نظر از حميد

29 دسامبر 2008

بلاگ: پاسخ به نظرها و پرسش ها

 

با سلام .

کریسمس مبارک . جناب سفیر می خواهم سوالی متفاوت از تمامی پرسشهای دوستان از شما بپرسم اما قبل از سوال می خواهم کمی با شما حرف بزنم:

جناب سفیر من متولد سال 1975 هستم  و امروز در ایران آموزگار می باشم در8 سال جنگ بین ایران وعراق که جنگی تحت عنوان مشکلات جغرافیایی و مذهبی و تمامی دلایلی که صدام حسین از انها یاد میکرد بود میلیاردها دلار سلاحهای شوروی . فرانسه  انگلیس المان وچین به طرفین جنگ فروخته شد پس از جنگ کشور مطبوع شما به دلیل حساسیت منطقه خلیج فارس پس از جنگ عراق با کویت باتمام قوا تا به امروز در منطقه خلیج فارس حضور دارد و هر ساله میلیارد ها دلار سلاح و تولیدات صنایع و … توسط کشور های حاشیه خلیج فارس و همسایگان دیگر ما از شما خریداری میشود دیروز بهانه فروش ایران ایدولوژیک بود و امروز ایران هسته ای .

و حال سوال :

جناب سفیر آیا انقلاب ایران که رهبرش درعصر ارتباطات درفرانسه (آزاد ترین کشور دنیا )انقلاب را رهبری می کرد برنامه ای نوشته شده در سازمانهای اطلاعاتی انگلیس و آمریکا نبود؟ آیا باوجود ایران ژاندارم و مقتدر نیازی به وجود آمریکا در منطقه بود؟ آیا امروز جمهوری اسلامی غیر مستقیم بهترین وبزرگترین دوست وشریک اقتصادی آمریکا نیست؟  آقای سفیر در نزد ایرانیان ایالات متحده محبوبترین کشور میباشد و همچنین بنده. پس خواهشمندم با صداقت پاسخ دهید . سال نو مبارک

 

پاسخ آقای شولتی:

 

از تهنیت های سال نو شما به بسیار سپاسگزارم

 

ایالات متحده با کشورهای خلیج به خاطر اهمیت منطقه و نیز به سبب نگرانی های امنیتی آن کشورها از ناحیۀ ایران، دارای مناسبات نزدیک امنیتی است. آنها از بابت جاه طلبی های رهبران امروز ایران احساس نگرانی می کنند و حتی از این جهت که ایران در صورت مسلح شدن به سلاح های هسته ای چگونه رفتاری خواهد کرد بیشتر نگرانند. این تصادفی نیست که دیگر کشورهای منطقه نیز در پی دستیابی به فن آوری هسته ای هستند. ما آنها را به انجام این کار با رعایت کامل تعهدات بین المللی خود و بدون دنبال کردن فناوری های حساس مربوط به ساختن بمب که در حال حاضر به وسیلۀ رهبران ایران در مغایرت با قطعنامه های متعدد شورای امنیت پی گیری می شود، تشویق می کنیم. 

 

من با شما در این نکته موافقم که ایران و ایالات متحده ازدید گاه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی شرکای طبیعی یکدیگر هستند. متاسفانه ایدئولوژی و عدم اعتماد را، بویژه اگر بار تاریخی هم بر آنها افزوده شده باشد به آسانی نمی توان به یک سو نهاد و من از این که رهبران ایران مقابله جویی را به همکاری ترجیح دهند احساس نگرانی می کنم. اوباما، رئیس جمهوری منتخب رویکرد جدیدی را به این موضوع وعده داده است، امیدوارم رهبران ایران این فرصت را مغتنم بشمارند.

 

و در وهلۀ آخر من میل دارم از شما به خاطر اشتغال به کار تدریس تشکر کنم.  تدریس در ایالات متحده کار پر در آمدی نیست، وکلای دعاویۀ بازرگانان و حتی کارمندان دولت در آمد بیشتر دارند. شاید در ایران هم وضع مشابهی وجود داشته باشد. اما به اعتقاد من، تدریس یکی از ستایش انگیز ترین و مهمترین مشاغل در جهان است. امیدوارم شما با این نظر موافق باشید که معلم به شاگردانش کمک می کند که نقادانه و خردمندانه بیندیشند، قوۀ تخیلشان را به کار اندازند، و جزم اندیشی یا ایدئولوژی های خطرناک را تشخیص دهند، از تاریخ درس بیاموزند ولی نگاهشان متوجه آینده باشد و به این موضوع که برای تبدیل جوامع، کشورهای خود و جهان به جای بهتری برای زیستن چه کاری از دستشان بر می آید فکر کنند.    

 

پرسش از بابک

4 ژانويه 2009

بلاگ: کشور های عرب به سبب نگرانی از برنامۀ هسته ای ایران به گروه 1+5 می پیوندند

 

سلام آقای شولتي سال نو مسيحي را به شما تبريك می گويم. اول گله مندم به خاطر به كار بردن واژه خليج چون اين خليج هميشه همراه فارس بوده است. دوم ما مردم ايران جدا از حكومتمان مشكلی تاريخي با اعراب داريم وارد كردن اعراب به پرونده هسته اي قطعا به نفع حاكمان ايران است. حال سئوال من از شما اين است وقتی كه قدرتهای بزرگ نمی توانند ايران را از جاه طلبی های هسته ای باز دارند از اعراب ضعيف چه كاری ساخته است  جز تحريك ايرانيان ميهن پرست؟

 

 

پاسخ آقای شولتی:

 

من مراقب هستم که دقیقا اصطلاح “خلیج” را به خاطر اختلافی که بر سر نام درست این آبراه استراتژیک “خلیج فارس” یا “خلیج عربی”  وجود دارد، به کار برم.

 

بر سر نامها در نقشه های جغرافیا جنگهای بسیاری در گرفته است. من هنگام اقامت در بالکان فکر می کردم این مسخره است که یونانی ها از به کار بردن مقدونیه، که نام اصلی آن است خودداری می کنند و آن را “جمهوری سابق یوگسلاوی مقدونیه” می نامیدند. اما سایۀ تاریخ هنوز به سنگینی بر سر بخش هایی از جهان افتاده است.

 

این که شما فکر می کنید درگیرساختن اعراب در مسئلۀ هسته ای ایران سودمند نيست، جالب توجه است. من به یاد دارم هنگامی که در سال 2006 شورای آژانس بین المللی انرژی اتمی به ارجاع پروندۀ ایران به شورای امنیت رای داد، نمایندگان مصر و یمن ازآن تصمیم پشتیبانی کردند. من به یاد می آورم که در موارد متعددی در نشست های بعدی شورا، نمایندگان کشورهای عرب، مصر الجزیره، مغرب، عربستان سعودی و لیبی از ایران خواستند تا با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کند.   من به خاطر میآورم که کشورهای عرب در شورای امنیت به رای مخالف علیه ایران پیوستند.  سوریه تنها کشوری است که به طور مرتب از پروندۀ ایران در وین پشتیبانی کرده است.

 

در اینجا موضع “قدرتهای بزرگ” و یا این که دولتهای عرب با رهبران ایران به مقابله بر می خیزند مطرح نیست. موضوع از این قرار است که رهبران ایران به طرز فزاینده ای خود را از جامعۀ بین المللی منزوی ساخته اند و فرصت را برای بهبود موقعیت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی از دست داده اند. من از احساس مباهات ایرانیان و رهبران ایران نسبت به کشور بزرگ خود آگاهم. ولی من در عین حال بر این عقیده ام که اگر رهبران ایران با مغتنم شمردن فرصت در پشت میز مذاکره بنشینند و با آنها مانند یک طرف مساوی رفتار شود، حیثیت بین المللی ایران افزایش خواهد یافت.   

 

 

نظر از جيسون

5 ژانويه 2009

بلاگ: کشورهای عرب و گروه 1+5

 

با سلام خدمت سفیر عزیز و خسته نباشید، متاسفانه با اعمال تحریم های بین المللی تاکنون تغییری در رفتاردولت مردان ایران به وجود نیامده است.  آیا بهتر نیست که دایره تحریمها افزایش یافته و به دیگر محصولات مانند انرژی و بنزین شیفت کند. چون مطمئنا بنزین شریان اصلی حیات جمهوری اسلامی است، و با نبود آن زمینه درگیری داخلی و اختلاف ایجاد میشود که خود زمینه ساز تغییرات اساسی است.

متاسفانه در باره ایران و اعمال فشار بر آن اجماع جهانی کامل وجود ندارد با کارشکنی چین و روسیه آمریکا به تنهایی به جایی نخواهد رسید نظر شما در باره اعمال فشار سیاسی بر این دو کشور چیست؟
با تشکر

 

پاسخ آقای شولتی:

 

از شما به خاطر راهنمایی تان سپاسگزارم.

 

هیلاری کلینتون، وزیر خارجۀ منتصب، در جریان بررسی کمیتۀ روابط خارجی سنا برای تایید او، وعدۀ به کاربستن دیپلماسی سنجیده و هوشمندانه و از جمله کوشش برای متقاعد ساختن رهبران ایران به ترک رفتار خطرناک خود و تبدیل شدن به یک بازیگر سازگار تر منطقه ای  را داد.

 

در ارتباط با مسئلۀ هسته ای، وی گفت که هدفش استفاده همه امکانات قابل پیگیری از جانب ما ازطریق دیپلماسی؛ به کاربستن مجازاتهای اقتصادی، ایجاد ائتلاف های بهتر با کشورهایی که عقیده داریم آنها هم نفع بزرگی در جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت دارای سلاح هسته ای دارند، برای پیگشیری از بروز چنین اتفاقی است. 

 

او یک رویکرد جدید را که شاید نقطۀ تمرکز آنچه که پرزیدنت اوباما رئیس جمهوری منتخب اتخاذ روشی در جهت ایجاد ارتباط احتمالا ثمربخش می داند باشد، وعده داد.

 

وزیر خارجۀ منتصب گفت که حتی با قصد دولت جدید دایر بر تلاش در ایجاد ارتباط با ایران به گونه ای تاثیر گذار بر رفتار آن کشور، هیچ توهمی نسبت به این که ما بتوانیم نتیجه را پیش بینی کنیم ندارد. اما وی خاطرنشان ساخت که رئیس جمهوری منتخب مصمم به پیمودن چنین مسیری است و آن را پیگیری خواهد کرد.

 

 

نظر از محمد

8 ژانويه 2009

بلاگ: عکس هايی از مناظر مالت

 

 

پاسخ آقای شولتی:

از شما سپاسگزارم.

 

 

نظر از بهروز

9 ژانويه 2009

بلاگ: آفرین بر سفیر ایران به خاطر نقشی که در کاهش عرضۀ مواد مخدر داشته است

 

خوش بینی شما نسبت به کارگزاران دیپلماسی رژیم حاکم بر ایران از خوش ذاتی شما نشات میگیرد. وگرنه یکی از شروط اصلی رسیدن به رده های بالای سیاسی و اجرائی در این رژیم ریاکاری؛ دغلبازی وشارلاتانیسم می
باشد. بنابراین خوشبینی نسبت به عوامل رژیم و باور کردن ادعاهای این حضرات در خصوص مبارزه بامواد
مخدر یا کوتاه آمدن از آزمایشات هسته ای؛ باعث تعجب بسیار است.

 

پاسخ آقای شولتی:

 

در ارتباط با نقش سفیر ایران در کاستن از قاچاق مواد مخدر

 

من اعتراف می کنم که دارای طبیعت ویژۀ آمریکایی در گرایش به خوشبینی هستم. برخی آن را سادگی و ناتوانی از درک تاریخ می خوانند. من آن را امید می خوانم، امیدواری به ایجاد دنیایی بهتر و امن تر برای فرزندان ما. البته امید یک راهبرد نیست – چشم انداز یک دنیای بهتر تنها می تواند از طریق دیپلماسی محکم و سنجیده که آگاه به چالش ها باشد ولی فرصت ها را هم مغتنم بشمارد، پیگیری شود.   

 

آمریکایی ها همچنین برای رفتار توام با صداقت تربیت شده اند. در واقع دموکراسی دیپلماسی توام با صراحت را تشویق میکند. هر گونه کوششی برای فریبکاری بسرعت به مطبوعات یا به کنگره درز پیدا می کند. گاهی هم می تواند ما را در موضع نا مناسبی از نظر مذاکرات قرار دهد. اما دیپلماسی صادقانه در دراز مدت جلب احترام می کند و شرکای ما آگاه می شوند که ما در پی چه چیزی هستیم یا چه موضعی داریم. 

 

من امیدوارم که رهبران ایران به یک ارزیابی صادقانه دست بزنند و به اين نتیجه برسند که همکاری از ادامۀ مقابلجویی بهتر است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجۀ تعیین شده هفتۀ گذشته در جریان بررسی تایید او در کمیتۀ روابط خارجی سنا از به وجود آوردن دنیایی با شرکای بیشتر و دشمنان کمتر سخن گفت.  من فکر می کنم که اتخاز چنین موضعی به سود جمهوری اسلامی نیز خواهد بود.