ما شاهد فرونشستن اولین برف سبکمان در وین بودیم.
اینجا محوطۀ دانشگاه وین است با برفی که نرم نرم در حال باریدن است.
دانشگاه یکی از بناهای زیبا در رینگ اشتراسۀ وین است، یک راه کمر بندی که نخستین ناحیۀ [شهر] را که جنبۀ تاریخی دارد دور می زند

این بلاگ بایگانی شد. محتوای آن همچنان در دسترس خواهد بود ولی به روز نخواهد شد و اظهار نظر در بارۀ آن از حالت فعال خارج شده است.
گرگوری شولتی، سفیر ایالات متحده در IAEA در وین، اتریش علاقه مند است تا با شما در مورد مسئله بسیار مهم عدم گسترش تکنولوژی هسته ای مرتبط با دولت ایران به بحث و تبادل نظر بپردازد. نظرها و توضیحات آقای شولتی درمورد مسائل مربوط به این موضوع را در وبلاگ ايشان در اين تارنما قرار می دهیم، و ایشان از نظرها و پرسش های شما استقبال می کنند. Read More
فهرست آرشيو نظرات
ما شاهد فرونشستن اولین برف سبکمان در وین بودیم.
اینجا محوطۀ دانشگاه وین است با برفی که نرم نرم در حال باریدن است.
دانشگاه یکی از بناهای زیبا در رینگ اشتراسۀ وین است، یک راه کمر بندی که نخستین ناحیۀ [شهر] را که جنبۀ تاریخی دارد دور می زند

25 نوامبر 2008
نکته: خوانندگان محترم، تقريبا تمامی پرسش های شما توسط آقای سفير خوانده می شود، در صورتیکه نامه شما و يا پاسخ آن در اسرع وقت در اين وبلاگ آورده نشود، لطفا پوزش ما را بپذيريد. مسوول تارنما
نظر از نیما
12 نوامبر 2008
بلاگ: استرالیا از ایران خواست تا قابلیت اعتماد خود را ثابت کند
آقای سفیر عزیز،
من از این که می بینم تصویری که رسانه های همگانی ایالات متحده از ایران ارائه می دهند تا این حد نادرست است بسیار متاسفم. از هر آمریکایی که به کشور ما سفر کرده است بپرسید. خودتان خواهید دید که هیچگونه خصومتی نسبت به آمریکا در اینجا وجود ندارد. ایرانیان تنها ملت دوستی هستند که شما در جهان دارید. ما با دولت خود تفاوت داریم و مایلیم که ایالات متحدۀ آمریکا به این موضوع اذعان کند. ما خواستار تغییر رژیم هستیم ولی این به هیچوجه بدان معنا نیست که ما نباید از حق استفادۀ مسالمت آمیز از نیروی هسته ای برخوردار باشیم. پشتیبانی ایالات متحده از گروه ها ی تروریستی مانند جند الله و مجاهدین خلق با شعار شما در مورد جنگ با تروریسم سازگار نیست. اکنون اسناد موثقی در دست است که نشان می دهد کشور شما شاه و مصدق، هردو را سرنگون ساخت. لطفا با ما صادق باشید. ما دوستدار دموکراسی هستیم ولی از ریاکاری بیزاریم.
پاسخ آقای شولتی:
تصویری که به وسیلۀ رسانه های آمریکایی ارائه شده، آن چیزی نیست که شما فکر می کنید. من گزارش های بسیاری در بارۀ رفتار دوستانۀ ایرانیان نسبت به آمریکا خوانده ام. واقعیت این است که من نکته های بسیاری در بارۀ ایران از نوشته های الین سیولینو، گزارشگر نیویورک تایمز که مدت زیادی را در آنجا گذرانده است آموخته ام. کتابی که او در بارۀ ایران نوشته، رفتار مساعد مردم را در قبال ایالات متحده تشریح می کند. در کتاب او همچنین اختلاف های موجود میان دولت و مردم ایران و این که مردم تا چه حد در گریختن از بسیاری از سیاست های سرکوبگرانۀ رژیم مهارت و تجربه دارند، شرح داده شده است.
ما بر سر این نکته که ایران دارای حق استفادۀ مسالمت آمیز از انرژی هسته ای است با هم توافق داریم. اما هردو کشور ما به موجب پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای تعهداتی به گردن دارند و رهبران ایران تعهدات خود را زیر پا گذاشته اند. رهبران ایران باید با آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) همکاری و از قطعنامه های شورای امنیت که برای کمک به ایران به منظور جلب مجدد اعتماد جهان نسبت به ماهیت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای آن کشور طراحی شده اند، پیروی کنند. پیگیری لجوجانۀ دستیابی به توانایی های غنی سازی از جانب ایران، در حالی که ایران هیچ راکتور نیازمند به سوخت هسته ای در اختیار ندارد، به بدگمانی های عظیم بین المللی دامن می زند، زیرا این فن آوری های دارای “کاربرد دوگانه” ممکن است برای تولید سوخت راکتورهای اتمی مورد استفاده و یا به منظورساختن مواد مورد نیاز برای بمب های هسته ای مورد سوء استفاده قرار گیرند.
توصیفی که شما برای ایرانی ها ارائه داده اید در مورد آمریکایی هم صدق می کند – ما دموکراسی را دوست داریم ولی از ریاکاری بیزاریم. ریاکاران به دشورای می توانند بر رسانه رسانه های آزاد و انتخابات آزاد فائق آیند.
نظر از سیمون
12 نوامبر 2008
بلاگ: مردم آمریکا رئیس جمهوری بعدی خود را انتخاب می کنند
من از فرصتی که برای تبادل نظر با شما پیش آمده است خرسندم. مایلم به این نکته اشاره کنم، در این که رژیم غیر قابل اعتماد و خطرناک ایران مصمم به دستیابی به سلاح های هسته است، شکی باقی نیست. واقعیت این است که اقدام ایالات متحده، متحدان اروپایی آن و دولتهای روسیه و چین در تحمیل مجازاتهای افتصادی به رژیم کنونی موجه بوده است.
با این همه، من از بابت این واقعیت که برخی نقاط ضعف در استدلال های ارائه شده توسط آمریکا بهره برداری رژیم بی پروای ایران را از ملی گرایی ارزان قیمت که محصول ویژۀ خود رژیم است، تسهیل می کند، بسیار اندوهگینم.
لطفا این نکته را به خاطر داشته باشید که رژیم از ضعف ها و نارسایی های مخالفان و متحدانش برای رسیدن به هدف نهایی خود که دستیابی به سلاح های هسته ایت سود می جوید.
تا آنجا که موضوع به ایالات متحده مربوط می شود، نقطۀ ضعف جهل فرهنگی و تاریخی است [ازاین که موضوع را با صراحت مطرح می کنم متاسفم] که غالبا در سخنان مقامات آمریکایی در رابطه با غیر ضروری بودن برنامۀ هسته ای ایران از نظر انرژی و یا ضرورت پیروی ایران از الگوی کرۀ شمالی و لیبی، بازتاب دارد.
من خوشحالم که خود شما اذعان می کنید که نمی توان یک کشور عمدۀ آسیایی مثل ایران را به این عنوان که دارای منابع شایان توجه نفت و گاز است از دسترسی به انرژی هسته ای محروم ساخت.
با وجود این، مقایسه میان کرۀ شمالی و ایران چیزی است که به دو دلیل خوشایند اکثریت ایرانیان نیست.
نخست، ایران کشوری کهنسال و با اهمیت است و برخلاف آنچه برخی کارشناسان نفتی در سالهای 1970 عادت به گفتنش داشتند، یک ایستگاه سوختی و یا یک تلمبه خانۀ نفتی، به اضافۀ نیروی ارتش و پلیس نیست. و نه مانند کرۀشمالی یک کشور گرسته، منزوی و گرفتار بیماری بدبینی به دیگران است.
دوم، غرب (بویژه انگلستان) حاضر بود، بنا به گفتۀ لرد آوون، وزیر پیشین خارجه آن کشور، تاسال 1978 “همه چیز” در قلمرو فن آوری هسته ای به ایران بدهد.
این واقعیت های تاریخی و همچنین صِرف اهمیت استراتژیک ایران برای ایالات متحده از نظر اکثریت آمریکاییانی که به غلط ایران قبل از انقلاب را با ویتنام جنوبی و کامبج مقایسه می کنند شناخته شده است.
سفیر عزیز شولتی، کوتاه سخن آنکه با مقایسه ایران با کشورها یکمتر توسعه یافته، موجب نشوید که رژیم ازاحساسات میهنی (ناسونالیسم) بهره برداری کند. لطفا بر این نکته تاکید بگذارید که چنانچه ایران رفتاری مستقلانه، و در عین حال مسئولانه و در خور اعتماد داشته باشد، ایالات متحده و متحدان اروپایی آن همواره می توانند از برنامۀ هسته ای آن پشتیبانی کنند.
برای شما و خانم شولتی زمستانی دلپسند و پرثمر آرزو می کنم.
پاسخ آقای شولتی:
اطمینان دارم که ما می توانیم در این نکته که کرۀ شمالی الگوی مطلوبی برای هیچ کشوری، از جمله ایران نیست، توافق داشته باشیم.
کرۀ شمالی پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را نقض کرده و به تعدادی سلاح هسته ای دست یافته است، اما این کار آن را به یک کشور بزرگ تبدیل نساخته بلکه موجب فقر و انزوای هرچه بیشتر کرۀ شمالی به زیان مسلم مردم آن کشور شده است.
مردم کرۀ جنوبی بر عکس از آزادی ها ی سیاسی و یک اقتصاد پیشرفته برخوردارند. کرۀ جنوبی 50 در صد از برق مورد نیاز خو را ازنیروی هسته ای می گیرد، بدون این که تعهدات خود را در قبال پیمان زیر پا بگذارد. کرۀ جنوبی با آنکه دارای 20 راکتور هسته است، هرگز سودی در این که خود به غنی سازی اورانیوم دست زند نیافته است.
من همچنین می دانم که بین لیبی و ایران نیز تفاوت بسیاری وجود دارد.
اما مناسب است به یاد آوریم که رهبران لیبی شهامت و عقل سلیم از خود نشان دادند که به برنامۀ غیرقانونی آن کشور برای دستیابی به سلاح های هسته ای اذعان کنند و راه همکاری کامل با IAEA را در پیش گیرند. در نتیجه، ایالات متحده و دیگر کشورهای مناسبات خود را با لبیبی عادی ساخته اند و مردم لیبی باردیگر از مناسبات باز با بقیۀ دنیا بهره مند شده اند.
هیچیک از دو مورد با وضع ایران قابل مقایسه نیستند ولی هر دو مورد آموزنده اند.
از آرزوهای خوبتان برای فصل زمستان سپاسگزارم. ما بتازگی شاهد نشستن نخستین برف بوده ایم که وین را با ردای سفید و درخشانی پوشانده است.
نظر از علی:
15 نوامبر 2008
با تشکر از ایجاد این وبلاگ می خواستم عرض کنم مردم ایران اخبار را از طریق ماهواره واینترنت و … دنبال میکنند رسانه های دولتی قابل اعتماد نیستند.
احمدی نژاد باعث شد مردم ایران به دلیل تنفر از ایشان در دوستان و دشمنانشان کشورشان تجدید نظر کنند آمریکا را دوست و نسبت به اسراییل بی تفاوت شدند و از حزب الله لبنان و حماس فلسطین به دلیل به یغما بردن ثروت ملی متنفر شدند .
پاسخ آقای شولتی:
من آمارهایی را دیده ام که نشان می دهد مردم ایران از جملۀ مردمی هستند که در جهان بیشترین میزان ارتباط را با اینترنت دارند.
من همچننین این نکته را درک می کنم که دولت ایران از رسانه ها در هراس است و می کوشد دسترسی به آنها را محدود کند.
از این که نمونه ای از آن تارنما را فرستاده اید ممنونم، هرچند که می دانم مهر تایید دولت شما در پای آن نیست.
نظر از محمد رضا
16 نوامبر 2008
با درود و سلام به آقای شولتی عزیز، من تا کنون چند بار برایتان پیام گذاردم. متاسفانه گویا ساختار ارتباطی شما نیز بیماری ایران اسلامی را گرفته در عدم بازخورد و اطلاع رسانی . با این حال من شما را بخاطر احساس مسولیتتان در قبال بشریت و ایرانیان می ستایم و از حوصله بسیارتان متشکرم حتی اگر هرگز پیام های من را پاسخ ندهید . آقای شولتی عزیز من اکنون سخت نگرانم، نگران از آن که مجازات دولت و نظام غیر مسوول و غیر خردورز اسلامی تبدیل به مجازات ملت به گروگان گرفته شده ایران گردد. من نگرانم که اگر بنزین و یا هر کالا و خدمات راهبردی ومورد استفاده مردم به طریقی مشمول تحریم گردد چه بلایی برسر ما خواهد آمد . آقای شولتی من گمان می کنم نیازی به از بین بردن زیرساخت های زندگی مردم ایران نیست از جمله مساله بنزین. فکر می کنم راه های ساده تر و بهتری برای مجازات و همچنین کمک به ملت ایران برای اعاده آرامش منطقه ای و رفاه جمعی به ویژه در ایران وجود دارد. راه هایی همچون انسداد و مصادره ثروت های چپاول شده ملت توسط حاکمان در سرتاسر دنیا در راستای انتقال آن به مردم و به همین ترتیب روش های دیگری که در یک مطالعه جامع و از درون به دست آمده است …
پاسخ آقای شولتی
(این سومین و آخرین ایمیل از رشته ایمیل های پشت سر همی است که موضوع یکسانی را دنبال می کنند)
متاسفم از این که پیام های نخستین شما را نگرفتم، سعی می کنم به بیشتر آنچه که دریافت کرده ام پاسخ بگویم.
هدف گروه 1+5 مرکب از اروپا، ایالات متحده، چین و روسیه مجازات مردم ایران نیست. هدف متقاعد ساختن دستگاه رهبری ایران به درپیش گرفتن مسیر متفاوتی است، مسیری که به سود نهایی مردم ایران خواهد بود. امیدوارم که پیشنهاد گروه 1+5 را دیده باشید، اگر نه می توانید این را در http://usinfo.state.gov/persian/index/topics/topic_listing_is/Offer.html مشاهده کنید.
گروه 1+5 کوشیده است تحریم های سازمان ملل را طوری طراحی کند که دو چیز را هدف قرار دهند: نخست مواد و فن آوری لازم نه برای ساختن نیروگاه های غیر نظامی، بلکه فن آوری سازندۀ بمب. دوم افراد و سازمان های درگیر در کوشش های مربوط به تولید موشک های بالیستی.
هدف ما از میان بردن زیرساختهای زندگی ایرانیان نیست. اما متاسفانه رهبران ایران فرصتها را برای بهتر ساختن این زندگی از دست می دهند.
نظر از آریا
18 نوامبر 2008
بلاگ: سفر من به آمریکای جنوبی
سلام
به نظر من دلیلی وجود ندارد که دولت آمریکا حساب دولت و مردم ایران را جدا نکند و این تحریمها فشار اصلی آن بر دوش مردم می باشد نه دولت مردان زیرا اینان هرچه بخواهند در اختیارشان است می خواست نظر آقای شو لتی را جویا شوم.
پاسخ آقای شولتی
همانگونه که قبلا هم گفته ام هدف گروه 1+5 مرکب از اروپا، ایالات متحده، چین و روسیه مجازات مردم ایران نیست.هدف متقاعد ساختن دستگاه رهبری ایران به درپیش گرفتن مسیر متفاوتی است، مسیری که به سود نهایی مردم ایران خواهد بود.
ما می دانیم که دولت ایران نمایندۀ مردم بزرگ این کشور نیست. و ما صمیمانه امیدواریم که رهبران ایران تصمیماتی بگیرند که به ایالات متحده و بقیۀ جهان امکان دهد تا مناسبات متفاوتی با کشور شما داشته باشند.
نظر از مجید
19 نوامبر 2008
باسلام به ملت شریف وآزاده آمریکا وهمچنین شما جناب آقای شولتی باید عرض کنم که نظر من در رابطه با انتخابات درآمریکا با اکثر مردم شما همسو می باشد واین انتخابات فارغ ازهر دو جناح بیشتر آزادی محض بود تا انتخابات لیکن جای بسی شادی وتبریک دارد با آرزوی آزادی در ایران خودم این نظر را برای شما ارسال می کنم . با سپاس فراوان.
پاسخ آقای شولتی
از پیام تبریک شما به خاطر انتخابات ما سپاسگزارم. من در امیدواری شما برای این که مردم شما هم آزادی خود را بازیابند شریکم.
نظر از رامين
19 نوامبر 2008
جناب سفير، آقای شولتی، سلام
شما، به روش كاملاً ديپلماتيك، از پاسخ به اين پرسش كيوان كه چرا منع فروش بنزين به جمهوری اسلامی را در دستور كار قرار نمی دهيد، طفره رفتيد.
با توجه به اينكه، تا جايی كه من می دانيم، روسيه و چين (كه معمولاً براي اعمال تحريمهاي سخت عليه جمهوری اسلامی همكاری نميكنند) از فروشندگان بنزين به ايران نيستند؛ آيا منع فروش بنزين بهترين و سريعترين راه براي برای از پا در آوردن جمهوری اسلامی نيست؟
باور كنيد، تحريمهای بانكی فقط و فقط باعث عذاب ما ايرانيان شده وگرنه مسئولين جمهوری اسلامی با گذرنامههای سياسی و چمدان پر از پول، در انتقال وجوه برای گروههای تروريستی و خريدهای نظامی از بازار سياه، مشكلی ندارند.
پاسخ آقای شولتی
شما مُچ مرا به این عنوان که لحن “دیپلماتیک” دارم گرفتید – ولی این در هر حال حرفۀ من است.
اگر جدی تر بخواهیم حرف بزنیم، باید بگویم که شما نگرانیهایی جدی را مطرح می کنید و توصیه های جدی ارائه می دهید.
صداهای بسیاری خواستار مجاراتهای شدید تری هستند. من شنیدم یک مفسر با تجربه اخیرا خواستار استفاده از ” هویج های شیرین تر و چماق های زمخت تر” شده است.
اوباما، رئیس جمهوری منتخب گفته است که رژیم ایران را در برابر یک انتخاب قرار خواهد داد: “اگر ایران برنامۀ هسته ای و حمایت خود را از تروریسم رها کند، ما عضویت ایران را در سازمان بازرگانی جهانی پیشنهاد می کنیم، سرمایه گذاری های اقتصادی را در مد نظر قرار می دهیم و برای برقراری مناسبات عادی دیپلماتیک اقدام می کنیم. اگر ایران به رفتار نگران کنندۀ خود ادامه دهد، ما فشار اقتصادی را بر آن می افزاییم و انزوای سیاسی آن را تشدید می کنیم.”
یاد آوری: این نقل قول از تارنماهای ی زیر گرفته شده است.
http://change.gov/agenda/foreign_policy_agenda/ http://change.gov/agenda/foreign_policy_agenda/
شورای ملی اطلاعات ایالات متحده بتازگی دست به انتشار علنی سندی زیر عنوان ” روند جهانی 2025 :جهان تحول یافته” زده است تا تفکر راهبردی را در بارۀ آینده برانگیزد. ارزیابی با این نکته آغاز می شود که نظام بین المللی تا 2025 تقریبا غیرقابل شناسایی خواهد بود. این گزارش هشدار می دهد که انتقال به نظام نوین با مخاطراتی همراه است.
خطری که در این مطالعه بر این آن انگشت نهاده شده چشم انداز کاربرد رو به افزایش سلاح های هسته ای است. این تحقیق هشدار می دهد: “گسترش فن آوری ها و کارشناسی های هسته ای نگرانی هایی ازبابت ظهور کشورهای جدید هسته ای و دستیابی گروه های تروریستی به مواد هسته ای بر می انگیزد.” در این مطالعه در بارۀ خاورمیانه هشدار داده شده است: “چشم انداز یک ایران هسته ای که به مسابقۀ تسلیحات اتمی در خاورمیانه بزرگ دامن زند، چالش های جدیدی از نظر امنیتی، بویژه در ارتباط با اشاعۀ نظام های موشک های دور برد متوجه منطقه ای خواهد کرد که هم اکنون نیز در معرض جنگ و ستیز قرار دارد.”
این یک پیش بینی اضطراب انگیز برای خاورمیانه، از جمله ایران، و برای جهان، ازجمله ایالات متحده است. همانگونه که در این پژوهش آمده است، کاربرد سلاح های هسته ای دارای پیامدهای بی درنگ انسانی، اقتصادی و سیاسی – نظامی خواهد بود که هیچکدامشان مطلوب نیستند. من امیدوارم که رهبران ایران تشخیص خواهند داد که نفع مشترک کشورهای ما تقویت نظام منع گسترش سلاح های هسته ای، احتراز از یک مسابقۀ تسلیحات اتمی در خاورمیانه و دور نگاهداشتن سلاح های هسته ای از دسترس تروریستها است.
19 نوامبر 2008
محمد البرادعی لحظاتی پیش آخرین گزارش خود را درآستانۀ تشکیل نشست شورای IAEA در هفتۀ آینده ارائه کرد.
گزارش تا هنگامی که شورا با انتشار آن موافقت نکرده است محرمانه خواهد بود. اما برخی از نکات برجستۀ آن در اینجا می آید:
• به گزارش مدیر کل، ایران به غنی سازی اورانیوم در نطنز و ساختمان يک رآکتور آب سنگین در اراک ادامه می دهد. این اقدامات ناقض تعهدات ايران در قبال شورای امنيت سازمان ملل است که در پنج قطعنامۀ شورای امنیت ذکر شده است.
• مدیر کل گزارش می دهد که ایران به خودداری از آگاه ساختن IAEA از تاسیسات جدید هسته ای خود ادامه می دهد. این اقدام ناقض موافقت نامۀ های تدابیر ایمنی ایران با IAEA است.
• به گزارش مدیر کل، ایران همچنان از به اجرا گذاشتن پروتکل الحاقی خودداری می ورزد. این رویه سبب می شود تا IAEA نتواند گزارش مثبتی در بارۀ پروندۀهسته ای ایران ارائه کند.
• مدیر کل گزارش می دهد که ایران همچنان از اجابت در خواست های IAEA برای انجام بازدید های مربوط به شفاف سازی از مکان های متعدد، سر باز می زند. این اقدام مغایر رهنمود شورای امنیت به ایران دایر بر ضرورت دادن پاسخ مثبت به درخواست های IAEA است.
• مدیر کل گزارش می دهد که ایران موجبات دسترسی بازرسان را به اسناد، اطلاعات و به کارکنان به منظور رسیدگی به نگرانی هایی که در این زمینه وجود دارد، فراهم نساخته است. این اقدام مغایر رهنمود شورای امنیت به ایران دایر بر ضرورت دادن پاسخ مثبت به درخواست های IAEA است.
• مدیر کل گزارش می دهد که مسائل فیصله نیافته ای باقی مانده که به نگرانی هایی در مورد امکان وجود ابعاد نظامی در برنامۀ هسته ای ایران دامن می زند. این موضوع موجب نگرانی جدی IAEA و شورای امنیت است.
در نتیجه، من متاسفم که گزارش دهم، رهبران ایران هیچ گامی در جهت توجه به نگرانی بین المللی ازبابت فعالیت های هسته ای آن کشور، بویژه فعالیتهایی که برای برنامۀ هسته ای غیرنظامی ضرورتی ندارند ولی بشدت با تولید سلاح های هسته ای در ارتباط هستند، برنداشته اند.
20 نوامبر 2008
نظر از ايليا
4 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش ها
با سلام آقای شولتی كه برای اولين بار راهی هر چند كوچك برای تبادل افكار موافقان و مخالفان هموار كرده است.
اين يادداشت من پيرو پاسخ شما به سوالات من است كه ميخواهم همان مسائل را كمی بازتر كنم.
در پاسخ به پرسش حمايت كشور شما از تروريستهای جنوب شرقی ايران اين خبر را مطالعه فرماييد. http://blogs.abcnews.com/theblotter/2007/04/abc_news_exclus.html
2- جناب سفير اگر آنگونه كه ادعا كرده ايد مدارك متعدد و مستدلی درباره حمايت ايران از گروه های تروريست شيعه عراق داريد چرا اين موضوع را در دادگاه لاحه يا سازمان ملل با مدرك و دليل ارائه نميدهيد و فقط اين صحبتها را در حد گفتمان تهديد و يك اهرم فشار سياسی نگه داشته ايد؟.
3- شما در پاسخ به سوالی اينگونه پاسخ گفته ايد:” من میل دارم یک دریافت غلط دیگر را تصحیح کنم. البرادعی، مدیر کل آژانس انرژی اتمی (IAEA ) هر گز طبیعت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای ایران را تایید نکرده است. آنچه در زیر می آید مطلبی است که او همین دوشنبۀ گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام داشت: آژانس موفق شده که همچنان عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده را در ایران مورد تایید قرار دهد.”
و اين گفته را بنا به صلح آميز بودن فعاليت هسته ای ايران ندانسته ايد. آيا عدم انحراف از قوانين رانندگی به معنای رانندگی صحيح نيست؟ آيا عدم انحراف از موازين قانونی در مسير درست حركت كردن نميباشد.
4- و برای آخرين سوال كه يك سوال اساسی برای اكثريت ايرانيان است كه همواره بی جواب مانده.
به فرض آنكه ادعاهای كشور شما درست باشد و حكومت ايران يك حكومت ارتجاعی دينی و سران آن مذهبی افراطی و از حاميان تروريسم در منطقه هستند.
دكتر محمد مصدق كه بود؟ آيا يك مذهبی افراطی و خطرناك؟ كودتای 28 مرداد سال 1332 كه به اعتراف سخنگوی وزرات خارجه آمريكا تا كيسی، سی آی ای از بانيان اصلی آن بود هيچ گاه از ياد ايرانيان نميرود. شايد اگر آن دولت مردمی و دموكرات دكتر محمد مصدق را سرنگون نميكرديد و دگر باره شاه ديكتاتور را در مسند قدرت اين كشور نمينشانديد حال كشور ما با اين مشكلات عديده روبرو نبود و كشور شما نيز دارای وجهه بهتری در ميان ايرانيان بود.
متاسفانه مصداق كودتای 28 مرداد اعتبار موضع گيری های شما در مقابل ايران را در مورد موضوعات حقوق بشری و دمكراسی تا حد زيادی فاقد اعتبار كرده است. زيرا دكتر محمد مصدقی كه توسط سی آی ای سرنگون شد نه خصوصيات احمدی نژاد را داشت و نه به قول شما از تروريسم حمايت ميكرد. آن مرد فقط خواهان حقوق حقه ی ملت ايران بود و اين موضوع به ناچار انسان را به مقايسه ی موضوع ملی شدن صنعت نفت و برنامه هسته ای ايران و جبهه گيری مشابه شما عليه هر دو وا ميدارد.
با تشكر بينهايت از شما و مديريت سايت .اميدوارم روزی به دور از پيش قضاوت فكري/سياسی به ايران بياييد و با فرهنگ اين ملت صلح جو آشنا شويد.
پاسخ آقای شولتی
از توجه مستمر شما و برقراری ارتباط پیرامون این مسائل سپاسگزارم. من تمرکز را روی پرسش های سوم و چهارم شما می گذارم، چون کارشناس حمایت ایران از تروریسم و ستیزه جویان خشونت پبشه در عراق نیستم.
در مورد سابقۀ هسته ای ایران شما فقط بخشی از آنچه را که مدیرکل [آژانس بین المللی انرژی اتمی] در بارۀ فعالیت های اعلام نشدۀ ایران گفته است نقل کرده اید و نگرانی های او را از بابت فعالیت های اعلام نشده و گزارش های مربوط به موارد نقض [قطعنامه های] شورای امینت ناگفته باقی گذاشته اید. با توجه به سابقۀ ایران در خودداری از اعلام فعالیت های خود و تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی(IAEA) دایر بر ناکافی بودن دسترسی آن به برنامۀ هسته ای ایران، این تمایز بویژه حائز اهمیت است. شما از قیاسی در بارۀ رانندگی استفاده کرده اید – که من آن را ادامه خواهم داد.
مقامات ایرانی نظیر رانندگانی هستند که قانون را رعایت نمی کنند — و سپس هیچ کوششی برای متقاعد ساختن دادگاه در مورد این که در آینده مقررات رانندگی را محترم خواهند شمرد به عمل نمی آورند. در گزارش های متعدد IAEA مراتب زیر در میان نکات دیگر به طور مستند ثبت شده است:
موارد جدی نقض موافقت های ایران در زمینۀ تعهدات مربوط به تدابیر ایمنی، به عنوان مثال، خودداری از گزارش فعالیت های حساس هسته ای در اراک و نطنز.
ادامۀ سرباز زدن از همکاری کامل با IAEA ، برای نمونه خودداری از به کاربستن پروتکل الحاقی یا اجابت تقاضا به بازرسان برای مصاحبه با افراد یا بازدید از کارگاه ها.
نقض فاحش قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، به عنوان مثال، ادامۀ فعالیت های غنی سازی که برای برنامۀ غیر نظامی ایران ضرورتی ندارد اما برای ساختن بمب لازم است.
این رهبران نه تنها قانون را زیر پا می گذارند، بلکه، بدون توجه به امنیت مسافران خود و کسانی که در پیرامونشان هستند، با بی پروایی نیز رانندگی می کنند. برای نمونه:
آنها کشور بزرگ خود را در معرض سوء ظن، انتقاد و مجازاتهای اقتصادی قرار داده اند.
رفتار ستیزه جویانه آنها به خطر یک برخورد و تصادم شدید دامن زده است.
پیگیری فن آوری مورد استفاده در سلاح های هسته ای این خطر را در بر دارد که دیگران را هم در منطقه به اقدامات مشابهی برمی انگیزد و به این ترتیب موجبات تضعیف و تزلزل امنیت همسایگان، و از جمله مردم ایران را فراهم آورد.
اگر پسر ما دارای چنین سابقه ای در رانندگی بود، ما گواهی رانندگی او را مدتها پیش باطل می کردیم.
من می دانم که کودتای 1953 سایه ای بر سر مناسبات با ایران افکنده است، ولی همین موضوع در مورد رویداد بسیار تازه تر گروگان گیری در 1979 صادق است. هیچکس در ایالات متحده خاطرۀ کودتا را جشن نمی گیرد، حال آنکه در ایران مقامات روز تصرف سفارت آمریکا را یک تعطیل ملی اعلام داشته اند.
آنها چرا چنین کاری می کنند؟
اگر مناسبات[کشورها] به صورت گروگانی در دست تاریخ باقی می ماند، اروپا هنوز می بایست با خودش در جنگ باشد، جنگ سرد هنوز با کمال شدت ادامه داشت و ایالات متحده امروز از روابط مثبت با کشورهایی نظیر آلمان، ژاپن، چین و ویتنام برخوردار نبود.
من مطمئنم که شماهم موافقید که ما باید از تاریخ درس بیاموزیم ولی به صورت قربانیان آن در نیاییم.
و بلی، من بشدت علاقه مندم که با ایرانیان آرامش طلب دیدار داشته باشم. حدس من این است که اکثریت ایرانی ها همان چیزی را می خواهند که اکثریت آمریکایی ها هم طالبش هستند: احترام به جامعه و فرهنگ خود، امنیت اقتصادی برای خودشان و خانواده شان و آزادی و منزلت برای همۀ شهروندان.
نظر از ميرسپنج
7 نوامبر 2008
مردم آمریکا رئیس جمهوری آیندۀ ما را را بر می گزینند
دولت ايران بصورت کلی دولتی ديکتاتور و بر پايۀ زور بنا شده است و در زير سايه ديکتاتوری مسلماً هيچگونه دموکراسی نمی تواند پديدار شود. بزرگترين هنر سردمداران نظام جمهوری اسلامی ايران مهر سکوت بر دهان منتقدان می باشد. نقض آشکار حقوق بشر هم اکنون به روشنی در ايران قابل مشاهده است. بيکاری، فقر، و در پی آن فحشاء و منزوی کردن مردم ايران بزرگترين ارمغان اين نظام برای سرزمين آريايی مان می باشد. سردمداران آن بزرگترين حاميان تروريست هستند. و در آخر، درود بر آزادگان ايران زمين، پاينده باد ايران.
پاسخ آقای شولتی
پرزیدنت بوش در سخنان خود به مناسبت آغاز دورۀ دوم تصدیش گفت: “در تاریخ تنها یک نیرو وجود دارد که قادر است سلطۀ نفرت و خشم را در هم بشکند و پرده از روی ادعاهای خودکامگان بردارد، و آن نیروی آزادی مردم است.
نظر از سعيد
10 نوامبر 2008
بلاگ: مردم آمریکا رئیس جمهوری آیندۀ ما را بر گزیدند
جناب آقای سفیر،
ما ایرانیان نیز از انتخاب آقای اوباما خوشحالیم، چرا که معتقدیم ایشان مبدع روابط جدیدی بین تهران و واشنگتن خواهند بود. من خیلی دوست داشتم که مخاطب این پیغام، مسوول جدید در کابینه آقای اوباما در امور ایرانیان می بود، ولی در هر صورت امیدوارم این پیغام توسط جنابعالی بررسی و/یا به شخص مربوطه انتقال داده شود.
آقای سفیر،
اکنون که هر ایرانی منتظر اولین کلمات آقای اباما راجع به ایران و ایرانیان می باشد، هیچ چیزی جز احترام به منزلت ایرانی، آنها را خوشحال نخواهد کرد. این احترام گذاری روشهای زیادی دارد. به نظر من ایشان میتوانند راهبردی جدید در کنسولگریهای ایالات متحده، که علنا به درخواست دهندگان ویزای آمریکا توهین میکنند، تعریف کنند. من به عنوان یک دانشجوی ایرانی مشغول به تحصیل در ایالات متحده و به نمایندگی از تمامی دانشجویان ایرانی، از دستگاه امور خارجی آقای اوباما خواستارم که حقوق ویزای دانشجویی را که برای تمامی کشورها به جز ایران و چند کشور دیگر صادق است، برای دا نشجویان ایرانی دوباره در نظر بگیرند. همانگونه که میدانید دشواری اخذ ویزای ایالات متحده و یک بار ورودی بودن ویزای دانشجویان ایرانی باعث شده که آنها ریسک نکرده و برای بازدید خانواده در ایران، از آمریکا خارج نشوند.
آقای اوباما میتوانند با حرکتی زیبا و کوچک، این حق را به دانشجویان ایرانی بازگردانند و در عین حال نیت خیر خود را برای حل معضل هسته ای ایران نشان دهند.
با تشکر
پاسخ آقای شولتی:
از افکاری که عرضه داشته اید سپاسگزارم. من آنها را به آگاهی مقامات وزارت امور خارجه که مسئول امور کنسولی هستند می رسانم و یکی از آنها را دعوت می کنم که یاداشتی در وبلاگ در ارتباط با نگرانی شما بنویسد.
دولت ایالات متحده دست به کار افزایش فرصت ها برای مبادلات آموزشی و فرهنگی بوده است. این بخشی از علاقۀ بلندمدت ما برای برقراری مناسبات مثبت تر با ایران و مردم آن است و این موضوع را روشن می کند که اختلافات ما با رژیم در احترام ما نسبت به مردم ایران هیچ بازتابی ندارد. اجازه بدهید ببینم من می توانم کسی را که به نکات مطرح شده توسط شما پاسخ بگوید پیدا کنم.
نظر از کوروش
12 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش ها
با درود امیدوارم آقای شولتی به جای انرژی هسته ای بیشتر به فکردموکراسی و حقوق بشر در ایران باشد چون ما درحال حاضر نیازی به انرژی هسته ای نداریم.
پاسخ آقای شولتی:
من به این علت روی مسائل هسته ای تکیه می کنم، که اینجا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، کارم همین است. اما با شما موافقم که امروز نیاز مردم ایران به دموکراسی و حقوق بشر از انرژی هسته ای بیشتر است.
گمان من این است که رهبران ایران میل دارند از ” حقوق هسته ای” به عنوان راهی برای خود داری از سخن گفتن از دموکراسی و حقوق بشر، دم بزنند.
نظر از کویر:
12 نوامبر 2008
ويديو درباره نظرات آقای شولتی در رابطه با پيشنهاد گروه P5+1 به ايران
از شما و تمام کسانی که در احیای این سایت زحمت میکشید بسیار متشکرم وامید وارم در راهی که پیش رو دارید موفق باشید.
پاسخ آقای شولتی:
از اظهار علاقه ای که کرده اید سپاسگزارم. و من درتشکر از مترجمان عالی و استادان تنظیم تارنماها که مباحثۀ ما را امکان پذیر ساخته اند، به شما می پیوندم.
پرسش از فرهاد:
12 نوامبر 2008
بلاگ: پرسش هايی از برزيل
با سلام، بنده سوال از شما داشتم و آن اينکه چرا تا قبل از 5 سال گذشته آمريکا و ديگران به برنامۀ هسته ای ايران توجهی نداشتند و به قول خودتان ايران حدود 18 سال پيش اقدام به فعاليت های اتمی کرده، پس چرا اينقدر دير به فکر افتادين و سوال ديگر، آقای اوباما هم مانند آقای بوش به نتيجه نرسد با دولت ايران، تکليف چيست و گناه مردم ايران در اين بين چه می شود؟
پاسخ آقای شولتی:
دامنۀ کامل برنامۀ هسته ای ایران تا سال 2002 که از فعایتهایش در نطنز و اراک در برابر دنیا پرده برداشته شد مورد توجه جهان قرار نگرفته بود. دولت ایران کوشیده بود بر این فعالیت ها سرپوش بگذارد. برای نمونه در نطنز، مقامات ایرانی کوشیده بودند که تالارهای بزرگ غنی سازی اورانیوم را در دو دژ عظیم زیرزمینی که راه ورودی آن زیرکانه به وسیلۀ یک ساختمان معمولی پوشانده شده بود، پنهان کنند.
تنها هنگامی که این فعالیت ها علنا فاش شد، بازرسان توانستند از تاسیسات دیدن و تحقیقات خود را آغاز کنند. آنها با سرعت به این نتیجه رسيدند که ایران از حدود تعهدات خود به موجب موافقت نامه های تدابیر ایمنی تجاوز کرده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی ایران را در 2005 در حال سرپیچی از تعهدات خود یافت و در 2006 مراتب را به شورای امنیت گزارش داد. ایران در حال حاضر موضوع پنج قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است.
آنچه که برای مردم ایران روی می دهد بیشتر به دستگاه رهبری ایران وابسته است تا به دستگاه رهبری واشنگتن. شاید رهبران ایران تغییر دولت در ایالات متحده را به عنوان فرصتی برای عمل کردن به الزامات بین المللی خود مغتنم بشمارند و پیشنهاد مذاکره را که از مدتها پیش روی میز قرار داشته است بپذیرند. این تحول مطلوبی خواهد بود.
اما رهبران ایران نباید فرض کنند که اگر آنها به تخلف از تعهدات بین المللی خود ادامه دهند، دولت جدید آمریکا آن را نادیده خواهد گرفت. اوباما رئیس جمهوری منتخب، تنها سه روز بعد از انتخاب اعلام داشت که تولید سلاح هسته ای به وسیلۀ ایران “غیرقابل قبول” خواهد بود. او در ادامۀ سخنش گفت: “ما باید به یک کوشش بین المللی برای جلوگیری از اینکه چنین اتفاقی روی دهد دست بزنیم.”
پرسش از ساسان:
12 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش ها
قبل از هر چيزبرای شروع اين بلاگ تشکر می کنم. من از طريق صدای آمريکا در باره آن آگاه شدم و بسيار خوشحالم که می توانم مستقيماً با شما صحبت کنم. ايکاش می توانستيد زودتر اين بلاگ را شروع کنيد و ما مجبور نبوديم صبر کنيم تا ببينيم در دولت اوباما چه اتفاقی می افتد. به هر حال، من 48 سال دارم و صاحب شرکت نفت و ميدان گاز خودم هستم. پنج سال است که تنش بين دولت های ايران و ايالات متحده به سطحی بحرانی رسيده است و ما (بسياری از مالکان در بخش خصوصی) در انتظار دوران حساسی بوديم (يعنی جنگ يا حداقل تحريم های سنگين) تا بزودی يا حداقل در عرض يکی دو ماه بحران اتمی دروازه يا دری باشد که از طريق آن از اين رژيم خلاص شويم!!! ما تقريباً تمام فعاليت های خود را متوقف کرديم، حتی تعدادی از املاک يا شرکت های خود را به کشورهای ديگر منتقل کرديم….متأسفانه من هنوز می بينم که هنوز پس از پنج سال ما مأيوس می شويم. ممکن است وضعيت واقعی خود را روشن کنيد؟ من می دانم که شما و نمايندگان ايالات متحده بايد منافع کشور خود را در نظر داشته باشيد، و ممکن است از بسياری از تصميمات غفلت کرده يا صرف نظر کنيد. من بسيار ممنون می شوم اگر ما بتوانيم دقيقاً از اوضاع مطلع شويم، چراکه من فکر می کنم نهايتاً بدون اطلاع مردم عادی ايران مذاکره انجام خواهد شد و شما به نتيجه ای برسيد بدون آنکه مردم از آن راضی يا حتی آگاه باشند.
با تشکر از شما و در انتظار پاسخ شما.
با احترام
پاسخ آقای شولتی:
من نگرانی شما را درک می کنم. در واقع حدس من این است که کسب و کار شما در اثر سیاست بد اقتصادی رژیم و مناسبات نامطلوب آن با جامعۀ جهانی دستخوش آسیب شده است. سازمان توسعه و همکاری در پاریس اعتبار ایران را تنزل درجه داده است و بانکها و شرکتها به طرز فراینده ای نسبت فعالیت اقتصادی در ایران ابراز بی میلی می کنند.
من اقتصاددان نیستم ولی حدس من این است که اقتصاد ایران، بویژه در این هنگام که بهای نفت پایین آمده، رو به وخامت بیشتری خواهد گذاشت، تا زمانی که رهبران ایران تصمیم به برگزیدن مسیر متفاوتی در سیاستهای خارجی و اقتصادی خود بگیرند. در حال حاضر متاسفانه چنین به نظر می رسد که رهبران ایران به جای برخورد جدی با پیشنهادی که به وسیلۀ ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین به آنها ارائه شده، در حال بازی با موضوع مذاکرات هستند. آنها به جای برداشتن گامهای ضروری برای آغاز مذاکرات جدی از “روشن کردن ابهامات” سخن می گویند.
چرا آنها فرصت را برای مذاکره به عنوان یک طرف مساوی با قدرتهای جهانی و رسیدن به یک توافق دیپلماتیک که به ایران برای دسترسی به نیروی برق اتمی کمک می کند، از دست می دهند؟ موضوع آنها متاسفانه به سود مردمی مثل شما و اکثریت ایرانیان نیست.
پرسش از آرمان:
12 نوامبر 2008
بلاگ: مردم آمريکا رئيس جمهوری آينده ما را انتخاب کردند
با سلام
سوال من از آقای شولتی این است که با توجه به زیر زمینی بودن تاسیسات هسته ای ایران در شهرهای نطنز و سایر شهرها و این واقعیت که این تاسیسات در بمباران های متعارف از بین نمی رود، برنامه ایالات متحده برای تخریب و انهدام این تاسیسات و برنامه های هسته ای در صورت ادامه سرپیچی جمهوری اسلامی از قطعنامه های شورای امنیت چیست ؟
پاسخ آقای شولتی:
اینجا در وین مسئولیت من بر آژانس انرژی اتمی متمرکز است – من طراح نظامی نیستم.
پرزیدنت بوش و اوباما رئیس جمهوری منتخب، هیچکدام هیچ گزینه ای، از جمله گزینۀ نظامی را را از روی میز برنداشته اند. با ذکر این موضوع، هدف اما رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک است.
نظر از برنامه:
12 نوامبر 2008
بلاگ: ناکامی ایران دربه دست آوردن يک کرسی در شورای امنیت سازمان ملل
با سلام و ادب، ايران در حال [حاضر مجهز به] تشکيلات هسته ای نيست، بنابراين اگر مجهز شود با بی رحمی اولين بمب هست های را پرتاب خواهد کرد. بايد جلوی آخوندها را گرفت.
پاسخ آقای شولتی:
من در نگرانی شما از این بابت که رهبران ایران چگونه سلاح های هسته ای را به کار خواهند برد شریکم. این رژیمی است که از تروریسم حمایت می کند. این رژیمی است که رهبران آن به طور منظم خواستار نابودی کشوری می شوند که هرگز تهدیدهای مشابهی متوجه ایران نکرده است.
حتی اگر رهبران ایران سلاح های هسته ای را بکار نبرند؛ نگرانی من این است که رژیم گستاخانه اقدامات خود را در حمایت ازتروریسم یا مداخلات حتی تعرض آمیزتری در امور کشورهای همسایه تشدید کند. نتیجه افزایش خطر برخورد خشونت بار و تشدید مسابقۀ تسلیحات هسته ای در منطقه ای خواهد بود که هم اکنون نیز در معرض بی ثباتی و خشونت قرار دارد.
14 نوامبر 2008
نظر از طباطبايی
اکتبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش های مطرح شده
جناب آقای شولتی
شما به جنبه های زيادی از مشكل فعاليت هسته ای ايران پاسخ داده ايد. ولی هنوز اين بدگمانی نسبت به نيات ايالات متحده در ذهن مردم ما وجود دارد كه شما خواهان پيشرفت ما نيستيد. مثال آن در مورد ندادن صنايع مادر و اساسی مثل فولاد؛ اتومبيل، هواپيما، كشتی و غيره است كه حتی در زمان محمد رضا شاه پهلوی به ايران داده نشد.
در مورد انرژی هسته ای هم اين ذهنيت در مردم وجود دارد.
پاسخ آقای شولتی:
از بینش و شناخت شما سپاسگزارم. من می دانم که ایران تاریخ دشواری در رابطه اش با بقیۀ جهان، از جمله کشور من داشته است، بنا بر این من این گونه نگرانی ها را درک می کنم.
آرزوی من این است که رهبران ایران با وارد شدن به مذاکرات نیات ما را آزمایش کنند. من اطمینان دارم که کشورها و شرکتهای بسیاری، مشتاق برقراری روابط بازرگانی با ایران هستند، فقط به شرطی که فضای سیاسی و بازرگانی تغییر کرده باشد.
به چین نگاه کنید. چین با سیاست خارجی و انقلاب فرهنگی اش خود را از بقیۀ دنیا منزوی کرده بود. اکنون از مناسبات ثمربخشی با سرتاسر دنیا و از جمله با کشور خود من برخوردار است و به یکی از اقتصادهای پیشتاز جهان تبدیل شده است.
به لیبی نگاه کنید. لیبی تاچند سال پیش به خاطر فعالیت های غیرقانونی هسته ای خود تحت پیگیرد قرارداشت. اکنون بعد از برچیدن برنامۀ سلاح های هسته ای خود و همکاری کامل با آژانس بین المللی انرژی اتمی IAEA ، شرکتها برای همکاری در امر انرژی هسته ای در مرزهای آن کشور صف کشیده اند.
پرسش از جورج:
27 نوامبر 2008
بلاگ: بانک توسعۀ صادرات ايران به عنوان گسترش دهندۀ سلاح های کشتار جمعی معرفی شد
چند سوال برایم پیش آمده ممنون می شوم جواب دهم. عجیب است در این دوران حساس: بحران مالی در آمریکا و به پایان نزدیک شدن دوران ریاست جمهوری آقای بوش، چطور بانک توسعه صادرات را تحریم کردید؟ اگر این دخالتها واقعیت دارد و جنبه تبلیغاتی ندارد چرا اسناد را افشا نمی کنید؟ این تحریم کردن فشار مستقیم بر مردم وارد می کند تا به دولت. پس چطور باورکنیم شعار دوستی آمریکا با مردم ایران را؟ آیا احتمال دارد این تحریم لغو شود؟
پاسخ آقای شولتی:
در پاسخ به پرسش شما در اینجا ترجمۀ بیانیۀ 22 اکتبر وزارت خزانه داری ایالات متحده را در مورد معرفی بانک توسعۀ صادرات ایران می آورم. می توان همین متن را با اطلاعات بیشتری در بارۀ موضوع در تارنمای زیر مشاهده کرد.
http://www.ustreas.gov/press/releases/hp1231.htm
بانک توسعۀ صادرات ایران موجبات تسهیل فعالیت های جاری شرکتهای گوناگون جلوی صحنه و وابسته به نهادهای زیر نظر MODAFL را فراهم ساخته است. MODAFL در تاریخ 25 اکتبر 2007 به موجب فرمان اجرایی 13382 معرفی شده است. از هنگام معرفی بانک سپه ایران طبق فرمان اجرایی 13382 ، بانک توسعۀ صادرات ایران به عنوان مجرای اصلی نهادهای وابسته به MODAFL که در جستجوی وسائل جایگزین برای ادامۀ خریدهای غیر قانونی کالا و تجهیزات هستند، عمل کرده است. افزوده بر هدایت معاملات بانک سپه که به خاطر فعالیت های مربوط به گسترش سلاح های کشتار جمعی در فهرست قطعنامۀ 1747 شورای امنیت سازمان ملل وارد شده، بانک توسعۀ صادرات ایران تسهیلات مالی برای دیگر نهادهای مرتبط با گسترش سلاح ها را که به وسیلۀ مقامات شورای امنیت سازمان ملل و ایالات متحده تحریم شده اند، فراهم ساخته است. معرفی امروز توجه را به این خطر که هرگونه معامله ای با بانکهای دولتی ایران می تواند به گونه ای ناخواسته به فعالیت های ایران در گسترش سلاح های کشتار جمعی یاری رساند، جلب می کند.
استفاده از بانک توسعۀ صادرات ایران برای هدایت معاملات مرتبط با گسترش سلاح ها نمونۀ دیگری از کوشش های ایران برای بی اثر گذاشتن تحریم ها و ادامۀ فعالیت های حساس مربوط به گسترش سلاح های کشتار جمعی است. مساعی ایران در جهت تسلط بر چرخۀ سوخت هسته ای هم اکنون در مغایرت باقطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل ادامه دارد. این نکته شایان نهایت اهمیت است که برای جلوگیری از خدشته دارشدن تحریم ها، نسبت به شیوه ها و نهادهای جدید مورد استفادۀ ایران برای گسترش سلاح ها هوشیار باقی بمانیم و در برابر آنها دست به اقدام بزنیم. امیدواری ما این است که این تدابیر هدفمند ایران را به انصراف از دامه راه انزوا متقاعد سازد.
امروز افزوده بر بانک توسعۀ صادرات ایران (EDBI) سه نهاد که معلوم شده در مالکیت آن بانک قرار دارند، به وسیلۀ آن کنترل می شوند و یا برای آن بانک یا از جانب آن عمل می کنند، معرفی شدند. این سه نهاد عبارتند از: شرکت حق العمل کاری EDBI، شرکت مبادلات EDBI که هر دو در ایران واقع شده اند، و بانکو اینترناتسيونال دو دسارولو (Banco Internacional de Desarrollo, CA) که یک موسسۀ مالی مستقر در ونزوئلا است. آنچه به وضوح پیوسته این است که بانکو اینترناتیسونال دو دسارولو، متعلق به EDBI است، به وسیلۀ آن کنترل می شود و یا گفته می شود که برای EDBI کار و یا از طرف آن عمل می کند. در این موقعیت، این بانک می تواند وسایل بالقوه را برای دور زدن تحریم ها در اختیار ایران بگذارد و پرداختهای مرتبط با مسائل دفاعی را تسهیل کند. از اوت 2008 به این سو رئیس بانکو اینترناتیسونال دو دسارللو رئیس شورا و مدیر عامل EDBI نیز بوده است. بانکها باید از معامله با بانک های ایران و و ارد شدن در عملیات مشترک با آنها به سبب این خطر که ممکن است ناخواسته موجب تسهیل فعالیتهای مربوط به گسترش سلاح های کشتار جمعی به وسیلۀ ایران شوند، خودداری ورزند. مؤسساتی که به اقدام از جانب نهادهای تحریم شده به موجب فرمان اجرایی نظیر EDBI ادامه دهند، ممکن است تحت فرمان اجرایی 13382 به نوبۀ خود معرفی شوند.
هدف مجازاتهایی که به وسیلۀ سازمان ملل متحد، گروه کشورهایی مانند اتحادیۀ اروپا و کشورهایی مانند ایالات متحده و استرالیا به طور انفرادی تحمیل شده مردم ایران نیستند. این مجازات ها به دو منظور تحمیل شده اند: نخست، دشوار تر ساختن کار رهبران ایران در تهیۀ غیرقانونی مواد و فن آوری های مورد نیاز برای تولید سلاح های کشتار جمعی؛ دوم، متقاعد ساختن رهبران ایران به بازگشتن از مسیر ستیزه جویی و عدم همکاری با جامعۀ جهانی و سود جستن از مزایای همراه با فرصت مذاکرات واقعی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، و امنیتی برای جمهوری اسلامی.
البته ما می دانیم که تحریم ها به صورت ناخواسته در وضع مردم ایران نیز تاثیر می گذارند. اما اگر بخواهم بی پرده صحبت کنم، تحلیل هایی که در دسترس عموم قرار دارند نشان می دهند که مردم ایران از سیاست های اقتصادی رهبران کشور بیشتر از مجازات های اقتصادی بین المللی رنج می برند.
پرسش از سعيد:
27 اکتبر 2007
بلاگ: بانک توسعۀ صادرات ايران به عنوان گسترش دهندۀ سلاح های کشتار جمعی معرفی شد
آیا این تحریم به سخنان دو روز قبل رییس جمهور ایران که اعلام کرده بود 5 میلیارد دلار سرمایه این بانک را برای کمک به صادرات افزایش می دهیم ارتباط داشت؟
پاسخ آقای شولتی:
همانگونه که دربرگردان بیانیۀ مطبوعاتی در بالا تشریح شده، این مجازات با نقض قطعنامه های شورای امنیت به وسیلۀ ایران و دخالت بانک در فعالیت های مالی وابسته به آن موضوع درارتباط است.
پرسش و نظر از بهزاد:
2 نوامبر 2008
بلاگ: اتريش ايران را به ارائه مدرک برای قابل اعتماد بودن خود فرا می خواند
سفیر جان سلام. حتماً خیلی خوشحال هستید که من برای شما پیامی ارسال کردهام من از کشوری هستم که بیش از ده هزار سال تمدن درخشان دارد. سوال من این است که چرا آمریکا بیش از هر کشور دیگری از حق وتو استفاده میکند؟ سوال دیگرم این است که چرا آمریکا بر روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتمی ریخت. چرا اجداد شما چنیناند؟ سوال دیگر من این است که چرا سعی میکنید خاورمیانه را نا-امن کنید تا تسحیلات خود را بفروشید؟ مگر شما انسان نیستید؟ چرا به محاصره نوار غره رسیدگی نمیکنید؟ چرا به فلسطینیها اسلحه نمیدهید، بیچارهها فقط از طریق سنگ از خودشان دفاع میکنند. چرا کودتای ۲۸ مرداد را در ایران اجرا کردید؟ چرا پای خودتان را از گلیم خودتان دراز-تر میکنید؟ چرا خون مردم دنیا را میمکید؟ چرا همه نظراتی که در وبلاگ شما منتشر شدهاند، بوی ایرانی-بودن ندارند؟
پاسخ آقای شولتی:
بهزاد، من از لحن و کیفیت اظهار نظرهای شما دلسرد شده ام. ما در کشورمان به آزادی سخن و بیان احترام می گذاریم، با این همه لحن پرسش های شما پاسخ دادن به آنها را برای من دشوار می کند. من از یک ایرانی که فرهنگ او بر مدنیت پایه گذاری شده و در واقع به کشوری با تاریخ و تمدن بزرگی که مورد احترام من است تعلق دارد، انتظار بیشتری داشتم.
پرزیدنت ترومن از بمب اتم برای متوقف کردن یک جنگ هولناک که ما در آن طرف متجاوز نبودیم استفاده کرد. ولی ما نتیجۀ به جای مانده از این سلاح های وحشتناک را به چشم دیدیم. و وحشت و رنج برخاسته از سلاح های هسته ای ما را در عزم خود برای کاهش تعداد آنها، جلوگیری از گسترش آنها و تلاش برای پدید آوردن شرایطی به منظور انهدام کامل آنها راسخ تر کرد.
نظر از ابوالفضل:
3 نوامبر 2008
بلاگ: ديدار از منطقۀ درياچه های کوهستانی در اتريش
با سلام خدمت آقای شولتی
امیدوارم این پیام من برای شما ترجمه بشود و سانسور نشود.
دوست داشتم بدانید که چهره شما نزد ما ایرانیان به اندازه چهره پرزیدنت بوش نا خوشایند است وهمچنانکه برای رفتن آقای بوش لحظه شماری می کنند برای جابجایی شما هم همین حس را قریب به اتفاق ایرانیان دارند نسبت به شما وامیدواریم بعد از انتخاب رییس جمهوری جدید شما هم این مسند را به شخص دیگری تحویل دهید ولی مطمئن باشید خاطره عملکرد منفی شما در ذهن ویاد وتاریخ روابط دوکشور ماندگار خواهد بود واین را هم بدانید به هر حال پایان هر جنگی صلح است پس بنابر این اشخاص باید برای روز بعد از صلح هم پلی برای خود پیش بینی نمایند شما تصور نمایید با این روحیه گردشگری که در شمتا وجود دارد وبا توجه به مناظر بکر منحصر به فرد ایران مطمئن باشید خود را به دست خود محروم کردید البته نه اینکه بخواهم تهدید بکنم نه چرا که تاريخ نشان داده ملت ایران با دشمنترین دشمنان خود مانند چنگیز وصدام هم علیرغم جنایتهای فراوان با آنها هم مدارا ومروت داشت وبا شما هم قطعا همین رویه را در پیش می گیرد واز شما به حکم وظیفه میهمان نوازی با آغوش باز استقبال وپذیرایی خواهد کرد ولی آیا شما خودتان روی دیدن وچشم در چشم ایرانیان را نهادن دارید؟ پس بدانید به تعبیر معروف عاقل آن است که فکر کند فردا را. پس کمی بیشتر وشاید نیز لازم باشد دوباره به بیانیه ها ومصاحبه هایی که در خصوص ایران وملت ایران داشتید توجهی دوباره داشته باشید.
با آرزوی موفقیت شما
پاسخ آقای شولتی:
باور کردن این که اکثریت ایرانیان حتی نامی از گرِگوری شولتی شنیده باشند دشوار است. اما این که برخی از ایرانیان با صرف وقت به این وبلاگ وارد می شوند و در بارۀ موضوعات پیچیده به بحث می پردازند مایۀ خشنودی است.
حق با شماست. زمان آنکه من مقام خود را به دیپلمات آمريیکایی دیگری واگذار کنم فرا خواهد رسید. من بیش از سه سال عهده دار این مسؤولیت بوده ام.
اما برداشتن چهرۀ من از این وبلاگ سبب نخواهد شد که چالش هایی که کشورهای ما در روابطشان با آنها روبرو هستند یا چالش هایی پیش روی رهبران ایران در مناسباتشان با جهان به شکلی ناگهانی از میان برخیزند.
البته که من می توانم در چشم ایرانیان نگاه کنم. و آرزویم این است که می توانستم به ایران هم بروم. نزدیکترین فاصله ای که با آن کشور قرار می گیرم همانست که از طریق فضای اینترنت و این وبلاگ به وجود می آید.
و من از طریق این وبلاگ به چشم ایرانیان نگاه می کنم تا پیام ساده ای را منتقل کنم: اگر رهبران شما بخواهند، ایران می تواند روابط بسیار متفاوتی با ایالات متحده و بقیۀ دنیا داشته باشد. اما رهبران شما باید به یک رشته تصمیم های اساسی دست بزنند و نیاز به برداشتن گام های عملی برای جلب اعتماد جهان نسبت به طبیعت فعالیت های هسته ای ایران دارند.
یک مرد عاقل باید به تمامی آنچه در آینده روی خواهد داد بیندیشد. من بر این عقیده ام که یک مسیر عاقلانه برای آیندۀ ایران این است که رهبران ایران به جای ادامۀ راه مقابله جویی، فرصت را برای مذاکره مغتنم شمارند تا بتوانند مناسبات متفاوتی با بقیه دنیا داشته باشند.
امیدوارم که خرد بر احساسات خام غلبه یابد.
پرسش از کيوان
5 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ آقای شولتی به پرسش ها و نظرهای مطرح شده
آقای عزيز؛
من به عنوان يک ايرانی مطمئن هستم که هدف واقعی رژيم ما در زمينۀ فعاليت هسته ای فقط و فقط ساختن يک سلاح هسته ای است و برای بدست آوردن آن، آنها تنها به کمی وقت بيشتر نياز دارند، که تاکنون موفق به کسب آن شده اند!
من همچنين می دانم که بعضی از کشورها مانند چين و روسيه از راه حمايت از ايران به دنبال منافع کوتاه مدت خود هستند. آنچه متوجه آن نمی شوم چگ.نگی برخورد کشور شما و متحدين اروپايیتان با اين مسئله است. با وجود آنکه سه تحريم گذشته تأثيراتی بر اقتصاد ايران داشته است اين تنها مردم هستند که عذاب می کشند، و اين باعث افزايش احساسات ضد آمريکايی در ميان مردم عادی ايران می شود (که در ضمن اکثريت را تشکيل می دهند) و به رژيم زمان بيشتری را که نياز دارد می دهد.
پرسش من اين است که چرا شما يک تحريم کارساز را پيگيری نمی کنيد، مانند توقف فروش بنزين به ايران، تا بتوانيد در زمان کمتری مقاومت رژيم را از بين ببريد؟
پاسخ آقای شولتی:
هدف از برخورد مبتنی بر مسیر دوگانه که به وسیلۀ ایالات متحده و شرکای ما در گروه 1+5 برگزیده شده افزایش تدریجی مجازات های اقتصادی همزمان با عرضه داشتن فرصت مذاکره است. بلی، مجازات ها با کندی بیشتری پیش رفته و ضعیف تر از آنچه که میل داشته ایم بوده اند. غالب اوقات طبیعت دیپلماسی چند جانبه چنین است. اما این مجازات ها به اتفاق آراء یا نزدیک به اتفاق آراء اتخاذ شده اند و اکنون به وسیلۀ کشورهایی از سراسر جهان اعمال می شوند. افزوده بر تحریم های رسمی سازمان ملل متحد، کشورها و بانک ها و شرکتها هم سرمایه های خود را از ایران خارج کرده و از عملیات بانکی با ایران کنار کشیده اند. این خود بازتاب یک قضاوت سیاسی و اقتصادی بر اساس فضای نامساعد برای سرمایه گذاری مالی و مناسبات سیاسی است که به وسیلۀ سیاست های کنونی رهبران ایران به وجودآمده است.
متاسفانه مجازاتهای اقتصادی وگوناگون رهبران ایران را به تعلیق پیگیری فن آوریهای مربوط به تولید بمب یا همکاری با IAEA متقاعد نساخته است. اما آنها به بحثی در درون ایران دامن زده اند –بحثی که گاه حتی در همین وبلاگ هم در بارۀ این که آیا رهبران ایران مسیر درستی در روابط خود با جهان خارج برگزیده اند، بازتاب پیدا می کند.
من امیدوارم که بحث به این نتیجه بیانجامد که راه مذاکره بهتر از مسیر مقابله جویی و سرپیچی است.
10 نوامبر 2008
جمعۀ گذشته دبیرخانۀ IAEA پیش نویس دستور کار خود را برای نشست بعدی شورا در 27 و 28 نوامبر منتشر کرد. همانگونه که مرسوم شده، مدیر کل پیش از این نشست گزارشی انتشار خواهد داد.
اعضای شورا به عنوان اقدامی در جهت آمادگی برای نشست، گزارش مدیر کل را بدقت مورد بررسی قرار خواهند داد. اعضای شورا مایلند بدانند:
- آیا مقامات ایران از خواست شورای امنیت سازمان ملل متحد دایر بر لزوم تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی در نطنز پیروی می کنند؟
- آیا مقامات ایرانی خواست شورای امنیت سازمان ملل متحد را در مورد تعلیق ساختمان راکتور آب سنگین در اراک به کار می بندند؟
- آیا مقامات ایرانی اطلاعات پیشاپیش در رابطه با تاسیسات جدید هسته ای، همانگونه که ایران طبق موافقت نامۀ تدابیر ایمنی ملزم به آن است، در اختیار [آژانس] می گذارند.
- آیا مقامات ایرانی به درخواست های IAEA در جهت وجود شفافیت مانند داشتن دسترسی به کارگاه هايی که ایران در آنها مشغول ساختن سانتریفيوژ برای غنی سازی اورانیوم است، عمل می کنند؟
- آیا مقامات ایرانی به پرسش ها ی IAEA در مورد فعالیت های اخیر ایران که در آنها امکان ابعاد نظامی وجود داشته است پاسخ جدی داده اند؟
- آیا مقامات ایرانی دسترسی به کارگاه ها و مهندسانی را که با کار سلاح سازی در ارتباطند فراهم ساخته اند؟
ما در انتظار دریافت گزارش مدیر کل ظرف مدتی در حدود یک هفته هستیم. من شما را از ارزیابی خودمان آگاه خواهم ساخت.
در این خلال عدم تمایل مقامات ایرانی به اجابت این خواستهای ساده بدگمانی بین المللی را نسبت به طبیعت فعالیت های هسته ای ایران و مقاصد دستگاه رهبری آن افزایش می دهد.
8 نوامبر 2008
من اخيراً برای دانش آموزان دبيرستان تريسيانوم وين صحبت کردم. اين دبيرستان پرآوازه در سال 1746 توسط تريسا، ملکه اتريش تأسيس شد. در عکس او را می بينيد که به نظر می رسد در حال گذاشتن دست خود روی سر من است.
من از سخن گفتن برای دانش آموزان که اغلب مشکل ترين و اساسی ترين پرسش ها را مطرح می کنند لذت می برم. اين گفتگو درست پس از انتخابات ايالات متحده برگزار شد، بنا براين من هيجان خود را با آنها در ميان گذاشتم، و ما در باره برخی از چالش هايی که رئيس جمهوری جديد با آنها روبرو خواهد شد به صحبت نشستيم.
طبق روال هميشگی خود در صحبت با دانش آموزان، من از فرصت استفاده کردم و با آنها در باره در نظر گرفتن خدمت به ميهن صحبت کرده و آنها را تشويق نمودم هنگامی که در باره تحصيلات و مشاغل خود تصميم می گيرند، درباره اينکه چگونه می توانند جهان، ميهن، و جامعه ای بهتر و امن تر بسازند فکر کنند.

دختر يکی از همکاران اتريشی من در اين دبيرستان در جمع حضور داشت. او کمی بعد به مادر خود گفته بود که “حوصله اش سر نرفته است”. به عنوان کسی که خود دو فرزند نوجوان داشته است، می دانم که اين حرف تعريف بزرگی است!
5 نوامبر 2008
مردم آمريکا سناتور باراک اوباما را به عنوان رئيس جمهوری آينده ما انتخاب کرده اند.
شب گذشته، من و همسرم به آمريکايی های ديگری که در وين زندگی می کنند در يک مهمانی بعد از انتخابات که تمام شب به درازا کشيد ملحق شديم. به دليل اختلاف ساعت بين اتريش و آمريکا، نخستين نتايج رأی گيری در مناطق شرق ايالات متحده تا حدود 2 صبح امروز به وقت وين گزارش نشده بود. من اعتراف می کنم که من و همسرم کمی بعد از ساعت 2 صبح برای خواب به منزل بازگشتيم، و سپس امروز صبح برای اينکه ببينيم چه کسی برنده شده است بيدار شديم.
فضای مهمانی انتخابات مانند هيجانی که سرتاسر ايالات متحده را فرا گرفته بود سرشار از هيجان بود. برای من بسيار مسرت انگيز بود که ببينيم شمار بسياری از هموطنانم خود را از مسائل مطلع ساخته و در مبارزات انتخابات رياست جمهوری سهيم شدند. دموکراسی در آمريکا قوی است.
همچنين مايه مسرت من است که ايالات متحده از سد مهمی گذشته است- انتخاب يک آمريکايی آفريقايی تبار برای [حضور در] کاخ سفيد. اين دليل بيشتری برای والدين آمريکايی است تا به فرزندان خود بگويند که آنها نيز می توانند رئيس جمهوری بشوند، که آنها نيز می توانند باعث تغيير باشند.
31 اکتبر 2008
اظهارنظر از دکتر عزيزی
19 اکتبر 2008
بلاگ: تحريم های بيشتر بر ايران
آقای شولتی با سلام
ایران در حال حاضر (تاکید می کنم در حال حضر) نباید اجازه فعالیت اتمی داشته باشد به یک دلیل روشن و آن اینکه: رژیم کنونی ایران بر مبنای اصول دموکراسی بوجود نیامده بنا بر این توان این را دارد که بر خلاف میل اکثریت مردم، از سلاحهای کشتار جمعی برای بقای خود و اهداف جهان ستیزانه استفاده کند پس به همین دلیل تا زمانی که یک حکومت دمکراتیک در ایران وجود ندارد این رژیم حق فعالیت اتمی ندارد چون به راحتی با ظاهر سازی و دروغ گویی به نیات ضد بشری خواهد رسید.روی آرم سپاه پاسداران نوشته: به هر سلاحی که می توانید خودتان را مسلح کنید.
اوایل انقلاب سرودی در تلوزیون ایران پخش می شد که قسمتی از آن این بود:
از فلسطین تا اریتره تا جنوب لبنان
تا به شیلی و به فتانی و افقانستان
ز اتحاد خود شرر بپا کنیم
صفوف دشمنان زهم جدا کنیم
پاسخ آقای شولتی:
از اظهارنظر شما سپاسگزارم.
پرسش از امير
26 اکتبر 2008
بلاگ: پرسش هايی از برزيل
جناب سفیر،
با سپاس:
شما گزاره ی “در صورت اطمینان از تدارک سوخت هسته ای” را بسیار سطحی و تنها از جانب یک آمریکایی (و نه یک ایرانی) نگریسته اید. بیگمان یکی از ساده ترین راه های تضمین سوخت، نوشتن قرارداد است. شاید برای آمریکا نوشتن یک قرارداد ساده کافی باشد و تضمین اجرایی داشته باشد (چون آمریکا میتواند در صورت تخلف طرف قرارداد، از اهرمهای فشار دیگرش استفاده کند). ولی این برای ایران میسر نیست. به عنوان نمونه، قرارداد ایران با شرکت زیمنس آلمان برای نیروگاه اتمی بوشهر را در نظر بگیرید. وقتی که قرارداد به صورت یکطرفه از جانب آلمان فسخ شد، نه ایران توانست حق خود را بگیرد، نه کسی به ایران در این باره کمک کرد. اکنون شما بگویید که چه قراردادی میتواند برای ایران “اطمینان از تدارک سوخت هسته ای” را فراهم کند؟؟
چه چیزی میتواند تضمین اجرایی به یک قرارداد بدهد؟
در ضمن امیدوارم که سفر به شما خوش گذشته باشد.
پاسخ آقای شولتی:
راههای فراوانی برای تضمین تدارک سوخت وجود دارد – قراردادهای بازرگانی بلند مدت یا موافقتنامه های بین المللی یا ملی بانک های سوخت. اروپا، روسیه و ایالات متحده به ایران انجام مذکراتی را برای تضمین تدارک سوخت پیشنهاد کرده اند. رهبران ایران تنها کاری که باید بکنند آمادگی خود را برای آمدن به پای میز مذاکره به معرض نمایش بگذارند.
با سپاس از پرسش شما در اين مورد، سفر من (به آمریکای لاتین ) محشر بود، با مقداری تبادل نظرها و بحثهای خوب. اما واضح است که من باید همراه همسرم به عنوان سیاحتگر به آنجا برگردم.
پرسش از ايليا
19 اکتبر 2008
بلاگ: پرسش هايی از برزيل
سلام آقای شولتي
اولين بار است كه از بلاگتان ديدن ميكنم و هنوز در تعجبم كه آيا اين نظرها به دست شما ميرسد يا خير. با خواندن نظرهای ديگر دوستان و پاسخ های شما به نظر می آيد كه يك جو كاملا يكطرفه در اينجا حاكم است و از انتشار صداهای مخالف در اينجا نيز به مانند خيلی جاهای ديگر خبری نيست، اين هم دموكراسی.
سوالها بسيار است ولی به چند پرسش كوتاه بسنده ميكنم.
1- حمايت كشورشما از گروه های تروريست جنوب شرقی ايران (جندالله) كه در بلوچستان پاكستان به سر ميبرند كه از نظر مالی تامين و هر از چند گاهی نيز سر از تلويزيون های اپوزسيون آمريكا نشين درمياورند را مردم ايران چگونه درك كنند؟
2- گونه در اين چهار سال اشغال عراق كه هميشه ايران را متهم به حمايت از تروريست های عراق ميكنيد حتی يك مدرك مستدل و قوی در مورد آن ارائه نميدهيد؟
3- مردم ايران اين را درك نميكنند كه مسئله هسته ای ايران كه عدم انحراف برنامه اش در گزارشات آقای البرادعی به كرات تاييد شده مهمترين بحران هسته ای اين دهه ميشود ولی داشتن سلاح هسته ای توسط هند، پاكستان، اسرائيل و به خصوص آمريكا كه پيشينه استفاده از آن را هم دارد مسئله ای نيست.
4- متاسفانه آمريكا نه تنها در ايران بلكه در تمام دنيا اعتبار خود را از دست داده و هرچه چشم خود را به جنايات غزه و كرانه باختری بيشتر ببندد جناح اقتدارگرا و تندرو را در ايران و كشورهای منطقه تقويت ميكند و از قدرت و اعتبار خود ميكاهد.
5- از آقای شولتی ميخواهم با يك مترجم به فروم http://www.iranamerica.com سری بزند تا با افكار ايرانيان بيشتر آشنا شود.
پاسخ آقای شولتی:
ما تقریبا همه ایمیل هایی را که در یافت می کنیم، چه منفی و چه مثبت، به استثنای بعضی از آنها که لحن زشت و رکیک دارند، در تارنما می گذاریم. و من می توانم به شما اطمینان دهم که به طیف کاملی از ایمیل های منفی – حتی بعضی از آنهایی ک به قباحت نزدیک می شدند – پاسخ گفته ام.
تنها سانسوری که در این تارنما وجود دارد، کوشش های گاه گاهی ایران برای مسدود کردن دسترسی به تارنما است.
در رابطه با پرسش نخست شما، ايالات متحده از تروريسم حمايت نمی کند و حامی گروه های تروريست در جنوب ايران يا هيچ گروهی در هر مکانی نيست. آنانی که از تروريسم استفاده می کنند، بدون توجه به اهداف خاص مذهبی يا غيرمذهبی خود، در تلاش براندازی حکومت قانون و ايجاد تحول از راه خشونت و ترس هستند. هيچ هدفی تروريسم را توجيه نمی کند، من از برنامه تلويزيونی که شما به آن اشاره می کنيد آگاهی ندارم، اما ايالات متحده قوياً به آزادی بيان باور دارد و آنچه را که در تلويزيون مطرح می شود سانسور نمی کند، حتی اگر آنچه بيان می شود سزاوار نکوهش باشد. آزادی بيان و آزادی مطبوعات اصول پايه ای کشوری آزاد مانند ايالات متحده هستند و ما اميدواريم که اينها آزادی هايی باشند که شهروندان ايرانی بتوانند مانند ما بزودی در آن سهيم باشند.
در رابطه با پرسش دوم شما، ايالات متحده شواهدی دال بر فعاليت های ايران در عراق ارائه داده است. سپاه قدس از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمايت های مهلکی در شکل تسليحات، تعليم، کمک های مالی، و راهنمايی در اختيار گروه های منتخبی از شبه نظاميان شيعه عراقی که نيروهای ائتلاف و نيروهای عراقی و غيرنظاميان بی گناه عراقی را هدف قرار داده و می کشند، ارائه می دهد. سپاه قدس اسلحه های کوچک، نارنجک، موشک های جنگی، مواد منفجره، و سيستم های ضدهوايی قابل حمل توسط افراد را در اختيار برخی شبه نظاميان شيعه عراقی قرار داده است. سپاه قدس توانايی استفاده از (IED) و (EFP) مشابه با دستگاه های انفجاری که توسط ايران و حزب الله لبنان توليد می شود را در اختيار گروه های خاصی از شبه نظاميان شيعه قرار داده است. واضح ترين مدرک اخيری که بدست آمده است و نشان می دهد ايران کماکان به مسلح کردن نيروهای ضد ائتلاف ادامه می دهد قبضه های خمپاره ای است که مبدأ آنها ايران بوده و حاوی موادی با برچسب 2008 است و توسط نيروهای ائتلاف و نيروهای امنيتی دولت عراق در عراق کشف شده است.
من میل دارم یک دریافت غلط دیگر را تصحیح کنم. البرادعی، مدیر کل آژانس انرژی اتمی (IAEA ) هر گز طبیعت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای ایران را تایید نکرده است. آنچه در زیر می آید مطلبی است که او همین دوشنبۀ گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام داشت:
“آژانس موفق شده که همچنان عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده را در ایران مورد تایید قرار دهد. با این همه، من متاسفم که ما هنوز نتوانسته ایم در ارتباط با فقدان مواد هسته ای اعلام نشده و فعالیت های هسته ای ایران، به شفافیت کامل دست یابیم. سبب هم این است که آژانس هنوز نتوانسته است در مورد آنچه که به انجام بعضی تحقیقات اصطلاح شده و نیز مسئلۀ پرسش های مطروحه در رابطه با بُعد نظامی برنامۀ هسته ای ایران، به پیشرفت جدی نائل شود.
من تکرار می کنم که آژانس به هیچوجه قصد ندارد در مورد فعالیت های متعارف نظامی یا موشکی ایران “کنجاوی” کند.. من اطمینان دارم که می توان ترتیبی داد که به آژانس امکان دهد تا مسائل باقی مانده را در عین تضمین احترام به حق مشروع ایران در محافظت از محرمانه بودن اطلاعات و فعالیت های حساس، روشن کند. بنا بر این من مصرانه از ایران می خواهم تا اقداماتی درجهت شفاف سازی لازم برای ایجاد اعتماد نسبت به طبیعت صرفاًً مسالمت آمیز برنامه هسته ای آن کشور به شکل زودهنگام به عمل آورد. این کار هم برای ایران، هم برای منطقۀ خاورمیانه و هم برای دنیا سودمند است.”
عدم تمایل رهبران ایران به همکاری با IAEA همراه با ادامۀ نقض قطعنامه های شورای امنیت از طرف آنها، سايه سیاهی بر سر حیثیت یک کشور بزرگ افکنده است.
اولين اظهارنظر از سه نظر ارائه شده از سوی علی:
21 اکتبر 2008
بلاگ: تحريم های بيشتری بر ايران
مدیریت محترم اقای شولتی…براستی که اقای پلاک سرانجام در بطن حکومت قلدران بغض را که همانا حکمرانی ملایان افراطی شیعه ایران بر سرزمین ایستای ایران میباشد به بهترین تفصیر همسو گردید…اینکه حکومت فعلی ایران درلوای مذهب ونیز در سایه عوامیت هرروز به اهداف شوم خود که همانا ضربه زدن بر دمکراسی غرب است به یقین مطلبی است به عینه…اقای شولتی بنده به صراحت عرض مینمایم حکومت فعلی ایران بزرگترین معضل قرن دربرابر دمکراسی غرب محسوب میگردد وشما به این مهم عمیقنا نظرافکنید…اقای شولتی 6 سال گذشت و هنوز که هنوز است قلدران بغض{ حکومت فعلی ایران} کوچکترین نگاهی ارزشمند به قطنامهای شورای امنیت قائل نگردید که درانتها رئیس جمهور قلدران بغض بیان نمودند اینان کاغذپاره هایی بیش نیستند…اقای شولتی وقت کم است وقلدران بغض خوب میدانند به کدامین سو که همانا تسلط بر اورانیوم است قدم بگذارند..تمنا دارم به حاشیه کوههای لرستان پروازی در سکوت انجام گردد…اینان حکومت فعلی ایران در مانیفست سیاه خود سرانجام به همان ترازدی حسین و یزید می بالند… تقاضامندم قبل از اینکه سایه های سیاه بر کل خاورمیانه سایه افکند به چارهای نو همسو شویم..اقای شولتی تاریخ ادمی به تکرار ترازادی اجتماعی در مقطه ای گم به ناگاه خود را ظاهر می نمایید…لازم است از جنگ دیگری در سقفی بمراتب بالاتر که همانا جنگ حسین ویزید است بکوشیم دور شویم.. بدانید قلدران بغض بمراتب از فاشیسم و استالین خطر ناک ترین هستند وشما بدانید وقت کم است…
پاسخ آقای شولتی:
با سپاس از اظهار نظرهای شما.
اظهار نظر از فرح
21 اکتبر 2008
وبلاگ: ناکامی ایران در به دست آوردن یک کرسی در شورای امنیت سازمان ملل
با سلام گفته ايد که کشوری که بخواهد در نهادی خدمت کند اول بايد به قوانين و ضوابط آن پايبند باشد اما سران ايران که حتی به ساده ترين قوانين بشری پايبند نيستند و بيشترين آزار را به ملت خود می دهند چطور می توانند به ضوابط ديگر ملت ها پايبند باشند. آنها ارزش های اسلامی را هم به مسخره گرفته اند با ظاهرسازی و دروغ گويی کار خود را پيش می برند و باعث از بين رفتن بيشتر آبروی ايرانی ها می شوند.
پاسخ آقای شولتی:
با تشکر از اظهار نظر شما.
اظهار نظر از زويا
22 اکتبر 2008
ويديو: سخنان آقای شولتی در رابطه با بسته پيشنهادی P 5+1 به ايران
باسلام
ازاینکه این سایت را ایجاد کردین تا بتوانیم از اخبار مطلع شویم بسیار ممنون.
پاسخ آقای شولتی:
سپاسگزارم.
از این که چنین تعداد فراوانی از شما با طرح پرسش های اندیشمندانه با سفیر شولتی در مکاتبه هستید و با وی درگیر یک گفت و شنود واقعی شده اید بسیار خوشوقتیم. از معدود کسانی که با بی نزاکتی و به کار بردن لحن ناشایست استدلال خود را به پستی می کشند می خواهیم که از این رویه دست بردارند. اینگونه اظهار نظرها از تارنما حذف می شوند و ما آنها را برای سفیر شولتی ترجمه نمی کنیم.از شما دعوت می کنيم کماکان به ارسال دیدگاه های مخالف خود ادامه دهید، اما متوجه باشید که به کار بردن لحن زشت استدلال کسی را پیش نمی برد و تنها بازتابی از طرز فکر نازل فرستنده است.
با سپاس،
تارنمای فارسی وزارت خارجه ايالات متحده