یک ایرانی که یک مسئول دولتی هم هست دلم برای عزت وطن عزیزم ایران و کشور بزرگ امریکا میتپد. اکنون با روی کار آمدن رییس جمهور جدید امریکا امیدوارم که کمی با هم مهربانانه تر رفتار کنیم و برای حل مشکلات به هم اعتماد کنیم. بدون اعتماد هیچ مشکل دو طرفه ای حل نخواهد شد. به امید موفقیت شما در کارهایتان.

    پاسخ آقای شولتی:
    بهترین آرزوی های خود را به کسی که مانند من یک خدمتگزار کشوری است عرضه می کنم!

    من به طور کامل با شما در مورد اهمیت ایجاد اعتماد میان دو کشور ما موافقم.

    من می توانم اطمینان دهم که هیچ چیز بهتر از اقدام رهبران ایران به اعتماد سازی که به وسیلۀ شورای حکام IAEA  مشخص شده است در ایجاد اعتماد موثر نیست. این اقدام تعلیق فعالیت های غنی سازی را، که برای برنامۀ هسته ای غیر نظامی ایران ضروری نیست اما قطعنامه های متعدد IAEA  و شورای امنیت را نقض می کند، در بر می گیرد.

    شورای امنیت با تعلیق مجازاتهای اقتصادی معامله به مثل خواهد کرد و راه برای یک نتیجۀ مبتنی بر مذاکره که حقوق هسته ای ایران را در عین مطمئن ساختن بقیۀ دنیا از مقاصد صلح آمیز ایران مورد تایید مجدد قرار دهد، خواهد گشود.

      پرزیدنت بوش برای وارد شدن به مذاکرات جدی با ایران آماده بوده است و اوباما، رئیس جمهوری منتخب نیز همین قصد را اعلام داشته است. من امیدوارم که رهبران ایران نیز برای اقدام متقابل آماده باشند.

    نظر از: الزامی
    18 نوامبر 2008
    بلاگ: سفر من به آمريکای جنوبی
    سلام
    به نظر من این افرادی که اینچنین با شما صحبت می کنند ایرانی نیستند و اصلا از تمدن ایران هم اطلاعی ندارند فقط می خواستم نظر آقای شولتی را در مورد اوباما بدانم که آیا ایشان با ایران وارد مذاکره می شوند یا نه و اگر وارد مذاکره شود به نظر شما یک اشتباه تاریخی نمی کنند؟ چون به نظر من پس از مدتی متوجه می شوند که به اول خط بازگشته اند یعنی نظری مانند دولت جورج بوش.

    پاسخ آقای شولتی:
    من اختیاری برای صحبت به جای اوباما، رئیس جمهوری منتخب ندارم ولی به دقت به آنچه که او گفته است گوش فرا داده ام.  رئیس جمهوری منتخب مراتب نگرانی خود را نسبت به برنامۀ هسته ای ایران ابراز و پشتیبانیش را از یک دیپلماسی محکم و مستقیم با ایران اعلام داشته است. ما باید تا روز گشایش دورۀ تصدی او در 20 ژانویه 2008 برای آگاهی از برنامه های مشخصی که دارد منتظر بمانیم.

    اگر یک اشتباه تاریخی صورت گرفته مسئولیت آن با رهبران ایران است که پیشنهاد بسیار جدی را که با حسن نیت از طرف ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین ارائه شده رد کرده اند. پیشنهاد هنوز در روی میز باقی است ولی آنها نباید فرض را بر این بگذارند که اگر تخلفات هسته ای خود را طولانی تر و عمیق تر کنند برایشان بهتر خواهد شد.
    نظر از: حسين
    19 نوامبر 2008
    پاسخ به نظرها و پرسش های مطرح شده
    جناب آقای شولتی
    با سلام
    من یک ایرانی هستم که در خارج ایران به فعالیت می پردازم وبه ایران نیز در ترددم با تشکر از جوابیه شما، به هر حال من هم خوشحالم که به این واقعیت پی می برم که شناخت دولت مردان ایالات متحده از مردم ایران بسیار سطحی ومحدود است مطمئن باشید خیلی از ما ایرانیان نه با اسم شما بلکه با تصاویر ومصاحبه های جنجالی شما آشنا هستند وشاید کودکانمان هم بتوانند تصویر شما را رسم کنند ولی به هر حال دوران مسئولیت شما هم سپری شد وامیدوارم عذاب وجدان نداشته باشید که در طی مدت مسئولیتتان چه ظلم سنگینی را بر ما ایرانیان تحمیل کردید ویا ابزاری واقع شدید برای تشدید این ظلم مع الوصف برای شما وخانواده تان آرزوی دوران خوشی را دارم و بدانید فارغ از انتقاداتی که به رهبرانمان داریم ولی موضوع انرژی هسته ای در ایران به یک اراده وخواست ملی تبدیل شده است وامیدواریم همین برخوردها ومصاحبه های جنجالی را از شما در ارتباط با زرادخانه های هسته ای کشور اسراییل می شنیدیم.

    چرا باید اسراییل دهها کلاهک هسته ای داشته باشد ولی ما از حق طبیعی خود در برخورداری از انرژی هسته ای صلح آمیز هسته ای بی بهره باشیم؟

    به هر حال نه از روی جاه طلبی بلکه از روی یک واقعیت عینی وتاریخی باید بدانید ایران وایرانی یک ملت بزرگ با فرهنگ ومطلع از اوضاع روز وجریانات جهانی است وآنگونه که در روزنامه ها ورسانه ها تبلیغ می شود ملت ایران با کره شمالی وکشورهای عربی اختلاف فاحش دارد.
     
    موفق باشید

    پاسخ آقای شولتی:
    خواهش می کنم مطمئن باشید که نه من و نه هیچیک از مقامات آمریکایی از تحمیل دشواری به مردم ایران خوشحال نیستیم.

    هر دشواری که تحمیل شده ناشی از سیاست ایالات متحده یا غرب نبوده، بلکه ریشه در اعمال رهبران ایران داشته است. پیگیری هسته ای، تخلفات هسته ای و رجزخوانیهای هسته ای آنها موجب برقراری مجازاتها و محکومیت بین المللی شده است.
     
    بدیهی است که ایران کرۀ شمالی نیست، ولی رهبران ایران کشور بزرگ خود را درست در کنارکرۀ شمالی  در معرض تحقیقات IAEA قرار داده اند. با تاسف باید بگویم که ما اینجا در وین از ایران و کرۀ شمالی با یک لحن صحبت می کنیم.

    من به مراتب خشنود تر بودم اگر کشورهای ما مناسبات متفاوتی با یکدیگر داشتند که سود آن عاید مردم ما می شد.  رهبران ایران اعتماد دنیا را از دست داده اند ولی هنوز می توانند قدمهایی برای به دست آوردن مجدد آن بردارند. امیدوارم به چنین کاری دست بزنند.

    پرسش از: امير و.
    19 نوامبر 2008
    بلاگ: سفر من به آمريکای جنوبی
    با سلام به شما گرگوری شولتی من از شما یک سئوال فنی دارم وآن این است آیا می توان از طریق تکنولوژی بر تاسیسات ایران نظارت کرد. در حال وآینده چون اگر آمریکا بخواهد با هر کشوری چنین مسئله ای داشته باشد برای آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود. همچنین با نظر شما من هم موافق هستم وهم نیستم(پروانه اتمی ایران)چون مردم ایران مردمی احساساتی هستند زمانی که حرف از انرژی اتمی میشود مردم باخود میگویند که آیا این طرح برایشان سودمند است یا نه و نظراتشان براساس احساسات تغيیر میکند.
    نظر من در این باره این است که آمریکا تا زمانی که نتواند مردم ایران را بشناسد این پرونده حل شدنی نیست.
    چون از این احساسات حاکمیت بخوبی استفاده میکند. من با قسمتی از نظر شما موافق هستم که دولت ایران را باید کنترل کرد چون ایدولوژی گراست ولی باید به ایران این اجازه را داد که به کارهای هسته ای خود برسد چون تا زمانی که ایران راست بگوید قدرت دارد واگر روزی خلاف این موضوع ثابت شود آن زمان توپ در زمین شما هست .
    (یعنی اینکه با این مهره با ایران برسر مسائل دیگر به نتیجه برسد.)
    پاسخ آقای شولتی:
    از فناوری می توان برای نظارت بر تاسیسات هسته ای ایران کمک گرفت، اما این کار همچنان به همکاری مقامات ایران نیازمند است. برای مثال، بخش مربوط به تدابیر ایمنی در IAEA از ایران نصب دوربین های قابل کنترل از راه دور را بر تاسیسات آن کشور خواستار شد، اما مقامات ایرانی با این تقاضا مخالفت کردند.

    همکاری در وهلۀ نهایی از فن آوری مهمتر است. به همین سبب IAEA از ایران می خواهد تا به پرسش هایی در بارۀ فعالیت گذشته اش پاسخ دهد، مقاوله نامۀ الحاقی را به اجرا بگذارد و موجبات دسترسی به مکانها و افراد و اطلاعات مورد نیاز بازرسان را برای انجام وظیفه ای که به عهده دارند فراهم سازد.

     نظارت فنی نمی تواند به خودی خود نگرانی های بین المللی را از بابت فعالیت های هسته ای ایران رفع کند. به عنوان مثال شورای امنیت سازمان ملل از ایران خواسته است تا فعالیت های غنی سازی خود را متوقف کند، نه اینکه آن فعالیت ها فقط تحت نظارت قرار گیرند. دليل آن هم این است که جامعۀ بین المللی اعتماد خود را نسبت به طبیعت مسالمت آمیز این فعالیت ها ازدست داده است، بویژه که هیچ توجیه مسالمت آمیزآشکاری  ندارند.  ما هیچ اعتراضی به پیگیری مسالمت آمیز انرژی هسته ای نداریم. در واقع ما به اروپا، چین و روسیه برای پشتیبانی از چنین کوشش هایی ملحق شده ایم. اما به سبب تخلفات گذشته وسرپیچی های جاری، توپ اکنون در زمین تهران قرار گرفته است و این تهران است که باید گامهایی برای جلب اعتماد نسبت به مسالمت آمیز بودن طبیعت فعالیت های خود بردارد.  
    نظر و پرسش از: نيازی
    20 نوامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش ها و نظرات مطرح شده
    جناب آقاي شولتي
    با سلام
    توهين اخير ايمن الظواهری مرد شماره دو القاعده در مورد رئيس جمهوری جديد شما، كه گفته است اوباما يك برده سياه است در خدمت سفيد پوستان را شنيده و باعث تاسف شد، اينگونه توهين نمودن با تعاليم اسلام اصلا منطبق نيست. همين امر باعث شد سئوالی به ذهن اينجانب برسد كه خواستم با شما در ميان بگذارم و آن اين است كه :
    آيا به نظر شما رفتار گروههای تروريستی مثل القاعده كه به نام اسلام وبا قرائت سنی در جهان مطرح و به مقابله با آمريكا می پردازد و فجايعی مثل 11 سپتامبر را می آفريند. با رفتار جمهوری اسلامی ايران كه با قرائت اسلام شيعه با آمريكا در مسائل خاور ميانه دارای ديدگاه مخالفت است يكسان است.
    و به نظر جناب عالی ايرانی آيا می توان هردوی اينها را تروريست ناميد. در حالی كه بدانيم ايران حداقل در طی 200 سال گذشته به هيچ كشوری حمله نكرده است.
    گزارشی به نام”روندهای جهانی 2025″ که به وسیلۀ شورای اطلاعاتی ایالات متحده انتشار یافته، حاکی است که که اهمیت سیاست و اقتصاد آمریکا کاهش خواهد یافت ولی اهمیت روسیه افزایش پیدا خواهد کرد. گزارش یادشده می گوید که جهان به جای پیروی از الگوی غربی در پیشرفت سیاسی اقتصادی، ترجیح می دهد از الگوی روسی و چنیی پیروی کند. این یک واقعیت انکار ناپذیر است.

    اینک، پرسشی که من برایش ما دارم به این شرح است: برای این که ایالات متحده مانند امپراتوری انگلستان به گونه ای زودهنگام دچارافول نشود، آیا بهتر نیست که عقدۀ خود بزرگ بینی اش را، که به سقوط شوروی های انجامید، متوقف کند و دنیا را همانگونه که هست، نه به گونه ای که خود می خواهد، ببیند؟
    پاسخ آقای شولتی:
    البته هیچ وجهی برای مقایسه میان القاعده و جمهوری اسلامی وجود ندارد. به هیچوجه.

    اما رهبران ایران گروه های تروریستی را مورد حمایت قرا داده اند. و تروریست ها یک ویژگی نفرت انگیز مشترک دارند و آن به کار بردن خشونت کور برای کشتن غیر نظامیان به خاطر مقاصد سياسی است.

    هیچ ملت متمدنی، چه ایرانی و چه آمریکایی نمی تواند چنین اعمالی را بپذیرد. هیچ مذهب حقیقی، چه اسلام، چه مسیحیت و چه یهودیت نمی تواند این اعمال را بپذیرد.

    ما بهترین مساعی خود را برای دیدن دنیا به همان نحوی که هست به کار می بندیم.همانگونه که خود شما یادآور شدید گزارش “روند جهانی 2025″ به وسیلۀ شورای اطلاعاتی ایالات متحده منتشر شده است. هنگامی که من دیپلماسی چند فرهنگی را به کار می بندم، بخوبی آگاهی دارم که ایالات متحده نمی تواند سیاست خود را به دیگر کشورهای مستقل تحمیل کند. برای مقابله با مسائل جهانی معمولا اقدامات دسته جمعی ترجیح دارند.

    اما بله، ما هم سعی داریم به جهان همانگونه ای دیگران دوست دارند آن را ببینند بیندیشیم.: با افزایش آزادی ها، رفاه اقتصادی و امنیت برای همۀ ملتها و کشورها.
    شما می توانید آمریکاییان را به آرمانگرایی متهم کنید – و شما درست گفته اید. حتی هواداران واقع گراترین و بد بین ترین سیاست خارجی برای آمریکا به ارزش آزادی انسانی اعتقاد دارند.
    نظر از: ساسان
    23 نوامبر 2008
    بلاگ: گزارش IAEA درباره ايران
    آقای شولتی عزيز،
    قبل از هر چيز از پاسخ شما به پرسش قبلی من در اين وبلاگ بسيار متشکرم.  من درک می کنم که رسيدگی به بلاگ چقدر برای شما در شغل فعليتان وقتگير است و از شما قدردانی می کنم.  برای من بسيار جالب است بعضی وقتها که فکر می کنم دو قطعنامه وجود دارد.  يکی قطعنامه واقعی که آژانس هسته ای صادر می کند و ديگری قطعنامه ای ايران آن را در رسانه ها تبليغ می کند!! باور کنيد يا نه، شنيدن اينکه آنها چگونه پيروزی خود را تبليغ می کنند که سازمان ملل ايران را پذيرفته است و مشکل حل است، مضحک است!!!  خدای من! نمی دانم آنها چطور می توانند اينقدر بی ادب باشند…. پرسش من اين است آقای شولتی که چرا رژيم به مردم ما چنين دروغ های واضحی می گويد…آيا برای آژانس هسته ای يا سازمان ملل امکان دارد به آنها بگويد ما می دانيم شما به مردم خود دروغ می گوييد، و اين کار بس است؟!  البته می دانم که آنها دست از اين کار برنخواهند داشت و می دانند که اگر اين کار را بکنند به تاريخ خواهند پيوست… برای شما و همکارانتان بهترين آرزوها را دارم.  با سپاس و احترام.
    پاسخ آقای شولتی:

    من از کوشش شما برای درک واقعی این مسئله استقبال می کنم. ما در ایالات متحده دارای رسانه های آزاد هستیم که بسرعت مشت کسی را که در صدد گمراه ساختن مردم باشد باز می کنند.

    متاسفانه همۀ کشورها از این آزادی برخوردار نیستند. اما در دنیای جهانی شدۀ امروز، با وجود اینترنت و پخش بین المللی [رادیویی و تلویزیونی]، برای دولتها کنترل اخبار به مراتب دشوار تر است.

    متاسفانه گزارش های IAEA به فارسی منتشر نمی شوند. اما به انگلیسی و دیگر زبانها ی رسمی سازمان ملل انتشار می یابند. شما می توانید آخرین گزارش ها را در تارنمای زیر ملاحظه کنید.
    http://www.iaea.org/Publications/Documents/Board/2008/gov2008-59.pdf
    من از بابت به کار بردن اصطلاحات خاص IAEA متاسفم. ولی قصور در همکاری و تمرد از قطعنامه های شورای امنیت را به روشنی از خلال مطالب می توان دریافت.
    نظر از: سپهر
    23 نوامبر 2008
    بلاگ: پرسش های نگران کننده ای که بی پاسخ مانده اند
    حضور محترم عاليجناب سفير شولتی! از علاقه شما به مسائل كشورم بويژه اينكه وبلاگی به زبان فارسی راه اندازی كرده ايد سپاسگذارم! دكتر برژينسكی چندي پيش گفتند كه غرب بايد بتواند با ايران هسته ای بسازد! ما مايليم دوشادوش ملل از انرژی صلح آميز استفاده كنيم و يكی از موانعي كه بر سر راه ماست مخالفت دولت ايالات متحده است!تصور می كنيد چنانچه دو دولت بر سر ميز ماكره بنشينند و به سوی عادی شدن پيش روند گفته دكتر برژينسكی به حقيقت خواهد پيوست؟ در پايان تقاضامندم جهت تلطيف و تنوع كمی از دنيای سياست دور شويم!براي من و ساير هموطنانم كه از اين وبلاگ ديدن می كنند از دانسته های خود درباره ايران و فرهنگ و تمدن ايرانی شرح دهيد و حتی اگر علاقه به اين داريد كه ايران را از نزديك ببينيد ما با خوشحالی منتظريم تا با اين گفته خوشحال شويم!
    پاسخ آقای شولتی:
    ما از زیستن در کنار یک ایران هسته ای، اگر معنای آن ایرانی باشد که با نیروی هسته ای برق تولید می کند، خوشحالیم.

    اما ایران مجهز به سلاح های هسته ای مقولۀ دیگری است.  از چنین ایرانی یک خطر جدی متوجه خاورمیانه خواهد بود. و با دامن زدن به خطر یک مسابقۀ هسته ای، خطری جدی متوجه خود ایران هم خواهد شد.
    آنچه که من از ایران می دانم از طریق کتاب ها، گزارش ها، همکاران و شما است. من از دیدار شما، اگر هرگز فرصت دیدن کشور بزرگ شما را داشته باشم، بسیار خشنود خواهم شد.
    نظر از: مير
    23 نوامبر 2008
     بلاگ: گزارش امروز آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره ايران
    شما که خیلی به قوانین بین الملل پایبندید اول سلاحهای کشتار جمعی که در عراق بود نشان دهید بعد دنبال معما طرح کردن برای ایران باشید.
    پاسخ آقای شولتی:
    ایران و عراق دو مورد خیلی متفاوت هستند.

    در مورد عراق، صدام حسین ظاهرا می خواست دنیا باور کند که او دارای سلاح های کشتار جمعی است. این به طور واضح یک اشتباه او بود.

    در مورد ایران شکی در نقض قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل از طرف رهبران ایران وجود ندارد. در این که آنها از همکاری با IAEA خودداری می کنند شکی موجود نیست. IAEA در گزارشی بعد از گزارش دیگر تخلفات هسته ای و عدم همکاری ایران را تقبیح کرده است. و در گزارش های اخیر از این بابت قرائنی دال بر این که ایران لااقل تا همین اواخر به پیگیری توانایی “سلاح سازی” هسته ای و تبدیل مواد هسته ای به بمب بوده، به طور جدی ابراز نگرانی شده است.

    آنچه در فکر من به معمایی تبدیل شده این است که چرا رهبران ایران از فرصت بسیار عظیمی که پیش آمده استفاده نمی کنند: آمدن بر سر میز مذاکره با ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین به عنوان یک طرف مساوی برای جستجوی یک راه حل دیپلماتیک که به سود همه اطراف ذینفع خواهد بود. 
    نظر از: مرتضی
    26 نوامبر 2008
    بلاگ: محوطۀ دانشگاه وين
    به شما تبریک میگویم چون که در همین مدت که شما به بحث های تئوریک و صدور قطعنامه مشغول هستید و جمهوری اسلامی را پند و نصیحت میکنید. اولین ثمره غنی سازی هسته ای متولد شده واسم این بمب نقلی هسته ای را بسلامتی شما “ذوالفقارعلی ” گذاشتند.انشالله عنقریب با بیگبنگ اش چرت شورای امنیت پاره میشود ومیفهمید که ملاها چطوری گولتان زده اند.TOP SECRET لطفن به کسی چیزی نگین! چون ما اینجا اسیریم و گیریم.
    پاسخ آقای شولتی:
    من امیدوارم که شما اندکی مزاح را هم وارد بحث جدی کرده باشيد. و من همچنین امیدوارم که شما موافق باشید که بمب های اتمی “ملوس و بامزه” نیستند و زیانشان بیشتر از این است که فقط چُرت ها را پاره کنند. سلاح های هسته ای برای اولین و آخرین بار در بیش از شصت سال پیش به کار برده شدند. به کاربردن آنها باردیگر موجب کشته شدن مردم در مقیاس انبوه.
    بشریت به طور مشترک هدف جلوگیری به کار بردن دوبارۀ سلاح های هسته ای را دنبال می کند. این کار می بایست بایک کوشش مصممانۀ بین المللی برای جلوگیری از گسترش آنها آغاز شود.

    نظر از: ناشناس
    26 نوامبر 2008
    با سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان سوالتی که درباره برنامه هسته ای ایران و گروه 1+5 به هر ذهنی خطور خواهد نمود این است که چناچه ایران بخواهد به گفته کشورهای 1+5 به چرخه کامل سوخت هسته ای دست یابد بنظر بد نمی باشد به این دلیل بد نیست که خود همین کشورها سالها پیش از این فن آوری استفاده نمودن پس حتمی بد نیست که استفاده کردن فکرکنم به دانش فنی ابرانی ها شک دارید از این نظر نگران نباشد چون دانش نزد ایرانیست بعدهم کسی که خرما میخورد نمی تواند به کسی دیگه ای بگوید خرما نخور بحرحال به امید روزی که چهان
    خالی شود از این همه صلاح مرگ بار و تمامی ملتهای در کنارهم زندگی خوبی داشته
    باشند هیچ ملتی دشمن ملت دیگرینیست زیرا همه انسان هستن فقط این دولت ها می باشند که
    این دشمنی را به وجود می آورند مثلآ آقای بوش و احمدینژاد باهم هر چند این یک سیاست است آخ کجا یک نفر ایرانی و آمریکای باهم دشمنی دارند چو عضوي بدردآورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار در پایان ازخداوند میخواهم مرا راهنمايی فرماید.

    پاسخ آقای شولتی:
    من گفتۀ ضرب المثل مانند شما را در بارۀ تاریخ ها می پسندم.
    اما غنی سازی اورانیوم یک تاریخ نیست. غنی سازی اورانیوم راهی به سوی سلاح های هسته ای است. سلاح های هسته ای سلاح های وحشتناک برای ویرانی در سطح وسیع هستند.  همۀ ما در هدفی که در پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای بیان شده، برای جهانی که سرانجام از سلاح های هسته ای آزاد باشد شریکیم.

    ایالات متحده به طرز چشمگیری توده های سلاح هسته ای را که طی دوران جنگ سرد انبار شده بودند کاهش داده است. ما این کار و نیز با پشتیبانی از کاربرد مسالمت آمیز انرژی هسته ای، به تعهد خود در قبال پیمان عمل کرده ایم. اما رهبران ایران تعهدات خود را زیر پا گذاشته اند و به جلب مجدد اعتماد بین المللی نیاز دارند.

    غنی سازی اورانیوم هنگامی که هیچ نیاز آشکار غیرنظامی برای آن وجودندارد، ایجاد اعتماد نمی کند. برعکس نگرانیهای جدی، بویژه هنگامی که با قصور رهبران ایران در گذشته و ادامۀ نقض تعهدات ایمنی از جانب آنها همراه باشد، در بارۀ مقاصد آنها بر می انگیزد.

    از نقل قولتان از سعدی، فیلسوف و شاعر ایرانی سپاسگزارم. در این گفته خرد مندی نهفته است. 

    پرسش از مهرداد
    5 دسامبر 2008
    بلاگ: يک قصر عالی ديگر در اتريش
    سلام قربان،
    چرا شما درباره ايران فکر می کنيد؟ آيآ فکر می کنيد دولت ايران به شما و همکارانتان اجازه خواهد داد برای تحقيقات بيشتر از تأسيسات هسته ای ايران ديدن کنيد؟  آيا فکر می کنيد می توانيد جلوی ايران را بگيريد؟  متشکرم.

    پاسخ آقای شولتی:
    ما امیدواریم که رهبران ایران به درخواست های مکرر مقامات  IAEA برای دسترسی به تاسیسات و به افراد در گیر در فعالیت های هسته ای به طور مثبت پاسخ بدهند.

    ما همچنین امیدواریم که رهبران ایران از در خواستهای بین المللی که توسط شورای IAEA و شورای امنیت سازمان ملل عرضه شده است متابعت کنند.
    نظر از امير
    6 دسامبر 2008
    بی پاسخ ماندن پيشنهاد، در اختيآر گذاشتن مُهر سری

    با درود،

    از اینکه به نظر پیشین من پاسخ گفتید سپاسگذارم و باید بگویم که بسیار شگفتزده شدم. (ایکاش مسئولین مملکت ما نیز مثل شما پاسخگو بودند).

    شما با زیرکی در این متن و در نوشتارهای دیگرتان به گونه ای مینویسید که گویی تردیدی در وجود یک “برنامه ساخت سلاح اتمی” در ایران ندارید. به عنوان نمونه شما نوشتید:

    “گمان من بر این است که رهبران ایران مایل به اعتراف به وجود این برنامه نیستند…”

    دو حالت وجود دارد:
    1. یا در نظامی بودن برنامه ایران تردیدی نیست. (که دور از ذهن است. چون هنوز هم گزارشهای دکتر البرادعی اعلام میکند که مدرکی بر وجود چنین برنامه ای ندارد)
    2. یا در نظامی بودن برنامه ی هسته ای ایران تردید هست.

    شما اگر میخواهید واقعبین باشید، باید بگویید:

    گمان من بر این است که یک برنامه نظامی-هسته ای وجود دارد، ولی رهبران ایران مایل به
    اعتراف به وجود این برنامه نیستند…

    پاسخ آقای شولتی:

    ممکن است من پیشنهاد کنم که شما به طور صریحتر بنویسد که کدامیک را درست می دانید؟

    جامعۀ اطلاعاتی ایالات متحده سال گذشته با انتشار یک برآورد اطلاعاتی با اطمینان اظهار نظر کرد که ایران به طور پنهانی در حال پیگیری فعالیت های “سلاح سازی” – یعنی چگونگی تبدیل مواد هسته ای به یک بمب اتمی بوده است. جامعۀ اطلاعاتی با اطمینان اظهار نظر کرد که این فعالیت ها در سال 2003 متوقف شده است اما فقط با اطمینان نسبی در مورد این که این فعالیت ها همچنان متوقف مانده است، به اظهارنظر پرداخت.

    بازرسان IAEA نیز در مورد امکان وجود ابعاد نظامی در برنامۀ هسته ای ایران اظهار نگرانی کرده اند. آنها در ارتباط با مدارکی که طی چندین سال از کشورهای متعدد و از طریق تحقیقات خود دایر بر مبادرت ایران به مطالعات، کارهای مهندسی و آزمایش های مربوط به سلاح هسته ای و طراحی، به دست آورده اند توضیحاتی در اختیار کشورهای عضو گذاشتند.  آنها این اطلاعات را “منسجم و در خور اعتماد” یافتند. دکتر البرادعی این موضوع را به عنوان یک مسئلۀ جداً نگران کننده به شورا گزارش داد.
    یافته های IAEA با برآورد اطلاعاتی ما همخوانی بسیار دارد.

    همانگونه که دکتر البرادعی خاطرنشان ساخت هیچکس ادعا نکرده که ایران عملا به ساختن بمب دست زده است. اما دست کم  نگرانی های جدی وجود دارد که ایران تا این اواخر یک برنامۀ هماهنگ در جستجوی چگونگی انجام چنین کاری داشته است. اینها فعالیتهایی هستند که بسرعت می توان آنها را از سر گرفت، درست همانگونه که ایران هم غنی سازی اورانیوم را بعد ازتعلیق آن باردیگر آغاز کرد.

    IAEA بارها از ایران تقاضای پاسخ جدی به پرسش های خود دربارۀ این فعالیت ها کرده است، اما مقامات  ایرانی پاسخی که جوابگوی این نگرانیها باشد ارائه نکرده اند.  
     

  • پاسخ به پرسش يکی از دوستان از آقای شولتی در زمينه رواديد تحصيلی برای شهروندان ايرانی

    8 دسامبر 2008

    آنچه در زير می آيد پاسخی است که از اداره روابط کنسولی وزارت خارجه دريافت کرديم:

    از پرسش ها و نظرات شما در رابطه با دريافت رواديد برای تحصيل در ايالات متحده سپاسگزاريم. در نتيجه پرسش های بسياری که وزارت خارجه ايالات متحده در اين زمينه دريافت کرده است، بخشی مختص به پاسخ به پرسش های شهروندان ايرانی در مورد دريافت رواديد در تارنمای Travel.State.Gov اختصاص داده شده است. نشانی اين پيوند را در اينجا ارائه می کنيم: http://travel.state.gov/visa/temp/info/info_4385.html

  • پاسخ های سفیر شولتی به نظرها و پرسش های مطرح شده در اين وبلاگ - 25 نوامبر

    25 نوامبر 2008

     

     

    نکته: خوانندگان محترم، تقريبا تمامی پرسش های شما توسط آقای سفير خوانده می شود، در صورتیکه نامه شما و يا پاسخ آن در اسرع وقت در اين وبلاگ آورده نشود، لطفا پوزش ما را بپذيريد. مسوول تارنما

     

     

    نظر از نیما
    12
    نوامبر 2008

    بلاگ: استرالیا از ایران خواست تا قابلیت اعتماد خود را ثابت کند

     

    آقای سفیر عزیز،

    من از این که می بینم تصویری که رسانه های همگانی ایالات متحده از ایران ارائه می دهند تا این حد نادرست است بسیار متاسفم. از هر آمریکایی که به کشور ما سفر کرده است بپرسید. خودتان خواهید دید که هیچگونه خصومتی نسبت به آمریکا در اینجا وجود ندارد. ایرانیان تنها ملت دوستی هستند که شما در جهان دارید. ما با دولت خود تفاوت داریم و مایلیم که ایالات متحدۀ آمریکا به این موضوع اذعان کند. ما خواستار تغییر رژیم هستیم ولی این به هیچوجه بدان معنا نیست که ما نباید از حق استفادۀ مسالمت آمیز از نیروی هسته ای برخوردار باشیم. پشتیبانی ایالات متحده از گروه ها ی تروریستی مانند جند الله و مجاهدین خلق با شعار شما در مورد جنگ با تروریسم سازگار نیست. اکنون اسناد موثقی در دست است که نشان می دهد کشور شما شاه و مصدق، هردو را سرنگون ساخت. لطفا با ما صادق باشید. ما دوستدار دموکراسی هستیم ولی از ریاکاری بیزاریم.

     

     

    پاسخ آقای شولتی:

     

    تصویری که به وسیلۀ رسانه های آمریکایی ارائه شده، آن چیزی نیست که شما فکر می کنید. من گزارش های بسیاری در بارۀ رفتار دوستانۀ ایرانیان نسبت به آمریکا خوانده ام. واقعیت این است که من نکته های بسیاری در بارۀ  ایران از نوشته های الین سیولینو، گزارشگر نیویورک تایمز که مدت زیادی را در آنجا گذرانده است آموخته ام. کتابی که او در بارۀ ایران نوشته، رفتار مساعد مردم را در قبال ایالات متحده تشریح می کند. در کتاب او همچنین اختلاف های موجود میان دولت و مردم ایران و این که مردم تا چه حد در گریختن از بسیاری از سیاست های سرکوبگرانۀ رژیم مهارت و تجربه دارند، شرح داده شده است.

     

    ما بر سر این نکته که ایران دارای حق استفادۀ مسالمت آمیز از انرژی هسته ای است با هم توافق داریم. اما هردو کشور ما به موجب پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای تعهداتی به گردن دارند و رهبران ایران تعهدات خود را زیر پا گذاشته اند. رهبران ایران باید با آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) همکاری و از قطعنامه های شورای امنیت که برای کمک به ایران به منظور جلب مجدد اعتماد جهان نسبت به ماهیت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای آن کشور طراحی شده اند، پیروی کنند. پیگیری لجوجانۀ دستیابی به توانایی های غنی سازی از جانب ایران، در حالی که ایران هیچ راکتور نیازمند به سوخت هسته ای در اختیار ندارد، به بدگمانی های عظیم بین المللی دامن می زند، زیرا این فن آوری های دارای “کاربرد دوگانه” ممکن است برای تولید سوخت راکتورهای اتمی مورد استفاده و یا به منظورساختن مواد مورد نیاز برای بمب های هسته ای مورد سوء استفاده قرار گیرند.

     

    توصیفی که شما برای ایرانی ها ارائه داده اید در مورد آمریکایی هم صدق می کند – ما دموکراسی را دوست داریم ولی از ریاکاری بیزاریم. ریاکاران به دشورای می توانند بر رسانه رسانه های آزاد و انتخابات آزاد فائق آیند.

     

    نظر از سیمون
    12
    نوامبر 2008

     بلاگ: مردم آمریکا رئیس جمهوری بعدی خود را انتخاب می کنند

     

    من از فرصتی که برای تبادل نظر با شما پیش آمده است خرسندم. مایلم به این نکته اشاره کنم، در این که رژیم  غیر قابل اعتماد و خطرناک ایران مصمم به دستیابی به سلاح های هسته است، شکی باقی نیست. واقعیت این است که اقدام ایالات متحده، متحدان اروپایی آن و دولتهای روسیه و چین در تحمیل مجازاتهای افتصادی به رژیم کنونی موجه بوده است.

     

    با این همه،  من از بابت این واقعیت که برخی نقاط ضعف در استدلال های ارائه شده توسط آمریکا بهره برداری رژیم بی پروای ایران را از ملی گرایی ارزان قیمت که محصول ویژۀ خود رژیم است، تسهیل می کند، بسیار اندوهگینم.

     

    لطفا این نکته را به خاطر داشته باشید که رژیم از ضعف ها و نارسایی های مخالفان و متحدانش برای رسیدن به هدف نهایی خود که دستیابی به سلاح های هسته ایت سود می جوید.

     

    تا آنجا که موضوع به ایالات متحده مربوط می شود، نقطۀ ضعف جهل فرهنگی و تاریخی است [ازاین که موضوع را با صراحت مطرح می کنم متاسفم] که غالبا در سخنان مقامات آمریکایی در رابطه با غیر ضروری بودن برنامۀ هسته ای ایران از نظر انرژی و یا ضرورت پیروی ایران از الگوی کرۀ شمالی و لیبی، بازتاب دارد.

     

    من خوشحالم که خود شما اذعان می کنید که نمی توان یک کشور عمدۀ آسیایی مثل ایران را به این عنوان که دارای منابع شایان توجه نفت و گاز است از دسترسی به انرژی هسته ای محروم ساخت.

     

    با وجود این، مقایسه میان کرۀ شمالی و ایران چیزی است که به دو دلیل خوشایند اکثریت ایرانیان نیست.

     

    نخست، ایران  کشوری کهنسال و با اهمیت است و برخلاف آنچه برخی کارشناسان نفتی در سالهای 1970 عادت به گفتنش داشتند، یک ایستگاه سوختی و یا یک تلمبه خانۀ نفتی، به اضافۀ نیروی ارتش و پلیس نیست. و نه مانند کرۀشمالی یک کشور گرسته، منزوی و گرفتار بیماری بدبینی به دیگران است.

     

    دوم، غرب (بویژه انگلستان) حاضر بود، بنا به گفتۀ لرد آوون، وزیر پیشین خارجه آن کشور، تاسال 1978 “همه چیز” در قلمرو فن آوری هسته ای به ایران بدهد.

     

    این واقعیت های تاریخی و همچنین صِرف اهمیت استراتژیک ایران برای ایالات متحده از نظر اکثریت آمریکاییانی که به غلط ایران قبل از انقلاب را با ویتنام جنوبی و کامبج مقایسه می کنند  شناخته شده است.

     

    سفیر عزیز شولتی، کوتاه سخن آنکه با مقایسه ایران با کشورها یکمتر توسعه یافته، موجب نشوید که رژیم ازاحساسات میهنی (ناسونالیسم) بهره برداری کند. لطفا بر این نکته تاکید بگذارید که چنانچه ایران رفتاری مستقلانه، و در عین حال مسئولانه و در خور اعتماد داشته باشد، ایالات متحده و متحدان اروپایی آن همواره می توانند از برنامۀ هسته ای آن پشتیبانی کنند.
    برای شما و خانم شولتی زمستانی دلپسند و پرثمر آرزو می کنم.

     

     

    پاسخ آقای شولتی:


    اطمینان دارم که ما می توانیم در این نکته که کرۀ شمالی الگوی مطلوبی برای هیچ کشوری، از جمله ایران نیست، توافق داشته باشیم.

     

    کرۀ شمالی پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را نقض کرده و به تعدادی سلاح هسته ای دست یافته است، اما این کار آن را به یک کشور بزرگ تبدیل نساخته بلکه موجب فقر و انزوای هرچه بیشتر کرۀ شمالی به زیان مسلم مردم آن کشور شده است.

     

    مردم کرۀ جنوبی بر عکس از آزادی ها ی سیاسی و یک اقتصاد پیشرفته برخوردارند. کرۀ جنوبی 50 در صد از برق مورد نیاز خو را ازنیروی هسته ای می گیرد، بدون این که تعهدات خود را در قبال پیمان زیر پا بگذارد. کرۀ جنوبی با آنکه دارای 20 راکتور هسته است، هرگز سودی در این که خود به غنی سازی اورانیوم دست زند نیافته است.
     
    من همچنین می دانم که بین لیبی و ایران نیز تفاوت بسیاری وجود دارد.

     

    اما مناسب است به یاد آوریم که رهبران لیبی شهامت و عقل سلیم از خود نشان دادند که به برنامۀ غیرقانونی آن کشور برای دستیابی به سلاح های هسته ای اذعان کنند و راه همکاری کامل با IAEA را در پیش گیرند. در نتیجه، ایالات متحده و دیگر کشورهای مناسبات خود را با لبیبی عادی ساخته اند و مردم لیبی باردیگر از مناسبات باز با بقیۀ دنیا بهره مند شده اند.

     

    هیچیک از دو مورد با وضع ایران قابل مقایسه نیستند ولی هر دو مورد آموزنده اند.

    از آرزوهای خوبتان برای فصل زمستان سپاسگزارم. ما بتازگی شاهد نشستن نخستین برف بوده ایم که وین را با ردای سفید و درخشانی پوشانده است.

     

     

    نظر از علی:

    15 نوامبر 2008

     

    با تشکر از ایجاد این وبلاگ می خواستم عرض کنم مردم ایران اخبار را از طریق ماهواره واینترنت و … دنبال میکنند رسانه های دولتی قابل اعتماد نیستند.


    احمدی نژاد باعث شد مردم ایران به دلیل تنفر از ایشان در دوستان و دشمنانشان کشورشان تجدید نظر کنند آمریکا را دوست و نسبت به اسراییل بی تفاوت شدند و از حزب الله لبنان و حماس فلسطین به دلیل به یغما بردن ثروت ملی متنفر شدند .

     

     

    پاسخ آقای شولتی:


    من آمارهایی را دیده ام که نشان می دهد مردم ایران از جملۀ مردمی هستند که در جهان بیشترین میزان ارتباط را با اینترنت دارند.

     

    من همچننین این نکته را درک می کنم که دولت ایران از رسانه ها در هراس است و می کوشد دسترسی به آنها را محدود کند.

     

    از این که نمونه ای  از آن تارنما را فرستاده اید ممنونم، هرچند که می دانم مهر تایید دولت شما در پای آن نیست.

     

     

    نظر از محمد رضا
    16
    نوامبر 2008

     

    با درود و سلام به آقای شولتی عزیز، من تا کنون چند بار برایتان پیام گذاردم. متاسفانه گویا ساختار ارتباطی شما نیز بیماری ایران اسلامی را گرفته در عدم بازخورد و اطلاع رسانی . با این حال من شما را بخاطر احساس مسولیتتان در قبال بشریت و ایرانیان می ستایم و از حوصله بسیارتان متشکرم حتی اگر هرگز پیام های من را پاسخ ندهید . آقای شولتی عزیز من اکنون سخت نگرانم، نگران از آن که مجازات دولت و نظام غیر مسوول و غیر خردورز اسلامی تبدیل به مجازات ملت به گروگان گرفته شده ایران گردد. من نگرانم که اگر بنزین و یا هر کالا و خدمات راهبردی ومورد استفاده مردم به طریقی مشمول تحریم گردد چه بلایی برسر ما خواهد آمد . آقای شولتی من گمان می کنم نیازی به از بین بردن زیرساخت های زندگی مردم ایران نیست از جمله مساله بنزین. فکر می کنم راه های ساده تر و بهتری برای مجازات و همچنین کمک به ملت ایران برای اعاده آرامش منطقه ای و رفاه جمعی به ویژه در ایران وجود دارد. راه هایی همچون انسداد و مصادره ثروت های چپاول شده ملت توسط حاکمان در سرتاسر دنیا در راستای انتقال آن به مردم و به همین ترتیب روش های دیگری که در یک مطالعه جامع و از درون به دست آمده است

     

    پاسخ آقای شولتی


    (این سومین و آخرین ایمیل از رشته ایمیل های  پشت سر همی است که موضوع یکسانی را دنبال می کنند)

    متاسفم از این که پیام های نخستین شما را نگرفتم، سعی می کنم به بیشتر آنچه که دریافت کرده ام پاسخ بگویم.

    هدف گروه 1+5 مرکب از اروپا، ایالات متحده، چین و روسیه مجازات مردم ایران نیست. هدف متقاعد ساختن دستگاه رهبری ایران به درپیش گرفتن مسیر متفاوتی است، مسیری که به سود نهایی مردم ایران خواهد بود. امیدوارم که پیشنهاد گروه 1+5 را دیده باشید، اگر نه می توانید این را در http://usinfo.state.gov/persian/index/topics/topic_listing_is/Offer.html مشاهده کنید.


    گروه 1+5 کوشیده است تحریم های سازمان ملل را طوری طراحی کند که دو چیز را هدف قرار دهند: نخست مواد و فن آوری لازم نه برای ساختن نیروگاه های غیر نظامی، بلکه فن آوری  سازندۀ بمب. دوم افراد و سازمان های درگیر در کوشش های مربوط به تولید موشک های بالیستی. 

     

    هدف ما از میان بردن زیرساختهای زندگی ایرانیان نیست.  اما متاسفانه رهبران ایران فرصتها را برای بهتر ساختن این زندگی از دست می دهند.

     

     

    نظر از آریا
    18
    نوامبر 2008
    بلاگ: سفر من به آمریکای جنوبی

    سلام
    به نظر من دلیلی وجود ندارد که دولت آمریکا حساب دولت و مردم ایران را جدا نکند و این تحریمها فشار اصلی آن بر دوش مردم می باشد نه دولت مردان زیرا اینان هرچه بخواهند در اختیارشان است می خواست نظر آقای شو لتی را جویا شوم.

     

    پاسخ آقای شولتی

     

    همانگونه که قبلا هم گفته ام هدف گروه 1+5 مرکب از اروپا، ایالات متحده، چین و روسیه مجازات مردم ایران نیست.هدف متقاعد ساختن دستگاه رهبری ایران به درپیش گرفتن مسیر متفاوتی است، مسیری که به سود نهایی مردم ایران خواهد بود.

    ما می دانیم که دولت ایران نمایندۀ مردم بزرگ این کشور نیست. و ما صمیمانه امیدواریم که رهبران ایران تصمیماتی بگیرند که به ایالات متحده و بقیۀ جهان امکان دهد تا مناسبات متفاوتی با کشور شما داشته باشند.

     

    نظر از مجید
    19 نوامبر 2008


    باسلام به ملت شریف وآزاده آمریکا وهمچنین شما جناب آقای شولتی باید عرض کنم که نظر من در رابطه با انتخابات درآمریکا با اکثر مردم شما همسو می باشد واین انتخابات فارغ ازهر دو جناح بیشتر آزادی محض بود تا انتخابات لیکن جای بسی شادی وتبریک دارد با آرزوی آزادی در ایران خودم این نظر را برای شما ارسال می کنم . با سپاس فراوان.

     

    پاسخ آقای شولتی

     

    از پیام تبریک شما به خاطر انتخابات ما سپاسگزارم. من در امیدواری شما برای این که مردم شما هم آزادی خود را بازیابند شریکم.

     

     

    نظر از رامين
    19 نوامبر 2008


    جناب سفير، آقای شولتی، سلام

    شما، به روش كاملاً ديپلماتيك، از پاسخ به اين پرسش كيوان كه چرا منع فروش بنزين به جمهوری اسلامی را در دستور كار قرار نمی ‌دهيد، طفره رفتيد.

     

    با توجه به اينكه، تا جايی كه من می ‌دانيم، روسيه و چين (كه معمولاً براي اعمال تحريم‌هاي سخت عليه جمهوری اسلامی همكاری نمي‌كنند) از فروشندگان بنزين به ايران نيستند؛ آيا منع فروش بنزين بهترين و سريع‌ترين راه براي برای از پا در آوردن جمهوری اسلامی نيست؟

     

    باور كنيد، تحريم‌های بانكی فقط و فقط باعث عذاب ما ايرانيان شده وگرنه مسئولين جمهوری اسلامی با گذرنامه‌های سياسی و چمدان پر از پول، در انتقال وجوه برای گروه‌های تروريستی و خريدهای نظامی از بازار سياه، مشكلی ندارند.

     

    پاسخ آقای شولتی
     
    شما مُچ مرا به این عنوان که لحن “دیپلماتیک” دارم  گرفتید – ولی این در هر حال حرفۀ من است.

     

    اگر جدی تر بخواهیم حرف بزنیم، باید بگویم که شما نگرانیهایی جدی را مطرح می کنید و توصیه های جدی ارائه می دهید.

    صداهای بسیاری خواستار مجاراتهای شدید تری هستند. من شنیدم یک مفسر با تجربه اخیرا خواستار استفاده از ” هویج های شیرین تر و چماق های زمخت تر” شده است.

    اوباما، رئیس جمهوری منتخب گفته است که رژیم ایران را در برابر یک انتخاب قرار خواهد داد: “اگر ایران برنامۀ هسته ای و حمایت خود را از تروریسم رها کند، ما عضویت ایران را در سازمان بازرگانی جهانی پیشنهاد می کنیم، سرمایه گذاری های اقتصادی را در مد نظر قرار می دهیم و برای برقراری مناسبات عادی دیپلماتیک اقدام می کنیم.  اگر ایران به رفتار نگران کنندۀ خود ادامه دهد، ما فشار اقتصادی را بر آن  می افزاییم و انزوای سیاسی آن را تشدید می کنیم.”

    یاد آوری: این نقل قول از تارنماهای ی زیر گرفته شده است.
    http://change.gov/agenda/foreign_policy_agenda/ http://change.gov/agenda/foreign_policy_agenda/

     

     

     

  • 20 نوامبر 2008 - پاسخ آقای شولتی به پرسش ها و نظرهای مطرح شده در اين وبلاگ

    20 نوامبر 2008

    نظر از ايليا
    4 نوامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش ها

    با سلام آقای شولتی كه برای اولين بار راهی هر چند كوچك برای تبادل افكار موافقان و مخالفان هموار كرده است.
    اين يادداشت من پيرو پاسخ شما به سوالات من است كه ميخواهم همان مسائل را كمی بازتر كنم.
     در پاسخ به پرسش حمايت كشور شما از تروريستهای جنوب شرقی ايران اين خبر را مطالعه فرماييد. http://blogs.abcnews.com/theblotter/2007/04/abc_news_exclus.html

    2- جناب سفير اگر آنگونه كه ادعا كرده ايد مدارك متعدد و مستدلی درباره حمايت ايران از گروه های تروريست شيعه عراق داريد چرا اين موضوع را در دادگاه لاحه يا سازمان ملل با مدرك و دليل ارائه نميدهيد و فقط اين صحبتها را در حد گفتمان تهديد و يك اهرم فشار سياسی نگه داشته ايد؟.
     3- شما در پاسخ به سوالی اينگونه پاسخ گفته ايد:” من میل دارم یک دریافت غلط دیگر را تصحیح کنم.  البرادعی، مدیر کل آژانس انرژی اتمی (IAEA ) هر گز طبیعت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای ایران را تایید نکرده است. آنچه در زیر می آید مطلبی است که او همین دوشنبۀ گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام داشت: آژانس موفق شده که همچنان عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده را در ایران مورد تایید قرار دهد.”

    و اين گفته را بنا به صلح آميز بودن فعاليت هسته ای ايران ندانسته ايد. آيا عدم انحراف از قوانين رانندگی به معنای رانندگی صحيح نيست؟ آيا عدم انحراف از موازين قانونی در مسير درست حركت كردن نميباشد.

    4- و برای آخرين سوال كه يك سوال اساسی برای اكثريت ايرانيان است كه همواره بی جواب مانده.
     به فرض آنكه ادعاهای كشور شما درست باشد و حكومت ايران يك حكومت ارتجاعی دينی و سران آن مذهبی افراطی و از حاميان تروريسم در منطقه هستند.
    دكتر محمد مصدق كه بود؟ آيا يك مذهبی افراطی و خطرناك؟ كودتای 28 مرداد سال 1332 كه به اعتراف سخنگوی وزرات خارجه آمريكا تا كيسی، سی آی ای از بانيان اصلی آن بود هيچ گاه از ياد ايرانيان نميرود. شايد اگر آن دولت مردمی و دموكرات دكتر محمد مصدق را سرنگون نميكرديد و دگر باره شاه ديكتاتور را در مسند قدرت اين كشور نمينشانديد حال كشور ما با اين مشكلات عديده روبرو نبود و كشور شما نيز دارای وجهه بهتری در ميان ايرانيان بود.

     متاسفانه مصداق كودتای 28 مرداد اعتبار موضع گيری های شما در مقابل ايران را در مورد موضوعات حقوق بشری و دمكراسی تا حد زيادی فاقد اعتبار كرده است. زيرا دكتر محمد مصدقی كه توسط سی آی ای سرنگون شد نه خصوصيات احمدی نژاد را داشت و نه به قول شما از تروريسم حمايت ميكرد. آن مرد فقط خواهان حقوق حقه ی ملت ايران بود و اين موضوع به ناچار انسان را به مقايسه ی موضوع ملی شدن صنعت نفت و برنامه هسته ای ايران و جبهه گيری مشابه شما عليه هر دو  وا ميدارد.

     با تشكر بينهايت از شما و مديريت سايت .اميدوارم روزی به دور از پيش قضاوت فكري/سياسی به ايران بياييد و با فرهنگ اين ملت صلح جو آشنا شويد.

    پاسخ آقای شولتی

    از توجه مستمر شما و برقراری ارتباط  پیرامون این مسائل سپاسگزارم. من تمرکز را روی پرسش های سوم و چهارم شما می گذارم، چون کارشناس حمایت ایران از تروریسم و ستیزه جویان خشونت پبشه در عراق نیستم.

    در مورد سابقۀ هسته ای ایران شما فقط بخشی از آنچه را که مدیرکل [آژانس بین المللی انرژی اتمی]  در بارۀ فعالیت های اعلام نشدۀ ایران گفته است نقل کرده اید و نگرانی های او را از بابت فعالیت های اعلام نشده و گزارش های مربوط به موارد نقض [قطعنامه های] شورای امینت ناگفته باقی گذاشته اید. با توجه به سابقۀ ایران در خودداری از اعلام فعالیت های خود و تایید  آژانس بین المللی انرژی اتمی(IAEA)  دایر بر ناکافی بودن دسترسی آن به برنامۀ هسته ای ایران، این تمایز بویژه حائز اهمیت است. شما از قیاسی در بارۀ رانندگی استفاده کرده اید – که من آن را ادامه خواهم داد.  

    مقامات ایرانی نظیر رانندگانی هستند که قانون را رعایت نمی کنند — و سپس هیچ کوششی برای متقاعد ساختن دادگاه در مورد این که در آینده مقررات رانندگی را محترم خواهند شمرد به عمل نمی آورند. در گزارش های متعدد IAEA مراتب زیر در میان نکات دیگر به طور مستند ثبت شده است:

    موارد جدی نقض موافقت های ایران در زمینۀ تعهدات مربوط به تدابیر ایمنی، به عنوان مثال، خودداری از گزارش فعالیت های حساس هسته ای در اراک و نطنز.

    ادامۀ سرباز زدن از همکاری کامل با IAEA ، برای نمونه خودداری از به کاربستن پروتکل الحاقی یا اجابت تقاضا به بازرسان برای مصاحبه با افراد یا بازدید از کارگاه ها.

    نقض فاحش قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، به عنوان مثال، ادامۀ فعالیت های غنی سازی که برای برنامۀ غیر نظامی ایران ضرورتی ندارد اما برای ساختن بمب لازم است.

    این رهبران نه تنها قانون را زیر پا می گذارند، بلکه، بدون توجه به امنیت مسافران خود و کسانی که در پیرامونشان هستند، با بی پروایی نیز رانندگی می کنند. برای نمونه:

    آنها کشور بزرگ خود را در معرض سوء ظن، انتقاد و مجازاتهای اقتصادی قرار داده اند.

    رفتار ستیزه جویانه آنها به خطر یک برخورد و تصادم شدید دامن زده است.

    پیگیری فن آوری مورد استفاده  در سلاح های هسته ای این خطر را در بر دارد که دیگران را هم در منطقه به اقدامات مشابهی برمی انگیزد و به این ترتیب موجبات تضعیف و تزلزل امنیت همسایگان، و از جمله مردم ایران را  فراهم آورد.

    اگر پسر ما دارای چنین سابقه ای در رانندگی بود، ما گواهی رانندگی او را مدتها پیش باطل می کردیم.

    من می دانم که کودتای 1953 سایه ای بر سر مناسبات با ایران افکنده است، ولی همین موضوع در مورد رویداد بسیار تازه تر گروگان گیری در 1979 صادق است. هیچکس در ایالات متحده خاطرۀ کودتا را جشن نمی گیرد، حال آنکه در ایران مقامات روز تصرف سفارت آمریکا را یک تعطیل  ملی اعلام داشته اند.

    آنها چرا چنین کاری می کنند؟
    اگر مناسبات[کشورها] به صورت گروگانی در دست تاریخ باقی می ماند، اروپا هنوز می بایست با خودش در جنگ باشد، جنگ سرد هنوز با کمال شدت ادامه داشت  و ایالات متحده امروز از روابط مثبت با کشورهایی نظیر آلمان، ژاپن، چین و ویتنام برخوردار نبود.

    من مطمئنم که شماهم موافقید که ما باید از تاریخ درس بیاموزیم ولی به صورت قربانیان آن در نیاییم.

    و بلی، من بشدت علاقه مندم که با ایرانیان آرامش طلب دیدار داشته باشم. حدس من این است که اکثریت ایرانی ها همان چیزی را می خواهند که اکثریت آمریکایی ها هم طالبش هستند: احترام به جامعه و فرهنگ خود، امنیت اقتصادی برای خودشان و خانواده شان و آزادی و منزلت برای همۀ شهروندان.

    نظر از ميرسپنج
    7 نوامبر 2008
    مردم آمریکا رئیس جمهوری آیندۀ ما را را بر می گزینند

    دولت ايران بصورت کلی دولتی ديکتاتور و بر پايۀ زور بنا شده است و در زير سايه ديکتاتوری مسلماً هيچگونه دموکراسی نمی تواند پديدار شود. بزرگترين هنر سردمداران نظام جمهوری اسلامی ايران مهر سکوت بر دهان منتقدان می باشد.  نقض آشکار حقوق بشر هم اکنون به روشنی در ايران قابل مشاهده است.  بيکاری، فقر، و در پی آن فحشاء و منزوی کردن مردم ايران بزرگترين ارمغان اين نظام برای سرزمين آريايی مان می باشد.  سردمداران آن بزرگترين حاميان تروريست هستند. و در آخر، درود بر آزادگان ايران زمين، پاينده باد ايران.

    پاسخ آقای شولتی

    پرزیدنت بوش در سخنان خود به مناسبت آغاز دورۀ دوم تصدیش گفت: “در تاریخ تنها یک نیرو وجود دارد که قادر است سلطۀ نفرت و خشم را در هم بشکند و پرده از روی ادعاهای خودکامگان بردارد، و آن نیروی آزادی مردم است.

    نظر از سعيد
    10 نوامبر 2008
    بلاگ: مردم آمریکا رئیس جمهوری آیندۀ ما را بر گزیدند

    جناب آقای سفیر،
    ما ایرانیان نیز از انتخاب آقای اوباما خوشحالیم، چرا که معتقدیم ایشان مبدع روابط جدیدی بین تهران و واشنگتن خواهند بود. من خیلی دوست داشتم که مخاطب این پیغام، مسوول جدید در کابینه آقای اوباما در امور ایرانیان می بود، ولی در هر صورت امیدوارم این پیغام توسط جنابعالی بررسی و/یا به شخص مربوطه انتقال داده شود.

    آقای سفیر،
    اکنون که هر ایرانی منتظر اولین کلمات آقای اباما راجع به ایران و ایرانیان می باشد، هیچ چیزی جز احترام به منزلت ایرانی، آنها را خوشحال نخواهد کرد. این احترام گذاری روشهای زیادی دارد. به نظر من ایشان میتوانند راهبردی جدید در کنسولگریهای ایالات متحده، که علنا به درخواست دهندگان ویزای آمریکا توهین میکنند، تعریف کنند. من به عنوان یک دانشجوی ایرانی مشغول به تحصیل در ایالات متحده و به نمایندگی از تمامی دانشجویان ایرانی، از دستگاه امور خارجی آقای اوباما خواستارم که حقوق ویزای دانشجویی را که برای تمامی کشورها به جز ایران و چند کشور دیگر صادق است، برای دا نشجویان ایرانی دوباره در نظر بگیرند. همانگونه که میدانید دشواری اخذ ویزای ایالات متحده و یک بار ورودی بودن ویزای دانشجویان ایرانی باعث شده که آنها ریسک نکرده و برای بازدید خانواده در ایران، از آمریکا خارج نشوند.
    آقای اوباما میتوانند با حرکتی زیبا و کوچک، این حق را به دانشجویان ایرانی بازگردانند و در عین حال نیت خیر خود را برای حل معضل هسته ای ایران نشان دهند.
    با تشکر

    پاسخ آقای شولتی:

    از افکاری که عرضه داشته اید سپاسگزارم. من آنها را به آگاهی مقامات وزارت امور خارجه که مسئول امور کنسولی هستند می رسانم و یکی از آنها را دعوت می کنم که یاداشتی در وبلاگ در ارتباط با نگرانی شما بنویسد.

    دولت ایالات متحده دست به کار افزایش فرصت ها برای مبادلات آموزشی و فرهنگی بوده است. این بخشی از علاقۀ بلندمدت ما برای برقراری مناسبات مثبت تر با ایران و مردم آن است و این موضوع را روشن می کند که اختلافات ما با رژیم در احترام ما نسبت به مردم ایران هیچ بازتابی ندارد. اجازه بدهید ببینم من می توانم کسی را که به نکات مطرح شده توسط شما پاسخ بگوید پیدا کنم.

    نظر از کوروش
    12 نوامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش ها

    با درود امیدوارم آقای شولتی به جای انرژی هسته ای  بیشتر به فکردموکراسی و حقوق بشر در ایران باشد چون ما درحال حاضر نیازی به انرژی هسته ای نداریم.

    پاسخ آقای شولتی:
    من به این علت روی مسائل هسته ای تکیه می کنم، که اینجا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، کارم همین است. اما با شما موافقم که امروز نیاز مردم ایران به دموکراسی و حقوق بشر از انرژی هسته ای بیشتر است.

    گمان من این است که رهبران ایران میل دارند از ” حقوق هسته ای” به عنوان راهی برای خود داری از سخن گفتن از دموکراسی و حقوق بشر، دم بزنند.

     

    نظر از کویر:
    12 نوامبر 2008
    ويديو درباره نظرات آقای شولتی در رابطه با پيشنهاد گروه P5+1 به ايران

    از شما و تمام کسانی که در احیای این سایت زحمت میکشید بسیار متشکرم وامید وارم در راهی که پیش رو دارید موفق باشید.

    پاسخ آقای شولتی:

    از اظهار علاقه ای که کرده اید سپاسگزارم. و من درتشکر از مترجمان عالی و استادان تنظیم تارنماها که مباحثۀ ما را امکان پذیر ساخته اند، به شما می پیوندم.  

    پرسش از فرهاد:
    12 نوامبر 2008
    بلاگ: پرسش هايی از برزيل

    با سلام، بنده سوال از شما داشتم و آن اينکه چرا تا قبل از 5 سال گذشته آمريکا و ديگران به برنامۀ هسته ای ايران توجهی نداشتند و به قول خودتان ايران حدود 18 سال پيش اقدام به فعاليت های اتمی کرده، پس چرا اينقدر دير به فکر افتادين و سوال ديگر، آقای اوباما هم مانند آقای بوش به نتيجه نرسد با دولت ايران، تکليف چيست و گناه مردم ايران در اين بين چه می شود؟  

    پاسخ آقای شولتی:

    دامنۀ کامل برنامۀ هسته ای ایران تا سال 2002 که از فعایتهایش در نطنز و اراک در برابر دنیا  پرده برداشته شد مورد توجه جهان قرار نگرفته بود.  دولت ایران کوشیده بود بر این فعالیت ها سرپوش بگذارد. برای نمونه در نطنز، مقامات ایرانی کوشیده بودند که تالارهای بزرگ غنی سازی اورانیوم را در دو دژ عظیم زیرزمینی که راه ورودی آن زیرکانه به وسیلۀ یک ساختمان معمولی پوشانده شده بود، پنهان کنند.

    تنها هنگامی که این فعالیت ها علنا فاش شد، بازرسان توانستند از تاسیسات دیدن و تحقیقات خود را آغاز کنند. آنها با سرعت به این نتیجه رسيدند که ایران از حدود تعهدات خود به موجب موافقت نامه های تدابیر ایمنی تجاوز کرده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی ایران را در 2005 در حال سرپیچی از تعهدات خود یافت و در 2006 مراتب را به شورای امنیت گزارش داد. ایران در حال حاضر موضوع پنج قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است.

    آنچه که برای مردم ایران روی می دهد بیشتر به دستگاه رهبری ایران وابسته است تا به دستگاه رهبری واشنگتن. شاید رهبران ایران تغییر دولت در ایالات متحده را به عنوان فرصتی برای عمل کردن به الزامات بین المللی خود مغتنم بشمارند و پیشنهاد مذاکره را که از مدتها پیش روی میز قرار داشته است بپذیرند.  این تحول مطلوبی خواهد بود.

    اما رهبران ایران نباید فرض کنند که اگر آنها به تخلف از تعهدات بین المللی خود ادامه دهند، دولت جدید آمریکا آن را نادیده خواهد گرفت. اوباما رئیس جمهوری منتخب، تنها سه روز بعد از انتخاب اعلام داشت که تولید سلاح هسته ای به وسیلۀ ایران “غیرقابل قبول” خواهد بود. او در ادامۀ سخنش گفت: “ما باید به یک کوشش بین المللی برای جلوگیری از اینکه چنین اتفاقی روی دهد دست بزنیم.” 

    پرسش از ساسان:
    12 نوامبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش ها

    قبل از هر چيزبرای شروع اين بلاگ تشکر می کنم.  من از طريق صدای آمريکا در باره آن آگاه شدم و بسيار خوشحالم که می توانم مستقيماً با شما صحبت کنم.  ايکاش می توانستيد زودتر اين بلاگ را شروع کنيد و ما مجبور نبوديم صبر کنيم تا ببينيم در دولت اوباما چه اتفاقی می افتد.  به هر حال، من 48 سال دارم و صاحب شرکت نفت و ميدان گاز خودم هستم.  پنج سال است که تنش بين دولت های ايران و ايالات متحده به سطحی بحرانی رسيده است و ما (بسياری از مالکان در بخش خصوصی) در انتظار دوران حساسی بوديم (يعنی جنگ يا حداقل تحريم های سنگين) تا بزودی يا حداقل در عرض يکی دو ماه بحران اتمی دروازه يا دری باشد که از طريق آن از اين رژيم خلاص شويم!!!  ما تقريباً تمام فعاليت های خود را متوقف کرديم، حتی تعدادی از املاک يا شرکت های خود را به کشورهای ديگر منتقل کرديم….متأسفانه من هنوز می بينم که هنوز پس از پنج سال ما مأيوس می شويم.  ممکن است وضعيت واقعی خود را روشن کنيد؟  من می دانم که شما و نمايندگان ايالات متحده بايد منافع کشور خود را در نظر داشته باشيد، و ممکن است از بسياری از تصميمات غفلت کرده يا صرف نظر کنيد.  من بسيار ممنون می شوم اگر ما بتوانيم دقيقاً از اوضاع مطلع شويم، چراکه من فکر می کنم نهايتاً بدون اطلاع مردم عادی ايران مذاکره انجام خواهد شد و شما به نتيجه ای برسيد بدون آنکه مردم از آن راضی يا حتی آگاه باشند.

    با تشکر از شما و در انتظار پاسخ شما.
    با احترام

     
    پاسخ آقای شولتی:

    من نگرانی شما را درک می کنم.  در واقع حدس من این است که کسب و کار شما در اثر سیاست بد اقتصادی رژیم و مناسبات نامطلوب آن با جامعۀ جهانی دستخوش آسیب شده است. سازمان توسعه و همکاری  در پاریس اعتبار ایران را تنزل درجه داده است و بانکها و شرکتها به طرز فراینده ای نسبت فعالیت اقتصادی در ایران ابراز بی میلی می کنند.

    من اقتصاددان نیستم ولی حدس من این است که اقتصاد ایران، بویژه در این هنگام که بهای نفت پایین آمده، رو به وخامت بیشتری خواهد گذاشت، تا زمانی که رهبران ایران تصمیم به برگزیدن مسیر متفاوتی در سیاستهای خارجی و اقتصادی خود بگیرند. در حال حاضر متاسفانه چنین به نظر می رسد که رهبران ایران به جای برخورد جدی با پیشنهادی که به وسیلۀ ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین  به آنها ارائه شده، در حال بازی با موضوع مذاکرات هستند.  آنها به جای برداشتن گامهای ضروری برای آغاز مذاکرات جدی از “روشن کردن ابهامات” سخن می گویند.

    چرا آنها فرصت را برای مذاکره به عنوان یک طرف مساوی با قدرتهای جهانی و رسیدن به یک توافق دیپلماتیک که به ایران برای دسترسی به نیروی برق اتمی کمک می کند، از دست می دهند؟ موضوع آنها متاسفانه به سود مردمی مثل شما و اکثریت ایرانیان نیست.

    پرسش از آرمان:
    12 نوامبر 2008
    بلاگ: مردم آمريکا رئيس جمهوری آينده ما را انتخاب کردند

    با سلام
    سوال من از آقای شولتی این است که با توجه به زیر زمینی بودن تاسیسات هسته ای ایران در شهرهای نطنز و سایر شهرها و این واقعیت که این تاسیسات در بمباران های متعارف از بین نمی رود، برنامه ایالات متحده برای تخریب و انهدام این تاسیسات و برنامه های هسته ای در صورت ادامه سرپیچی جمهوری اسلامی از قطعنامه های شورای امنیت چیست ؟

    پاسخ آقای شولتی:

    اینجا در وین مسئولیت من بر آژانس انرژی اتمی متمرکز است – من طراح نظامی نیستم.

    پرزیدنت بوش و اوباما رئیس جمهوری منتخب، هیچکدام هیچ گزینه ای، از جمله گزینۀ نظامی را  را از روی میز برنداشته اند. با ذکر این موضوع، هدف اما رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک است.

    نظر از برنامه:
    12 نوامبر 2008
    بلاگ: ناکامی ایران دربه دست آوردن يک کرسی در شورای امنیت سازمان ملل

    با سلام و ادب، ايران در حال [حاضر مجهز به] تشکيلات هسته ای نيست، بنابراين اگر مجهز شود با بی رحمی اولين بمب هست های را پرتاب خواهد کرد.  بايد جلوی آخوندها را گرفت.

    پاسخ آقای شولتی:

    من در نگرانی شما از این بابت که رهبران ایران چگونه سلاح های هسته ای را به کار خواهند برد شریکم. این رژیمی است که از تروریسم حمایت می کند. این رژیمی است که رهبران آن به طور منظم خواستار نابودی کشوری می شوند که هرگز تهدیدهای مشابهی متوجه ایران نکرده است.

    حتی اگر رهبران ایران سلاح های  هسته ای را بکار نبرند؛ نگرانی من این است که رژیم گستاخانه اقدامات خود را در حمایت ازتروریسم یا مداخلات حتی تعرض آمیزتری در امور کشورهای همسایه تشدید کند. نتیجه افزایش خطر برخورد خشونت بار و تشدید مسابقۀ تسلیحات هسته ای در منطقه ای خواهد بود که هم اکنون نیز در معرض بی ثباتی و خشونت قرار دارد.  

  • پاسخ آقای شولتی به پرسش ها و نظرهای مطرح شده در اين وبلاگ

    14 نوامبر 2008

    نظر از طباطبايی
    اکتبر 2008
    بلاگ: پاسخ به پرسش های مطرح شده
    جناب آقای شولتی
    شما به جنبه های زيادی از مشكل فعاليت هسته ای ايران پاسخ داده ايد. ولی هنوز اين بدگمانی نسبت به نيات ايالات متحده در ذهن مردم ما وجود دارد كه شما خواهان پيشرفت ما نيستيد. مثال آن در مورد ندادن صنايع مادر و اساسی مثل فولاد؛ اتومبيل، هواپيما، كشتی و غيره است كه حتی در زمان محمد رضا شاه پهلوی به ايران داده نشد.
    در مورد انرژی هسته ای هم اين ذهنيت در مردم وجود دارد.

    پاسخ آقای شولتی:

    از بینش و شناخت شما سپاسگزارم. من می دانم که ایران تاریخ دشواری در رابطه اش با بقیۀ جهان، از جمله کشور من داشته است، بنا بر این من این گونه نگرانی ها را درک می کنم.

    آرزوی من این است که رهبران ایران با وارد شدن به مذاکرات نیات ما را آزمایش کنند. من اطمینان دارم که کشورها و شرکتهای بسیاری، مشتاق برقراری روابط بازرگانی با ایران هستند، فقط به شرطی که فضای سیاسی و بازرگانی تغییر کرده باشد.

    به چین نگاه کنید. چین با سیاست خارجی و انقلاب فرهنگی اش خود را از بقیۀ دنیا منزوی کرده بود. اکنون از مناسبات ثمربخشی با سرتاسر دنیا و از جمله با کشور خود من برخوردار است و به یکی از اقتصادهای پیشتاز جهان تبدیل شده است.

    به لیبی نگاه کنید. لیبی تاچند سال پیش به خاطر فعالیت های غیرقانونی هسته ای خود تحت پیگیرد قرارداشت. اکنون بعد از برچیدن برنامۀ سلاح های هسته ای خود و همکاری کامل با آژانس بین المللی انرژی اتمی IAEA ، شرکتها برای همکاری در امر انرژی هسته ای در مرزهای آن کشور صف کشیده اند.

    پرسش از جورج:
    27 نوامبر 2008
    بلاگ: بانک توسعۀ صادرات ايران به عنوان گسترش دهندۀ سلاح های کشتار جمعی معرفی شد
    چند سوال برایم پیش آمده ممنون می شوم جواب دهم. عجیب است در این دوران حساس: بحران مالی در آمریکا و به پایان نزدیک شدن دوران ریاست جمهوری آقای بوش، چطور بانک توسعه صادرات را تحریم کردید؟ اگر این دخالتها واقعیت دارد و جنبه تبلیغاتی ندارد چرا اسناد را افشا نمی کنید؟ این تحریم کردن فشار مستقیم بر مردم وارد می کند تا به دولت. پس چطور باورکنیم شعار دوستی آمریکا با مردم ایران را؟ آیا احتمال دارد این تحریم لغو شود؟

    پاسخ آقای شولتی:

    در پاسخ به پرسش شما در اینجا ترجمۀ بیانیۀ 22 اکتبر وزارت خزانه داری ایالات متحده را در مورد معرفی بانک توسعۀ صادرات ایران می آورم. می توان همین متن را با اطلاعات بیشتری در بارۀ موضوع در تارنمای زیر مشاهده کرد.
    http://www.ustreas.gov/press/releases/hp1231.htm

    بانک توسعۀ صادرات ایران موجبات تسهیل فعالیت های جاری شرکتهای گوناگون جلوی صحنه و وابسته به نهادهای زیر نظر MODAFL را فراهم ساخته است. MODAFL در تاریخ 25 اکتبر 2007 به موجب فرمان اجرایی 13382 معرفی شده است. از هنگام معرفی بانک سپه ایران طبق فرمان اجرایی 13382 ، بانک توسعۀ صادرات ایران به عنوان مجرای اصلی نهادهای وابسته به MODAFL که در جستجوی وسائل جایگزین برای ادامۀ خریدهای غیر قانونی کالا و تجهیزات هستند، عمل کرده است. افزوده بر هدایت معاملات بانک سپه که به خاطر فعالیت های مربوط به گسترش سلاح های کشتار جمعی در فهرست قطعنامۀ 1747 شورای امنیت سازمان ملل وارد شده، بانک توسعۀ صادرات ایران تسهیلات مالی برای دیگر نهادهای مرتبط با گسترش سلاح ها را که به وسیلۀ مقامات شورای امنیت سازمان ملل و ایالات متحده تحریم شده اند، فراهم ساخته است. معرفی امروز توجه را به این خطر که هرگونه معامله ای با بانکهای دولتی ایران می تواند به گونه ای ناخواسته به فعالیت های ایران در گسترش سلاح های کشتار جمعی یاری رساند، جلب می کند.

    استفاده از بانک توسعۀ صادرات ایران برای هدایت معاملات مرتبط با گسترش سلاح ها نمونۀ دیگری از کوشش های ایران برای بی اثر گذاشتن تحریم ها و ادامۀ فعالیت های حساس مربوط به گسترش سلاح های کشتار جمعی است. مساعی ایران در جهت تسلط بر چرخۀ سوخت هسته ای هم اکنون در مغایرت باقطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل ادامه دارد. این نکته شایان نهایت اهمیت است که برای جلوگیری از خدشته دارشدن تحریم ها، نسبت به شیوه ها و نهادهای جدید مورد استفادۀ ایران برای گسترش سلاح ها هوشیار باقی بمانیم و در برابر آنها دست به اقدام بزنیم. امیدواری ما این است که این تدابیر هدفمند ایران را به انصراف از دامه راه انزوا متقاعد سازد.

    امروز افزوده بر بانک توسعۀ صادرات ایران (EDBI) سه نهاد که معلوم شده در مالکیت آن بانک قرار دارند، به وسیلۀ آن کنترل می شوند و یا برای آن بانک یا از جانب آن عمل می کنند، معرفی شدند. این سه نهاد عبارتند از: شرکت حق العمل کاری EDBI، شرکت مبادلات EDBI که هر دو در ایران واقع شده اند، و بانکو اینترناتسيونال دو دسارولو (Banco Internacional de Desarrollo, CA) که یک موسسۀ مالی مستقر در ونزوئلا است. آنچه به وضوح پیوسته این است که بانکو اینترناتیسونال دو دسارولو، متعلق به EDBI است، به وسیلۀ آن کنترل می شود و یا گفته می شود که برای EDBI کار و یا از طرف آن عمل می کند. در این موقعیت، این بانک می تواند وسایل بالقوه را برای دور زدن تحریم ها در اختیار ایران بگذارد و پرداختهای مرتبط با مسائل دفاعی را تسهیل کند. از اوت 2008 به این سو رئیس بانکو اینترناتیسونال دو دسارللو رئیس شورا و مدیر عامل EDBI نیز بوده است. بانکها باید از معامله با بانک های ایران و و ارد شدن در عملیات مشترک با آنها به سبب این خطر که ممکن است ناخواسته موجب تسهیل فعالیتهای مربوط به گسترش سلاح های کشتار جمعی به وسیلۀ ایران شوند، خودداری ورزند. مؤسساتی که به اقدام از جانب نهادهای تحریم شده به موجب فرمان اجرایی نظیر EDBI ادامه دهند، ممکن است تحت فرمان اجرایی 13382 به نوبۀ خود معرفی شوند.

    هدف مجازاتهایی که به وسیلۀ سازمان ملل متحد، گروه کشورهایی مانند اتحادیۀ اروپا و کشورهایی مانند ایالات متحده و استرالیا به طور انفرادی تحمیل شده مردم ایران نیستند. این مجازات ها به دو منظور تحمیل شده اند: نخست، دشوار تر ساختن کار رهبران ایران در تهیۀ غیرقانونی مواد و فن آوری های مورد نیاز برای تولید سلاح های کشتار جمعی؛ دوم، متقاعد ساختن رهبران ایران به بازگشتن از مسیر ستیزه جویی و عدم همکاری با جامعۀ جهانی و سود جستن از مزایای همراه با فرصت مذاکرات واقعی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، و امنیتی برای جمهوری اسلامی.

    البته ما می دانیم که تحریم ها به صورت ناخواسته در وضع مردم ایران نیز تاثیر می گذارند. اما اگر بخواهم بی پرده صحبت کنم، تحلیل هایی که در دسترس عموم قرار دارند نشان می دهند که مردم ایران از سیاست های اقتصادی رهبران کشور بیشتر از مجازات های اقتصادی بین المللی رنج می برند.

    پرسش از سعيد:
    27 اکتبر 2007
    بلاگ: بانک توسعۀ صادرات ايران به عنوان گسترش دهندۀ سلاح های کشتار جمعی معرفی شد

    آیا این تحریم به سخنان دو روز قبل رییس جمهور ایران که اعلام کرده بود 5 میلیارد دلار سرمایه این بانک را برای کمک به صادرات افزایش می دهیم ارتباط داشت؟

    پاسخ آقای شولتی:

    همانگونه که دربرگردان بیانیۀ مطبوعاتی در بالا تشریح شده، این مجازات با نقض قطعنامه های شورای امنیت به وسیلۀ ایران و دخالت بانک در فعالیت های مالی وابسته به آن موضوع درارتباط است.

    پرسش و نظر از بهزاد:
    2 نوامبر 2008
    بلاگ: اتريش ايران را به ارائه مدرک برای قابل اعتماد بودن خود فرا می خواند
    سفیر جان سلام. حتماً خیلی خوشحال هستید که من برای شما پیامی ارسال کرده‌ام من از کشوری هستم که بیش از ده هزار سال تمدن درخشان دارد. سوال من این است که چرا آمریکا بیش از هر کشور دیگری از حق وتو استفاده می‌کند؟ سوال دیگرم این است که چرا آمریکا بر روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتمی ریخت. چرا اجداد شما چنین‌اند؟ سوال دیگر من این است که چرا سعی می‌کنید خاورمیانه را نا-امن کنید تا تسحیلات خود را بفروشید؟ مگر شما انسان نیستید؟ چرا به محاصره نوار غره رسیدگی نمی‌کنید؟ چرا به فلسطینی‌ها اسلحه نمی‌دهید، بیچاره‌ها فقط از طریق سنگ از خودشان دفاع می‌کنند. چرا کودتای ۲۸ مرداد را در ایران اجرا کردید؟ چرا پای خودتان را از گلیم خودتان دراز-تر می‌کنید؟ چرا خون مردم دنیا را می‌مکید؟ چرا همه نظراتی که در وبلاگ شما منتشر شده‌اند، بوی ایرانی-بودن ندارند؟

    پاسخ آقای شولتی:

    بهزاد، من از لحن و کیفیت اظهار نظرهای شما دلسرد شده ام. ما در کشورمان به آزادی سخن و بیان احترام می گذاریم، با این همه لحن پرسش های شما پاسخ دادن به آنها را برای من دشوار می کند. من از یک ایرانی که فرهنگ او بر مدنیت پایه گذاری شده و در واقع به کشوری با تاریخ و تمدن بزرگی که مورد احترام من است تعلق دارد، انتظار بیشتری داشتم.

    پرزیدنت ترومن از بمب اتم برای متوقف کردن یک جنگ هولناک که ما در آن طرف متجاوز نبودیم استفاده کرد. ولی ما نتیجۀ به جای مانده از این سلاح های وحشتناک را به چشم دیدیم. و وحشت و رنج برخاسته از سلاح های هسته ای ما را در عزم خود برای کاهش تعداد آنها، جلوگیری از گسترش آنها و تلاش برای پدید آوردن شرایطی به منظور انهدام کامل آنها راسخ تر کرد.

    نظر از ابوالفضل:
    3 نوامبر 2008
    بلاگ: ديدار از منطقۀ درياچه های کوهستانی در اتريش

    با سلام خدمت آقای شولتی
    امیدوارم این پیام من برای شما ترجمه بشود و سانسور نشود.
    دوست داشتم بدانید که چهره شما نزد ما ایرانیان به اندازه چهره پرزیدنت بوش نا خوشایند است وهمچنانکه برای رفتن آقای بوش لحظه شماری می کنند برای جابجایی شما هم همین حس را قریب به اتفاق ایرانیان دارند نسبت به شما وامیدواریم بعد از انتخاب رییس جمهوری جدید شما هم این مسند را به شخص دیگری تحویل دهید ولی مطمئن باشید خاطره عملکرد منفی شما در ذهن ویاد وتاریخ روابط دوکشور ماندگار خواهد بود واین را هم بدانید به هر حال پایان هر جنگی صلح است پس بنابر این اشخاص باید برای روز بعد از صلح هم پلی برای خود پیش بینی نمایند شما تصور نمایید با این روحیه گردشگری که در شمتا وجود دارد وبا توجه به مناظر بکر منحصر به فرد ایران مطمئن باشید خود را به دست خود محروم کردید البته نه اینکه بخواهم تهدید بکنم نه چرا که تاريخ نشان داده ملت ایران با دشمنترین دشمنان خود مانند چنگیز وصدام هم علیرغم جنایتهای فراوان با آنها هم مدارا ومروت داشت وبا شما هم قطعا همین رویه را در پیش می گیرد واز شما به حکم وظیفه میهمان نوازی با آغوش باز استقبال وپذیرایی خواهد کرد ولی آیا شما خودتان روی دیدن وچشم در چشم ایرانیان را نهادن دارید؟ پس بدانید به تعبیر معروف عاقل آن است که فکر کند فردا را. پس کمی بیشتر وشاید نیز لازم باشد دوباره به بیانیه ها ومصاحبه هایی که در خصوص ایران وملت ایران داشتید توجهی دوباره داشته باشید.
    با آرزوی موفقیت شما

    پاسخ آقای شولتی:

    باور کردن این که اکثریت ایرانیان حتی نامی از گرِگوری شولتی شنیده باشند دشوار است. اما این که برخی از ایرانیان با صرف وقت به این وبلاگ وارد می شوند و در بارۀ موضوعات پیچیده به بحث می پردازند مایۀ خشنودی است.

    حق با شماست. زمان آنکه من مقام خود را به دیپلمات آمريیکایی دیگری واگذار کنم فرا خواهد رسید. من بیش از سه سال عهده دار این مسؤولیت بوده ام.

    اما برداشتن چهرۀ من از این وبلاگ سبب نخواهد شد که چالش هایی که کشورهای ما در روابطشان با آنها روبرو هستند یا چالش هایی پیش روی رهبران ایران در مناسباتشان با جهان به شکلی ناگهانی از میان برخیزند.

    البته که من می توانم در چشم ایرانیان نگاه کنم. و آرزویم این است که می توانستم به ایران هم بروم. نزدیکترین فاصله ای که با آن کشور قرار می گیرم همانست که از طریق فضای اینترنت و این وبلاگ به وجود می آید.

    و من از طریق این وبلاگ به چشم ایرانیان نگاه می کنم تا پیام ساده ای را منتقل کنم: اگر رهبران شما بخواهند، ایران می تواند روابط بسیار متفاوتی با ایالات متحده و بقیۀ دنیا داشته باشد. اما رهبران شما باید به یک رشته تصمیم های اساسی دست بزنند و نیاز به برداشتن گام های عملی برای جلب اعتماد جهان نسبت به طبیعت فعالیت های هسته ای ایران دارند.

    یک مرد عاقل باید به تمامی آنچه در آینده روی خواهد داد بیندیشد. من بر این عقیده ام که یک مسیر عاقلانه برای آیندۀ ایران این است که رهبران ایران به جای ادامۀ راه مقابله جویی، فرصت را برای مذاکره مغتنم شمارند تا بتوانند مناسبات متفاوتی با بقیه دنیا داشته باشند.

    امیدوارم که خرد بر احساسات خام غلبه یابد.

    پرسش از کيوان
    5 نوامبر 2008
    بلاگ: پاسخ آقای شولتی به پرسش ها و نظرهای مطرح شده

    آقای عزيز؛
    من به عنوان يک ايرانی مطمئن هستم که هدف واقعی رژيم ما در زمينۀ فعاليت هسته ای فقط و فقط ساختن يک سلاح هسته ای است و برای بدست آوردن آن، آنها تنها به کمی وقت بيشتر نياز دارند، که تاکنون موفق به کسب آن شده اند!

    من همچنين می دانم که بعضی از کشورها مانند چين و روسيه از راه حمايت از ايران به دنبال منافع کوتاه مدت خود هستند. آنچه متوجه آن نمی شوم چگ.نگی برخورد کشور شما و متحدين اروپايیتان با اين مسئله است. با وجود آنکه سه تحريم گذشته تأثيراتی بر اقتصاد ايران داشته است اين تنها مردم هستند که عذاب می کشند، و اين باعث افزايش احساسات ضد آمريکايی در ميان مردم عادی ايران می شود (که در ضمن اکثريت را تشکيل می دهند) و به رژيم زمان بيشتری را که نياز دارد می دهد.

    پرسش من اين است که چرا شما يک تحريم کارساز را پيگيری نمی کنيد، مانند توقف فروش بنزين به ايران، تا بتوانيد در زمان کمتری مقاومت رژيم را از بين ببريد؟

    پاسخ آقای شولتی:

    هدف از برخورد مبتنی بر مسیر دوگانه که به وسیلۀ ایالات متحده و شرکای ما در گروه 1+5 برگزیده شده افزایش تدریجی مجازات های اقتصادی همزمان با عرضه داشتن فرصت مذاکره است. بلی، مجازات ها با کندی بیشتری پیش رفته و ضعیف تر از آنچه که میل داشته ایم بوده اند. غالب اوقات طبیعت دیپلماسی چند جانبه چنین است. اما این مجازات ها به اتفاق آراء یا نزدیک به اتفاق آراء اتخاذ شده اند و اکنون به وسیلۀ کشورهایی از سراسر جهان اعمال می شوند. افزوده بر تحریم های رسمی سازمان ملل متحد، کشورها و بانک ها و شرکتها هم سرمایه های خود را از ایران خارج کرده و از عملیات بانکی با ایران کنار کشیده اند. این خود بازتاب یک قضاوت سیاسی و اقتصادی بر اساس فضای نامساعد برای سرمایه گذاری مالی و مناسبات سیاسی است که به وسیلۀ سیاست های کنونی رهبران ایران به وجودآمده است.

    متاسفانه مجازاتهای اقتصادی وگوناگون رهبران ایران را به تعلیق پیگیری فن آوریهای مربوط به تولید بمب یا همکاری با IAEA متقاعد نساخته است. اما آنها به بحثی در درون ایران دامن زده اند –بحثی که گاه حتی در همین وبلاگ هم در بارۀ این که آیا رهبران ایران مسیر درستی در روابط خود با جهان خارج برگزیده اند، بازتاب پیدا می کند.

    من امیدوارم که بحث به این نتیجه بیانجامد که راه مذاکره بهتر از مسیر مقابله جویی و سرپیچی است.

  • پاسخ های آقای شولتی به نظرها و پرسش های مطرح شده در اين وبلاگ

    31 اکتبر 2008

    اظهارنظر از دکتر عزيزی
    19 اکتبر 2008
    بلاگ: تحريم های بيشتر بر ايران

    آقای شولتی با سلام
    ایران در حال حاضر (تاکید می کنم در حال حضر) نباید اجازه فعالیت اتمی داشته باشد به یک دلیل روشن و آن اینکه: رژیم کنونی ایران بر مبنای اصول دموکراسی بوجود نیامده بنا بر این توان این را دارد که بر خلاف میل اکثریت مردم، از سلاحهای کشتار جمعی برای بقای خود و اهداف جهان ستیزانه  استفاده کند پس به همین دلیل تا زمانی که یک حکومت دمکراتیک در ایران وجود ندارد این رژیم حق فعالیت اتمی ندارد چون به راحتی با ظاهر سازی و دروغ گویی به نیات ضد بشری خواهد رسید.روی  آرم سپاه پاسداران نوشته: به هر سلاحی که می توانید خودتان را مسلح کنید.
    اوایل انقلاب سرودی در تلوزیون ایران پخش می شد که قسمتی از آن این بود:
    از فلسطین تا اریتره تا جنوب لبنان
    تا به شیلی و به فتانی و افقانستان
    ز اتحاد خود شرر بپا کنیم
    صفوف دشمنان زهم جدا کنیم

    پاسخ آقای شولتی:

    از اظهارنظر شما سپاسگزارم.

    پرسش از امير
    26 اکتبر 2008
    بلاگ: پرسش هايی از برزيل

    جناب سفیر،
    با سپاس:
    شما گزاره ی “در صورت اطمینان از تدارک سوخت هسته ای” را بسیار سطحی و تنها از جانب یک آمریکایی (و نه یک ایرانی) نگریسته اید. بیگمان یکی از ساده ترین راه های تضمین سوخت، نوشتن قرارداد است. شاید برای آمریکا نوشتن یک قرارداد ساده کافی باشد و تضمین اجرایی داشته باشد (چون آمریکا میتواند در صورت تخلف طرف قرارداد، از اهرمهای فشار دیگرش استفاده کند). ولی این برای ایران میسر نیست. به عنوان نمونه، قرارداد ایران با شرکت زیمنس آلمان برای نیروگاه اتمی بوشهر را در نظر بگیرید. وقتی که قرارداد به صورت یکطرفه از جانب آلمان فسخ شد، نه ایران توانست حق خود را بگیرد، نه کسی به ایران در این باره کمک کرد. اکنون شما بگویید که چه قراردادی میتواند برای ایران “اطمینان از تدارک سوخت هسته ای” را فراهم کند؟؟
    چه چیزی میتواند تضمین اجرایی به یک قرارداد بدهد؟
    در ضمن امیدوارم که سفر به شما خوش گذشته باشد.

    پاسخ آقای شولتی:
    راههای فراوانی برای تضمین تدارک سوخت وجود دارد – قراردادهای بازرگانی بلند مدت یا موافقتنامه های بین المللی یا ملی بانک های سوخت. اروپا، روسیه و ایالات متحده به ایران انجام مذکراتی را برای تضمین تدارک سوخت پیشنهاد کرده اند. رهبران ایران تنها کاری که باید بکنند آمادگی خود را برای آمدن به پای میز مذاکره به معرض نمایش بگذارند.

    با سپاس از پرسش شما در اين مورد، سفر من (به آمریکای لاتین ) محشر بود، با مقداری تبادل نظرها و بحثهای خوب. اما واضح است که من باید همراه همسرم به عنوان سیاحتگر به آنجا برگردم.

    پرسش از ايليا
    19 اکتبر 2008
    بلاگ: پرسش هايی از برزيل

    سلام آقای شولتي
    اولين بار است كه از بلاگتان ديدن ميكنم و هنوز در تعجبم كه آيا اين نظرها به دست شما ميرسد يا خير. با خواندن نظرهای ديگر دوستان و پاسخ های شما به نظر می آيد كه يك جو كاملا يكطرفه در اينجا حاكم است و از انتشار صداهای مخالف در اينجا نيز به مانند خيلی جاهای ديگر خبری نيست، اين هم دموكراسی.

    سوالها بسيار است ولی به چند پرسش كوتاه بسنده ميكنم.

    1- حمايت كشورشما از گروه های تروريست جنوب شرقی ايران (جندالله) كه در بلوچستان پاكستان به سر ميبرند كه از نظر مالی تامين و هر از چند گاهی نيز سر از تلويزيون های اپوزسيون آمريكا نشين درمياورند را مردم ايران چگونه درك كنند؟
    2- گونه در اين چهار سال اشغال عراق كه هميشه ايران را متهم به حمايت از تروريست های عراق ميكنيد حتی يك مدرك مستدل و قوی در مورد آن ارائه نميدهيد؟
    3- مردم ايران اين را درك نميكنند كه مسئله هسته ای ايران كه عدم انحراف برنامه اش در گزارشات آقای البرادعی به كرات تاييد شده مهمترين بحران هسته ای اين دهه ميشود ولی داشتن سلاح هسته ای توسط هند، پاكستان، اسرائيل و به خصوص آمريكا كه پيشينه استفاده از آن را هم دارد مسئله ای نيست.
    4- متاسفانه آمريكا نه تنها در ايران بلكه در تمام دنيا اعتبار خود را از دست داده و هرچه چشم خود را به جنايات غزه و كرانه باختری بيشتر ببندد جناح اقتدارگرا و تندرو را در ايران و كشورهای منطقه تقويت ميكند و از قدرت و اعتبار خود ميكاهد.
    5- از آقای شولتی ميخواهم با يك مترجم به فروم http://www.iranamerica.com سری بزند تا با افكار ايرانيان بيشتر آشنا شود.
    پاسخ آقای شولتی:

    ما تقریبا همه ایمیل هایی را که در یافت می کنیم، چه منفی و چه مثبت، به استثنای بعضی از آنها که لحن زشت و رکیک دارند، در تارنما می گذاریم. و من می توانم به شما اطمینان دهم که به طیف کاملی از ایمیل های منفی  – حتی بعضی از آنهایی ک به قباحت نزدیک می شدند – پاسخ گفته ام. 

    تنها سانسوری که در این تارنما وجود دارد، کوشش های گاه گاهی ایران برای مسدود کردن دسترسی به تارنما است.

    در رابطه با پرسش نخست شما، ايالات متحده از تروريسم حمايت نمی کند و حامی گروه های تروريست در جنوب ايران يا هيچ گروهی در هر مکانی نيست.  آنانی که از تروريسم استفاده می کنند، بدون توجه به اهداف خاص مذهبی يا غيرمذهبی خود، در تلاش براندازی حکومت قانون و ايجاد تحول از راه خشونت و ترس هستند.  هيچ هدفی تروريسم را توجيه نمی کند، من از برنامه تلويزيونی که شما به آن اشاره می کنيد آگاهی ندارم، اما ايالات متحده قوياً به آزادی بيان باور دارد و آنچه را که در تلويزيون مطرح می شود سانسور نمی کند، حتی اگر آنچه بيان می شود سزاوار نکوهش باشد.  آزادی بيان و آزادی مطبوعات اصول پايه ای کشوری آزاد مانند ايالات متحده هستند و ما اميدواريم که اينها آزادی هايی باشند که شهروندان ايرانی بتوانند مانند ما بزودی  در آن سهيم باشند.

    در رابطه با پرسش دوم شما، ايالات متحده شواهدی دال بر فعاليت های ايران در عراق ارائه داده است.  سپاه قدس از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمايت های مهلکی در شکل تسليحات، تعليم، کمک های مالی، و راهنمايی در اختيار گروه های منتخبی از شبه نظاميان شيعه عراقی که نيروهای ائتلاف و نيروهای عراقی و غيرنظاميان بی گناه عراقی را هدف قرار داده و می کشند، ارائه می دهد.  سپاه قدس اسلحه های کوچک، نارنجک، موشک های جنگی، مواد منفجره، و سيستم های ضدهوايی قابل حمل توسط افراد را در اختيار برخی شبه نظاميان شيعه عراقی قرار داده است.  سپاه قدس توانايی استفاده از (IED) و (EFP) مشابه با دستگاه های انفجاری که توسط ايران و حزب الله لبنان توليد می شود را در اختيار گروه های خاصی از شبه نظاميان شيعه قرار داده است.  واضح ترين مدرک اخيری که بدست آمده است و نشان می دهد ايران کماکان به مسلح کردن نيروهای ضد ائتلاف ادامه می دهد قبضه های خمپاره ای است که مبدأ آنها ايران بوده و حاوی موادی با برچسب 2008  است و توسط نيروهای ائتلاف و نيروهای امنيتی دولت عراق در عراق کشف شده است.

    من میل دارم یک دریافت غلط دیگر را تصحیح کنم. البرادعی، مدیر کل آژانس انرژی اتمی (IAEA ) هر گز طبیعت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای ایران را تایید نکرده است. آنچه در زیر می آید مطلبی است که او همین دوشنبۀ گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام داشت:

    “آژانس موفق شده که همچنان عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده را در ایران مورد تایید قرار دهد. با این همه، من متاسفم که ما هنوز نتوانسته ایم در ارتباط با فقدان مواد هسته ای اعلام نشده و فعالیت های هسته ای ایران، به شفافیت کامل دست یابیم. سبب هم این است که آژانس هنوز نتوانسته است در مورد آنچه که به انجام بعضی تحقیقات اصطلاح شده  و نیز مسئلۀ پرسش های مطروحه در رابطه با بُعد نظامی برنامۀ هسته ای ایران، به پیشرفت جدی نائل شود.

    من تکرار می کنم که آژانس به هیچوجه قصد ندارد در مورد فعالیت های متعارف نظامی یا موشکی ایران “کنجاوی” کند.. من اطمینان دارم که می توان ترتیبی داد که به آژانس امکان دهد تا مسائل باقی مانده را در عین تضمین احترام به حق مشروع ایران در محافظت از محرمانه بودن اطلاعات و فعالیت های حساس، روشن کند. بنا بر این من مصرانه از ایران می خواهم تا اقداماتی درجهت شفاف سازی لازم برای ایجاد اعتماد نسبت به طبیعت صرفاًً مسالمت آمیز برنامه هسته ای آن کشور به شکل زودهنگام به عمل آورد. این کار هم برای ایران، هم برای منطقۀ خاورمیانه و هم برای دنیا سودمند است.”  

    عدم تمایل رهبران ایران به همکاری با IAEA همراه با ادامۀ نقض قطعنامه های شورای امنیت از طرف آنها، سايه سیاهی بر سر حیثیت یک کشور بزرگ افکنده است.    

    اولين اظهارنظر از سه نظر ارائه شده از سوی علی:
    21 اکتبر 2008
    بلاگ: تحريم های بيشتری بر ايران

    مدیریت محترم اقای شولتی…براستی که اقای پلاک سرانجام در بطن حکومت قلدران بغض را که همانا حکمرانی ملایان افراطی شیعه ایران بر سرزمین ایستای ایران میباشد به بهترین تفصیر همسو گردید…اینکه حکومت فعلی ایران درلوای مذهب ونیز در سایه عوامیت هرروز به اهداف شوم خود که همانا ضربه زدن بر دمکراسی غرب است به یقین مطلبی است به عینه…اقای شولتی بنده به صراحت عرض مینمایم حکومت فعلی ایران بزرگترین معضل قرن دربرابر دمکراسی غرب محسوب میگردد وشما به این مهم عمیقنا نظرافکنید…اقای شولتی 6 سال گذشت و هنوز که هنوز است قلدران بغض{ حکومت فعلی ایران} کوچکترین نگاهی  ارزشمند به قطنامهای شورای امنیت قائل نگردید که درانتها رئیس جمهور قلدران بغض بیان نمودند اینان کاغذپاره هایی بیش نیستند…اقای شولتی وقت کم است وقلدران بغض خوب میدانند به کدامین سو که همانا تسلط بر اورانیوم است قدم بگذارند..تمنا دارم به حاشیه کوههای لرستان پروازی در سکوت انجام گردد…اینان حکومت فعلی ایران در مانیفست سیاه خود سرانجام به همان ترازدی حسین و یزید می بالند… تقاضامندم قبل از اینکه سایه های سیاه بر کل خاورمیانه سایه افکند به چارهای نو همسو شویم..اقای شولتی تاریخ ادمی به تکرار ترازادی اجتماعی در مقطه ای گم به ناگاه خود را ظاهر می نمایید…لازم است از جنگ دیگری در سقفی  بمراتب بالاتر  که همانا جنگ حسین ویزید است بکوشیم دور شویم.. بدانید قلدران بغض بمراتب از فاشیسم و استالین خطر ناک ترین هستند وشما بدانید وقت کم است…

    پاسخ آقای شولتی:

    با سپاس از اظهار نظرهای شما.

    اظهار نظر از فرح
    21 اکتبر 2008
    وبلاگ: ناکامی ایران در به دست آوردن یک کرسی در شورای امنیت سازمان ملل

    با سلام گفته ايد که کشوری که بخواهد در نهادی خدمت کند اول بايد به قوانين و ضوابط آن پايبند باشد اما سران ايران که حتی به ساده ترين قوانين بشری پايبند نيستند و بيشترين آزار را به ملت خود می دهند چطور می توانند به ضوابط ديگر ملت ها پايبند باشند.  آنها ارزش های اسلامی را هم به مسخره گرفته اند با ظاهرسازی و دروغ گويی کار خود را پيش می برند و باعث از بين رفتن بيشتر آبروی ايرانی ها می شوند.

    پاسخ آقای شولتی:

    با تشکر از اظهار نظر شما.

    اظهار نظر از زويا
    22 اکتبر 2008
    ويديو: سخنان آقای شولتی در رابطه با بسته پيشنهادی P 5+1 به ايران

    باسلام
    ازاینکه این سایت را ایجاد کردین تا بتوانیم از اخبار مطلع شویم بسیار ممنون.

    پاسخ آقای شولتی:

    سپاسگزارم.

  • نظرهای ابراز شده در رابطه با يادداشت های آقای گرگوری شولتی، نماينده دائم ايالات متحده در آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين

    20 اکتبر 2008

    نظر از عمار
    14 اکتبر 2008
    بلاگ: نظرات آقای شولتی در مورد روابط ايران و آمريکا در آينده  - به قالب ويديو با زيرنويس

    سلام خدمت سفير و دست اندركاران اين وبلاگ

    درست است که در ظاهر امر آمریکا با ایران خیلی اختلاف دارد گرچه ملت ایران با فرهنگ و تاریخی که دارد هیچ وقت با ملتهای دیگه مشکلی نداشته است اما وقتی که در عمل نگاه بکنیم آمریکا خیلی به زیردستان ایران مانند حزب الدعوه و یا حزب الله میدان داده که نفوذ خودرا گسترش بدهند تا جاییکه بر همپیمانان عرب آمریکا خطر انگیز شده اند و در واقع این دید را به کسانی که مهتم به روابط ایران و آمریکاهستند میدهد که آمریکا خواهان باقی ماندن این رژیم اخوندی بر سر کار هستش در واقع تنها وقتی که ما حکومتی سکولار داشته باشیم می تونیم روابطمونو با آمریکا بهبود ببخشیم .

    اگر آمریکا انتظار این را دارد که این رژیم روابطشو درست بکنه امری محال است آمریکا اگر واقعا خواهان بهبودی اوضاع منطقه هستش تنها راهش برچیدن این رژیم است نه دنبال کوشش در بهبودی روابط با این رژیم باشد.

    پاسخ آقای شولتی:

    من هم مثل شما، نگرانم که رژیم کنونی فاقد توانایی یا ارادۀ لازم برای ایجاد یک تغییر بنیادی در مناسبات خود با ایالات متحده و غرب باشد. اما این امر ما را از پیشنهاد مسؤولیت مذاکره به آنها در صورت تعلیق غنی ساز ی اورانیوم، منصرف نساخته است.

    هیچکس نباید تمایل ما را به مذاکره با آمادگی ما برای پذیرفتن سیاست های رژیم اشتباه بگیرد. ما و بسیاری دیگر از کشورها حمایت رژیم را ازتروریسم در خارج و سرکوب حقوق را درداخل تقبیح می کنیم.

    من همین تازگی در آرژانتین بودم، کشوری که دولت و مردم آن هنوز حملات شریرانۀ تروریستی  در بوئنوس آیرس با حمایت سران رژیم رااز یاد نبرده اند.  آنها همچنان خواستار آنند که رهبران [ایران] مسوؤلان آن حملات را به پیشگاه عدالت بکشانند و ما نیز از خواست آنها حمایت می کنیم.

    نظر از سيد هاشم
    13 اکتبر 2008
    بلاگ: بانک بين المللی سوخت هسته ای

    شولتی عزیز
    سلام
    به نظر من پیشنهاد آقای البرادعی بهترین کار برای به چالش کشاندن سیاستهای جمهوری اسلامی درمورد پافشاری برغنی سازی اورانیوم می باشد.

    نظر از نيما
    12 اکتبر 2008
    در ارتباط به سخنان آقای شولتی در مورد پيگيری ايران برای دستيابی به تکنولوژی هسته ای به قالب ويديو با زيرنويس

    سلام آقای شولتی،
    به نظر من، شکی نيست که جمهوری اسلامی دسترسی به سلاح هسته ای را پيگيری می کند.

    آنها می خواهند به يک ابرقدرت در منطقه تبديل شوند و با استفاده از آن اهداف شريرانه خود را در خاورميانه پيگيری کنند.

قابل توجه خوانندگان گرامی: 

از این که چنین تعداد فراوانی از شما با طرح پرسش های اندیشمندانه با سفیر شولتی در مکاتبه هستید و با وی درگیر یک گفت و شنود واقعی شده اید بسیار خوشوقتیم. از معدود کسانی که با بی نزاکتی و به کار بردن لحن ناشایست استدلال خود را به پستی می کشند می خواهیم که از این رویه دست بردارند. اینگونه اظهار نظرها از تارنما حذف می شوند و ما آنها را برای سفیر شولتی ترجمه نمی کنیم.از شما دعوت می کنيم کماکان به ارسال دیدگاه های مخالف خود ادامه دهید، اما متوجه باشید که به کار بردن لحن زشت استدلال کسی را پیش نمی برد و تنها بازتابی از طرز فکر نازل فرستنده است.
با سپاس،
تارنمای فارسی وزارت خارجه ايالات متحده

تازه ترين نظرات ارسالی  

مقوله ها  

پربيننده ترين نظرها  

تارنماهای توصيه شده  

آرشيو ماهانه