20 نوامبر 2008
نظر از ايليا
4 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش ها
با سلام آقای شولتی كه برای اولين بار راهی هر چند كوچك برای تبادل افكار موافقان و مخالفان هموار كرده است.
اين يادداشت من پيرو پاسخ شما به سوالات من است كه ميخواهم همان مسائل را كمی بازتر كنم.
در پاسخ به پرسش حمايت كشور شما از تروريستهای جنوب شرقی ايران اين خبر را مطالعه فرماييد. http://blogs.abcnews.com/theblotter/2007/04/abc_news_exclus.html
2- جناب سفير اگر آنگونه كه ادعا كرده ايد مدارك متعدد و مستدلی درباره حمايت ايران از گروه های تروريست شيعه عراق داريد چرا اين موضوع را در دادگاه لاحه يا سازمان ملل با مدرك و دليل ارائه نميدهيد و فقط اين صحبتها را در حد گفتمان تهديد و يك اهرم فشار سياسی نگه داشته ايد؟.
3- شما در پاسخ به سوالی اينگونه پاسخ گفته ايد:” من میل دارم یک دریافت غلط دیگر را تصحیح کنم. البرادعی، مدیر کل آژانس انرژی اتمی (IAEA ) هر گز طبیعت مسالمت آمیز فعالیت های هسته ای ایران را تایید نکرده است. آنچه در زیر می آید مطلبی است که او همین دوشنبۀ گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام داشت: آژانس موفق شده که همچنان عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده را در ایران مورد تایید قرار دهد.”
و اين گفته را بنا به صلح آميز بودن فعاليت هسته ای ايران ندانسته ايد. آيا عدم انحراف از قوانين رانندگی به معنای رانندگی صحيح نيست؟ آيا عدم انحراف از موازين قانونی در مسير درست حركت كردن نميباشد.
4- و برای آخرين سوال كه يك سوال اساسی برای اكثريت ايرانيان است كه همواره بی جواب مانده.
به فرض آنكه ادعاهای كشور شما درست باشد و حكومت ايران يك حكومت ارتجاعی دينی و سران آن مذهبی افراطی و از حاميان تروريسم در منطقه هستند.
دكتر محمد مصدق كه بود؟ آيا يك مذهبی افراطی و خطرناك؟ كودتای 28 مرداد سال 1332 كه به اعتراف سخنگوی وزرات خارجه آمريكا تا كيسی، سی آی ای از بانيان اصلی آن بود هيچ گاه از ياد ايرانيان نميرود. شايد اگر آن دولت مردمی و دموكرات دكتر محمد مصدق را سرنگون نميكرديد و دگر باره شاه ديكتاتور را در مسند قدرت اين كشور نمينشانديد حال كشور ما با اين مشكلات عديده روبرو نبود و كشور شما نيز دارای وجهه بهتری در ميان ايرانيان بود.
متاسفانه مصداق كودتای 28 مرداد اعتبار موضع گيری های شما در مقابل ايران را در مورد موضوعات حقوق بشری و دمكراسی تا حد زيادی فاقد اعتبار كرده است. زيرا دكتر محمد مصدقی كه توسط سی آی ای سرنگون شد نه خصوصيات احمدی نژاد را داشت و نه به قول شما از تروريسم حمايت ميكرد. آن مرد فقط خواهان حقوق حقه ی ملت ايران بود و اين موضوع به ناچار انسان را به مقايسه ی موضوع ملی شدن صنعت نفت و برنامه هسته ای ايران و جبهه گيری مشابه شما عليه هر دو وا ميدارد.
با تشكر بينهايت از شما و مديريت سايت .اميدوارم روزی به دور از پيش قضاوت فكري/سياسی به ايران بياييد و با فرهنگ اين ملت صلح جو آشنا شويد.
پاسخ آقای شولتی
از توجه مستمر شما و برقراری ارتباط پیرامون این مسائل سپاسگزارم. من تمرکز را روی پرسش های سوم و چهارم شما می گذارم، چون کارشناس حمایت ایران از تروریسم و ستیزه جویان خشونت پبشه در عراق نیستم.
در مورد سابقۀ هسته ای ایران شما فقط بخشی از آنچه را که مدیرکل [آژانس بین المللی انرژی اتمی] در بارۀ فعالیت های اعلام نشدۀ ایران گفته است نقل کرده اید و نگرانی های او را از بابت فعالیت های اعلام نشده و گزارش های مربوط به موارد نقض [قطعنامه های] شورای امینت ناگفته باقی گذاشته اید. با توجه به سابقۀ ایران در خودداری از اعلام فعالیت های خود و تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی(IAEA) دایر بر ناکافی بودن دسترسی آن به برنامۀ هسته ای ایران، این تمایز بویژه حائز اهمیت است. شما از قیاسی در بارۀ رانندگی استفاده کرده اید – که من آن را ادامه خواهم داد.
مقامات ایرانی نظیر رانندگانی هستند که قانون را رعایت نمی کنند — و سپس هیچ کوششی برای متقاعد ساختن دادگاه در مورد این که در آینده مقررات رانندگی را محترم خواهند شمرد به عمل نمی آورند. در گزارش های متعدد IAEA مراتب زیر در میان نکات دیگر به طور مستند ثبت شده است:
موارد جدی نقض موافقت های ایران در زمینۀ تعهدات مربوط به تدابیر ایمنی، به عنوان مثال، خودداری از گزارش فعالیت های حساس هسته ای در اراک و نطنز.
ادامۀ سرباز زدن از همکاری کامل با IAEA ، برای نمونه خودداری از به کاربستن پروتکل الحاقی یا اجابت تقاضا به بازرسان برای مصاحبه با افراد یا بازدید از کارگاه ها.
نقض فاحش قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، به عنوان مثال، ادامۀ فعالیت های غنی سازی که برای برنامۀ غیر نظامی ایران ضرورتی ندارد اما برای ساختن بمب لازم است.
این رهبران نه تنها قانون را زیر پا می گذارند، بلکه، بدون توجه به امنیت مسافران خود و کسانی که در پیرامونشان هستند، با بی پروایی نیز رانندگی می کنند. برای نمونه:
آنها کشور بزرگ خود را در معرض سوء ظن، انتقاد و مجازاتهای اقتصادی قرار داده اند.
رفتار ستیزه جویانه آنها به خطر یک برخورد و تصادم شدید دامن زده است.
پیگیری فن آوری مورد استفاده در سلاح های هسته ای این خطر را در بر دارد که دیگران را هم در منطقه به اقدامات مشابهی برمی انگیزد و به این ترتیب موجبات تضعیف و تزلزل امنیت همسایگان، و از جمله مردم ایران را فراهم آورد.
اگر پسر ما دارای چنین سابقه ای در رانندگی بود، ما گواهی رانندگی او را مدتها پیش باطل می کردیم.
من می دانم که کودتای 1953 سایه ای بر سر مناسبات با ایران افکنده است، ولی همین موضوع در مورد رویداد بسیار تازه تر گروگان گیری در 1979 صادق است. هیچکس در ایالات متحده خاطرۀ کودتا را جشن نمی گیرد، حال آنکه در ایران مقامات روز تصرف سفارت آمریکا را یک تعطیل ملی اعلام داشته اند.
آنها چرا چنین کاری می کنند؟
اگر مناسبات[کشورها] به صورت گروگانی در دست تاریخ باقی می ماند، اروپا هنوز می بایست با خودش در جنگ باشد، جنگ سرد هنوز با کمال شدت ادامه داشت و ایالات متحده امروز از روابط مثبت با کشورهایی نظیر آلمان، ژاپن، چین و ویتنام برخوردار نبود.
من مطمئنم که شماهم موافقید که ما باید از تاریخ درس بیاموزیم ولی به صورت قربانیان آن در نیاییم.
و بلی، من بشدت علاقه مندم که با ایرانیان آرامش طلب دیدار داشته باشم. حدس من این است که اکثریت ایرانی ها همان چیزی را می خواهند که اکثریت آمریکایی ها هم طالبش هستند: احترام به جامعه و فرهنگ خود، امنیت اقتصادی برای خودشان و خانواده شان و آزادی و منزلت برای همۀ شهروندان.
نظر از ميرسپنج
7 نوامبر 2008
مردم آمریکا رئیس جمهوری آیندۀ ما را را بر می گزینند
دولت ايران بصورت کلی دولتی ديکتاتور و بر پايۀ زور بنا شده است و در زير سايه ديکتاتوری مسلماً هيچگونه دموکراسی نمی تواند پديدار شود. بزرگترين هنر سردمداران نظام جمهوری اسلامی ايران مهر سکوت بر دهان منتقدان می باشد. نقض آشکار حقوق بشر هم اکنون به روشنی در ايران قابل مشاهده است. بيکاری، فقر، و در پی آن فحشاء و منزوی کردن مردم ايران بزرگترين ارمغان اين نظام برای سرزمين آريايی مان می باشد. سردمداران آن بزرگترين حاميان تروريست هستند. و در آخر، درود بر آزادگان ايران زمين، پاينده باد ايران.
پاسخ آقای شولتی
پرزیدنت بوش در سخنان خود به مناسبت آغاز دورۀ دوم تصدیش گفت: “در تاریخ تنها یک نیرو وجود دارد که قادر است سلطۀ نفرت و خشم را در هم بشکند و پرده از روی ادعاهای خودکامگان بردارد، و آن نیروی آزادی مردم است.
نظر از سعيد
10 نوامبر 2008
بلاگ: مردم آمریکا رئیس جمهوری آیندۀ ما را بر گزیدند
جناب آقای سفیر،
ما ایرانیان نیز از انتخاب آقای اوباما خوشحالیم، چرا که معتقدیم ایشان مبدع روابط جدیدی بین تهران و واشنگتن خواهند بود. من خیلی دوست داشتم که مخاطب این پیغام، مسوول جدید در کابینه آقای اوباما در امور ایرانیان می بود، ولی در هر صورت امیدوارم این پیغام توسط جنابعالی بررسی و/یا به شخص مربوطه انتقال داده شود.
آقای سفیر،
اکنون که هر ایرانی منتظر اولین کلمات آقای اباما راجع به ایران و ایرانیان می باشد، هیچ چیزی جز احترام به منزلت ایرانی، آنها را خوشحال نخواهد کرد. این احترام گذاری روشهای زیادی دارد. به نظر من ایشان میتوانند راهبردی جدید در کنسولگریهای ایالات متحده، که علنا به درخواست دهندگان ویزای آمریکا توهین میکنند، تعریف کنند. من به عنوان یک دانشجوی ایرانی مشغول به تحصیل در ایالات متحده و به نمایندگی از تمامی دانشجویان ایرانی، از دستگاه امور خارجی آقای اوباما خواستارم که حقوق ویزای دانشجویی را که برای تمامی کشورها به جز ایران و چند کشور دیگر صادق است، برای دا نشجویان ایرانی دوباره در نظر بگیرند. همانگونه که میدانید دشواری اخذ ویزای ایالات متحده و یک بار ورودی بودن ویزای دانشجویان ایرانی باعث شده که آنها ریسک نکرده و برای بازدید خانواده در ایران، از آمریکا خارج نشوند.
آقای اوباما میتوانند با حرکتی زیبا و کوچک، این حق را به دانشجویان ایرانی بازگردانند و در عین حال نیت خیر خود را برای حل معضل هسته ای ایران نشان دهند.
با تشکر
پاسخ آقای شولتی:
از افکاری که عرضه داشته اید سپاسگزارم. من آنها را به آگاهی مقامات وزارت امور خارجه که مسئول امور کنسولی هستند می رسانم و یکی از آنها را دعوت می کنم که یاداشتی در وبلاگ در ارتباط با نگرانی شما بنویسد.
دولت ایالات متحده دست به کار افزایش فرصت ها برای مبادلات آموزشی و فرهنگی بوده است. این بخشی از علاقۀ بلندمدت ما برای برقراری مناسبات مثبت تر با ایران و مردم آن است و این موضوع را روشن می کند که اختلافات ما با رژیم در احترام ما نسبت به مردم ایران هیچ بازتابی ندارد. اجازه بدهید ببینم من می توانم کسی را که به نکات مطرح شده توسط شما پاسخ بگوید پیدا کنم.
نظر از کوروش
12 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش ها
با درود امیدوارم آقای شولتی به جای انرژی هسته ای بیشتر به فکردموکراسی و حقوق بشر در ایران باشد چون ما درحال حاضر نیازی به انرژی هسته ای نداریم.
پاسخ آقای شولتی:
من به این علت روی مسائل هسته ای تکیه می کنم، که اینجا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین، کارم همین است. اما با شما موافقم که امروز نیاز مردم ایران به دموکراسی و حقوق بشر از انرژی هسته ای بیشتر است.
گمان من این است که رهبران ایران میل دارند از ” حقوق هسته ای” به عنوان راهی برای خود داری از سخن گفتن از دموکراسی و حقوق بشر، دم بزنند.
نظر از کویر:
12 نوامبر 2008
ويديو درباره نظرات آقای شولتی در رابطه با پيشنهاد گروه P5+1 به ايران
از شما و تمام کسانی که در احیای این سایت زحمت میکشید بسیار متشکرم وامید وارم در راهی که پیش رو دارید موفق باشید.
پاسخ آقای شولتی:
از اظهار علاقه ای که کرده اید سپاسگزارم. و من درتشکر از مترجمان عالی و استادان تنظیم تارنماها که مباحثۀ ما را امکان پذیر ساخته اند، به شما می پیوندم.
پرسش از فرهاد:
12 نوامبر 2008
بلاگ: پرسش هايی از برزيل
با سلام، بنده سوال از شما داشتم و آن اينکه چرا تا قبل از 5 سال گذشته آمريکا و ديگران به برنامۀ هسته ای ايران توجهی نداشتند و به قول خودتان ايران حدود 18 سال پيش اقدام به فعاليت های اتمی کرده، پس چرا اينقدر دير به فکر افتادين و سوال ديگر، آقای اوباما هم مانند آقای بوش به نتيجه نرسد با دولت ايران، تکليف چيست و گناه مردم ايران در اين بين چه می شود؟
پاسخ آقای شولتی:
دامنۀ کامل برنامۀ هسته ای ایران تا سال 2002 که از فعایتهایش در نطنز و اراک در برابر دنیا پرده برداشته شد مورد توجه جهان قرار نگرفته بود. دولت ایران کوشیده بود بر این فعالیت ها سرپوش بگذارد. برای نمونه در نطنز، مقامات ایرانی کوشیده بودند که تالارهای بزرگ غنی سازی اورانیوم را در دو دژ عظیم زیرزمینی که راه ورودی آن زیرکانه به وسیلۀ یک ساختمان معمولی پوشانده شده بود، پنهان کنند.
تنها هنگامی که این فعالیت ها علنا فاش شد، بازرسان توانستند از تاسیسات دیدن و تحقیقات خود را آغاز کنند. آنها با سرعت به این نتیجه رسيدند که ایران از حدود تعهدات خود به موجب موافقت نامه های تدابیر ایمنی تجاوز کرده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی ایران را در 2005 در حال سرپیچی از تعهدات خود یافت و در 2006 مراتب را به شورای امنیت گزارش داد. ایران در حال حاضر موضوع پنج قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است.
آنچه که برای مردم ایران روی می دهد بیشتر به دستگاه رهبری ایران وابسته است تا به دستگاه رهبری واشنگتن. شاید رهبران ایران تغییر دولت در ایالات متحده را به عنوان فرصتی برای عمل کردن به الزامات بین المللی خود مغتنم بشمارند و پیشنهاد مذاکره را که از مدتها پیش روی میز قرار داشته است بپذیرند. این تحول مطلوبی خواهد بود.
اما رهبران ایران نباید فرض کنند که اگر آنها به تخلف از تعهدات بین المللی خود ادامه دهند، دولت جدید آمریکا آن را نادیده خواهد گرفت. اوباما رئیس جمهوری منتخب، تنها سه روز بعد از انتخاب اعلام داشت که تولید سلاح هسته ای به وسیلۀ ایران “غیرقابل قبول” خواهد بود. او در ادامۀ سخنش گفت: “ما باید به یک کوشش بین المللی برای جلوگیری از اینکه چنین اتفاقی روی دهد دست بزنیم.”
پرسش از ساسان:
12 نوامبر 2008
بلاگ: پاسخ به پرسش ها
قبل از هر چيزبرای شروع اين بلاگ تشکر می کنم. من از طريق صدای آمريکا در باره آن آگاه شدم و بسيار خوشحالم که می توانم مستقيماً با شما صحبت کنم. ايکاش می توانستيد زودتر اين بلاگ را شروع کنيد و ما مجبور نبوديم صبر کنيم تا ببينيم در دولت اوباما چه اتفاقی می افتد. به هر حال، من 48 سال دارم و صاحب شرکت نفت و ميدان گاز خودم هستم. پنج سال است که تنش بين دولت های ايران و ايالات متحده به سطحی بحرانی رسيده است و ما (بسياری از مالکان در بخش خصوصی) در انتظار دوران حساسی بوديم (يعنی جنگ يا حداقل تحريم های سنگين) تا بزودی يا حداقل در عرض يکی دو ماه بحران اتمی دروازه يا دری باشد که از طريق آن از اين رژيم خلاص شويم!!! ما تقريباً تمام فعاليت های خود را متوقف کرديم، حتی تعدادی از املاک يا شرکت های خود را به کشورهای ديگر منتقل کرديم….متأسفانه من هنوز می بينم که هنوز پس از پنج سال ما مأيوس می شويم. ممکن است وضعيت واقعی خود را روشن کنيد؟ من می دانم که شما و نمايندگان ايالات متحده بايد منافع کشور خود را در نظر داشته باشيد، و ممکن است از بسياری از تصميمات غفلت کرده يا صرف نظر کنيد. من بسيار ممنون می شوم اگر ما بتوانيم دقيقاً از اوضاع مطلع شويم، چراکه من فکر می کنم نهايتاً بدون اطلاع مردم عادی ايران مذاکره انجام خواهد شد و شما به نتيجه ای برسيد بدون آنکه مردم از آن راضی يا حتی آگاه باشند.
با تشکر از شما و در انتظار پاسخ شما.
با احترام
پاسخ آقای شولتی:
من نگرانی شما را درک می کنم. در واقع حدس من این است که کسب و کار شما در اثر سیاست بد اقتصادی رژیم و مناسبات نامطلوب آن با جامعۀ جهانی دستخوش آسیب شده است. سازمان توسعه و همکاری در پاریس اعتبار ایران را تنزل درجه داده است و بانکها و شرکتها به طرز فراینده ای نسبت فعالیت اقتصادی در ایران ابراز بی میلی می کنند.
من اقتصاددان نیستم ولی حدس من این است که اقتصاد ایران، بویژه در این هنگام که بهای نفت پایین آمده، رو به وخامت بیشتری خواهد گذاشت، تا زمانی که رهبران ایران تصمیم به برگزیدن مسیر متفاوتی در سیاستهای خارجی و اقتصادی خود بگیرند. در حال حاضر متاسفانه چنین به نظر می رسد که رهبران ایران به جای برخورد جدی با پیشنهادی که به وسیلۀ ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین به آنها ارائه شده، در حال بازی با موضوع مذاکرات هستند. آنها به جای برداشتن گامهای ضروری برای آغاز مذاکرات جدی از “روشن کردن ابهامات” سخن می گویند.
چرا آنها فرصت را برای مذاکره به عنوان یک طرف مساوی با قدرتهای جهانی و رسیدن به یک توافق دیپلماتیک که به ایران برای دسترسی به نیروی برق اتمی کمک می کند، از دست می دهند؟ موضوع آنها متاسفانه به سود مردمی مثل شما و اکثریت ایرانیان نیست.
پرسش از آرمان:
12 نوامبر 2008
بلاگ: مردم آمريکا رئيس جمهوری آينده ما را انتخاب کردند
با سلام
سوال من از آقای شولتی این است که با توجه به زیر زمینی بودن تاسیسات هسته ای ایران در شهرهای نطنز و سایر شهرها و این واقعیت که این تاسیسات در بمباران های متعارف از بین نمی رود، برنامه ایالات متحده برای تخریب و انهدام این تاسیسات و برنامه های هسته ای در صورت ادامه سرپیچی جمهوری اسلامی از قطعنامه های شورای امنیت چیست ؟
پاسخ آقای شولتی:
اینجا در وین مسئولیت من بر آژانس انرژی اتمی متمرکز است – من طراح نظامی نیستم.
پرزیدنت بوش و اوباما رئیس جمهوری منتخب، هیچکدام هیچ گزینه ای، از جمله گزینۀ نظامی را را از روی میز برنداشته اند. با ذکر این موضوع، هدف اما رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک است.
نظر از برنامه:
12 نوامبر 2008
بلاگ: ناکامی ایران دربه دست آوردن يک کرسی در شورای امنیت سازمان ملل
با سلام و ادب، ايران در حال [حاضر مجهز به] تشکيلات هسته ای نيست، بنابراين اگر مجهز شود با بی رحمی اولين بمب هست های را پرتاب خواهد کرد. بايد جلوی آخوندها را گرفت.
پاسخ آقای شولتی:
من در نگرانی شما از این بابت که رهبران ایران چگونه سلاح های هسته ای را به کار خواهند برد شریکم. این رژیمی است که از تروریسم حمایت می کند. این رژیمی است که رهبران آن به طور منظم خواستار نابودی کشوری می شوند که هرگز تهدیدهای مشابهی متوجه ایران نکرده است.
حتی اگر رهبران ایران سلاح های هسته ای را بکار نبرند؛ نگرانی من این است که رژیم گستاخانه اقدامات خود را در حمایت ازتروریسم یا مداخلات حتی تعرض آمیزتری در امور کشورهای همسایه تشدید کند. نتیجه افزایش خطر برخورد خشونت بار و تشدید مسابقۀ تسلیحات هسته ای در منطقه ای خواهد بود که هم اکنون نیز در معرض بی ثباتی و خشونت قرار دارد.